شاهرخ احمدزاده
گروه تحليل: در فضاي متلاطم ژئوپليتيک امروز که همزمان با جنگ ادراکي عمليات رواني و بازنماييهاي اغراقآميز از تهاجم برقآسا يا نفوذ نيروهاي ويژه همراه است بررسي معماري دفاعي جمهوري اسلامي ايران نشان ميدهد که کشور بر مبناي ظرفيتهاي کلاسيک نظامي تعريف نميشود بلکه با يک منظومه دفاعي چندلايه شبکهمحور و درهمتنيده مواجهيم که جغرافيا سازمان رزمي فناوري و سرمايه انساني را در قالب يک ساختار بازدارنده به هم پيوند زده است.
به گزارش آراز آذربايجان،در اين چارچوب ايران نه يک پهنه سرزميني بلکه يک سامانه دفاعي فعال است که در آن عمق راهبردي و انسجام عملياتي بهصورت همزمان عمل ميکنند.
*دفاع موزائيکي،بازتعريف تابآوري در جنگ ناهمتراز
يکي از مهمترين شاخص هاي قدرت زميني ايران دکترين دفاع موزائيکي است الگويي که بر خلاف ساختارهاي متمرکز و آسيبپذير کلاسيک بر پراکندگي هوشمند استقلال نسبي يگانها و قابليت بقا در شرايط قطع ارتباط يا اخلال در زنجيره فرماندهي استوار است.
در چنين مدلي هر منطقه استان و شهر ميتواند بهمثابه يک هسته مقاومتي عمل کند هستهاي که نهتنها در برابر فروپاشي مرکزي مقاوم است بلکه توان استمرار نبرد را نيز حفظ ميکند. پيامد اين رويکرد براي مهاجم روشن است، مواجهه با يک ارتش متمرکز جاي خود را به رويارويي با شبکهاي از واحدهاي رزمي چابک آموزشديده و متکي بر طرحهاي از پيشطراحيشده ميدهد شبکهاي که هزينه پيشروي را بهصورت تصاعدي افزايش ميدهد.
در همين چارچوب تصور اجراي عمليات هليبرن يا فرود نيروهاي ويژه در عمق خاک ايران با واقعيت صحنه دفاعي کشور همخوان نيست. ساختار زميني ايران بر يک لايهبندي چندگانه استوار است که از يگانهاي زبده تکاوري و ضدنفوذ از جمله نوهد و تيپ نيروي ويژه صابرين آغاز ميشود و تا سطوح گستردهتر بسيج و ظرفيتهاي مردمي امتداد مييابد.
تيپ صابرين که در سال 1379 با ماموريت مقابله با تروريسم و تهديدات نامتقارن در چارچوب سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شکل گرفت از ابتدا بر آموزش سختگيرانه آمادگي عملياتي بالا و واکنش سريع بنا شد. اين يگان در مراحل نخست از تجارب آموزشي تيپ 65 نوهد نيز بهره برد و بهتدريج به يکي از مؤلفههاي تخصصرين در منظومه امنيتي ايران در توان رزمي آن نيست، بلکه در نقش آن بهعنوان يگاني براي مهار تهديدهاي سيال کمنشانه و پيچيده است تهديدهايي که در صحنههاي شهري مرزي و کوهستاني رخ مينمايند.
در سطحي بالاتر ترکيب يگانهاي هوابرد زرهي، مکانيزه، ضدترور و نيروهاي شهري نخبه نظير نوپو و فاتحين، شبکهاي از پاسخ چندلايه را شکل داده است که امکان غافلگيري عملياتي را بهشدت کاهش ميدهد. در اين ميان نيروهاي بسيج و پيشکسوتان جنگ بهعنوان ذخيرهاي از تجربه و شناخت ميداني نقش مکملي تعيينکننده در تابآوري دفاعي دارند. حاصل اين چيدمان محيطي است که در آن هر تلاش براي نفوذ، پيش از رسيدن به مرحله تثبيت در لايههاي شناسايي رهگيري و انهدام فرسوده ميشود.
تحولات اخير و بهويژه تجربه عملياتهايي چون وعده صادق نشان داد که الگوي بازدارندگي ايران از سطح دفاع رو به جلو فراتر رفته و به سمت بازدارندگي عمودي و لايهبنديشده حرکت کرده است. بازدارندگي عمودي در اين معنا به معناي استقرار سامانههاي بيشتر نيست بلکه بيانگر ارتقاي همزمان در سه سطح است کشف، واکنش و انهدام. اين تحول حاصل همافزايي ميان صنعت دفاعي وزارت دفاع ارتش و سپاه است همافزايي که خروجي آن در قالب پدافندهاي لايهاي سامانههاي موشکي نقطهزن و سازوکارهاي رهگيري و پاسخ سريع قابل مشاهده است.
برتري اين مدل آن است که دفاع را از يک مفهوم مرزي، به يک سازوکار عمقمحور تبديل ميکند. به بيان ديگر تهديد نه در نقطه تماس بلکه در مراحل پيشيني شکلگيري شناسايي و خنثي ميشود. استمرار گشتهاي رزمي هوايي هماهنگي اطلاعاتي و مديريت شبکهمحور ميدان نشان داده است که فاصله ميان تشخيص تهديد و اقدام متقابل به حداقل رسيده است. اين همان نقطهاي است که بازدارندگي را از يک شعار سياسي به يک واقعيت عملياتي بدل ميکند.
در چنين چارچوبي آسمان ايران به منطقهاي پرهزينه و بهشدت کنترلشده براي هر ماجراجويي تبديل شده است. اين وضعيت نتيجه يک سرمايهگذاري بلندمدت بر روي پيوند ميان دانش بومي تجربه ميداني و سازماندهي چندلايه است پيوندي که نهتنها توان دفاعي را افزايش داده بلکه سطح تحمل کشور در برابر شوکهاي امنيتي را نيز ارتقا داده است.
ايران 1405 در منطق دفاعي خود بر پايه شعار عمل نميکند بلکه بر شالودهاي از تجربه، سازمان، فناوري و بازآرايي ژرف در ساختار بازدارندگي استوار است.
آنچه امروز از آن بهعنوان منظومه دفاعي ايران ياد ميشود حاصل گذار از دفاع خطي به دفاع شبکهمحور از واکنش منفعلانه به بازدارندگي فعال و از مرزهاي صرف جغرافيايي به عمقسازي امنيتي است. در اين معادله جغرافياي ايران نه يک آسيبپذيري بلکه يک مزيت راهبردي است مزيتي که در صورت بروز تهديد بهجاي زمين سوخته ميدان فرسايش براي متجاوز ميسازد.
هماهنگي ميان ارتش، سپاه و وزارت دفاع، در کنار ظرفيتهاي مردمي و يگانهاي تخصصي منظومهاي پديد آورده است که در آن تهديد پيش از بلوغ در لايههاي هوشمند دفاعي تحليل ميرود.از اين منظر ايران نه يک کشور، بلکه يک ساختار بازدارنده فعال است ساختاري که براي دشمن نه ميدان فتح بلکه عرصه پرهزينه فرسايش و شکست محسوب ميشود.


از حصار تا بازار؛ بازخواني استراتژيک مثلث مرزي شمال غرب در عصر بازپيکربنديهاي منطقهاي
بخش قابلتوجهي از ظرفيتهاي مرزي استان بلااستفاده مانده است
رصد مستمر عملکرد مديران براي جذب و تسهيل سرمايهگذاري در آذربايجانغربي
انحراف از جاده اتوبوس در محور تسوج _ سلماس ۲۹ مصدوم داشت
انهدام کامل یک تیم از گروهکهای معاند و تجزیهطلب در مرزهای شمالغرب کشور
ظرفيتهاي آذربايجانغربي ميتواند زمينهساز تحول اقتصادي منطقه باشد
گذرگاههاي جديد مرