ARAZAZARBAIJAN

چرا برخي افراد پس از بحران همچنان مضطرب مي‌مانند


چرا برخي افراد پس از بحران همچنان مضطرب مي‌مانند

گروه خانواده و سلامت: وجود اضطراب پس از تجربه بحران، لزوماً نشانه ضعف رواني يا ناتواني فرد در سازگاري نيست. بسياري از اين واکنش‌ها طبيعي هستند و در ميان افرادي که دوره‌اي از ناامني، نگراني يا فشار رواني را تجربه کرده‌اند، مشاهده مي‌شوند. ذهن انسان براي بازسازي احساس امنيت به زمان نياز دارد و اين فرايند براي همه افراد با سرعت يکسان اتفاق نمي‌افتد.


اين روزها افراد زيادي از تجربه‌اي مشابه سخن مي‌گويند؛ از شب‌هايي که خواب در آنها زودتر از هميشه آشفته مي‌شود، از ذهني که مدام درگير پيش‌بيني اتفاقات بعدي است و از نگراني‌هايي که حتي در ساعت‌هاي آرام روز نيز رهايشان نمي‌کند. برخي از افراد مي‌گويند با وجود آنکه شرايط نسبت به گذشته آرام‌تر شده، همچنان احساس ناامني مي‌کنند يا نمي‌توانند تمرکز و آرامش سابق خود را به دست آورند. پرسش مشترک بسياري از آنها اين است که چرا با وجود فاصله گرفتن از لحظه خطر، هنوز احساس امنيت و آرامش به زندگي بازنگشته است؟
پاسخ اين پرسش را بايد در شيوه عملکرد مغز انسان در شرايط بحران جست‌وجو کرد. هنگامي که فرد با موقعيتي تهديدکننده روبه‌رو مي‌شود، مغز به‌طور طبيعي وارد وضعيت آماده‌باش مي‌شود. اين واکنش بخشي از سازوکار بقاست؛ سازوکاري که طي هزاران سال تکامل يافته تا انسان را در برابر خطر محافظت کند.
در چنين شرايطي، بدن و ذهن براي واکنش سريع‌تر آماده مي‌شوند، ميزان هوشياري افزايش مي‌يابد و توجه فرد بيشتر بر نشانه‌هاي تهديد متمرکز مي‌شود.
اين وضعيت در زمان وقوع بحران کاملاً ضروري و مفيد است، اما مشکل از جايي آغاز مي‌شود که پس از کاهش يا پايان خطر، ذهن همچنان در همان حالت باقي مي‌ماند. گويي مغز هنوز مطمئن نشده است که شرايط امن شده و بايد از وضعيت آماده‌باش خارج شود. در نتيجه، فرد همچنان احساس مي‌کند ممکن است اتفاقي ناخوشايند در راه باشد؛ حتي اگر شواهد بيروني چنين چيزي را تأييد نکنند.
به همين دليل، بسياري از افراد پس از عبور از روزهاي پرتنش، نشانه‌هايي از اضطراب را تجربه مي‌کنند. اين اضطراب هميشه به شکل ترس آشکار يا حملات اضطرابي بروز نمي‌کند. گاهي خود را در قالب بي‌قراري، زودرنجي، کاهش تمرکز، خستگي مداوم، احساس فرسودگي، اختلال خواب يا حتي ناتواني در لذت بردن از فعاليت‌هاي روزمره نشان مي‌دهد. فرد ممکن است تصور کند دليل مشخصي براي اين تغييرات وجود ندارد، در حالي که ذهن او همچنان در حال پردازش فشارها و نگراني‌هايي است که در روزها يا هفته‌هاي گذشته تجربه کرده است.
يکي از ويژگي‌هاي مهم ذهن انسان پس از بحران، تلاش براي پيش‌بيني و کنترل آينده است. افراد در چنين شرايطي مدام به دنبال يافتن نشانه‌هايي هستند که به آنها اطمينان دهد خطري در راه نيست. اما اين تلاش هميشه نتيجه مطلوبي به همراه ندارد. در بسياري از موارد، هرچه فرد بيشتر در جست‌وجوي اطمينان باشد، بيشتر با اطلاعاتي روبه‌رو مي‌شود که نگراني او را تشديد مي‌کنند.
در اين ميان، يکي از رايج‌ترين واکنش‌ها پيگيري مداوم اخبار و رويدادهاست. بسياري از افراد تصور مي‌کنند اگر هر لحظه از آخرين تحولات باخبر باشند، احساس امنيت بيشتري خواهند کرد. اما تجربه و يافته‌هاي روان‌شناسي نشان مي‌دهد که قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تنش‌زا، اغلب نتيجه‌اي معکوس دارد. ذهني که فرصت استراحت و بازيابي پيدا نمي‌کند، حساس‌تر مي‌شود و هر خبر تازه را به‌عنوان نشانه‌اي از يک تهديد جديد تفسير مي‌کند. در چنين شرايطي، چرخه‌اي شکل مي‌گيرد که در آن اضطراب باعث پيگيري بيشتر اخبار مي‌شود و پيگيري بيشتر اخبار نيز اضطراب را افزايش مي‌دهد.
نکته مهم اين است که وجود اضطراب پس از تجربه بحران، لزوماً نشانه ضعف رواني يا ناتواني فرد در سازگاري نيست. بسياري از اين واکنش‌ها طبيعي هستند و در ميان افرادي که دوره‌اي از ناامني، نگراني يا فشار رواني را تجربه کرده‌اند، مشاهده مي‌شوند. ذهن انسان براي بازسازي احساس امنيت به زمان نياز دارد و اين فرايند براي همه افراد با سرعت يکسان اتفاق نمي‌افتد.
آنچه اهميت دارد، نحوه مواجهه با اين وضعيت است. اضطراب زماني به يک مشکل جدي تبديل مي‌شود که تمام فضاي ذهني فرد را اشغال کند و او را از انجام فعاليت‌هاي روزمره، روابط اجتماعي يا مسئوليت‌هاي شخصي بازدارد. در غير اين صورت، وجود مقداري نگراني و حساسيت پس از يک بحران، بخشي از روند طبيعي سازگاري رواني است.
در روزهاي پس از بحران، افراد تا حد امکان بايد به برنامه‌هاي عادي زندگي بازگردند. حفظ ارتباط با اعضاي خانواده و دوستان، انجام فعاليت‌هاي روزمره، توجه به خواب و استراحت کافي، فعاليت بدني منظم و محدود کردن مواجهه با اخبار تنش‌زا مي‌تواند به ذهن کمک کند تا به‌تدريج از وضعيت آماده‌باش خارج شود. همان‌گونه که بدن پس از يک دوره فشار جسمي به زمان نياز دارد تا توان ازدست‌رفته خود را بازيابد، روان انسان نيز براي بازگشت به احساس امنيت به فرصت، مراقبت و صبوري نيازمند است.
شايد مهم‌ترين نکته در روزهاي پس از بحران اين باشد که از خود انتظار نداشته باشيم بلافاصله به وضعيت پيشين بازگرديم. بسياري از افراد زماني دچار نگراني مضاعف مي‌شوند که تصور مي‌کنند بايد خيلي سريع دوباره همان احساس آرامش سابق را تجربه کنند؛ در حالي که ترميم رواني، فرايندي تدريجي است و مانند بسياري از زخم‌هاي ديگر، به زمان نياز دارد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از سلامت نيوز ، ترس، نگراني و اضطراب بخشي از تجربه انساني هستند؛ احساساتي که در شرايط دشوار به ما کمک مي‌کنند نسبت به محيط اطراف هوشيارتر باشيم.
اما قرار نيست اين احساسات براي هميشه در مرکز زندگي باقي بمانند. انسان از توانايي قابل توجهي براي سازگاري و بازسازي برخوردار است. ذهن مي‌تواند پس از روزهاي دشوار دوباره تعادل خود را پيدا کند، به شرط آنکه فرصت کافي براي اين بازگشت در اختيارش قرار گيرد. شايد خطر از بيرون پايان يافته باشد، اما آرامش نيز دير يا زود راه خود را به درون باز خواهد کرد.


برچسب ها:

تاریخ: 1405/03/31 08:21 ق.ظ | دفعات بازدید: 1777 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور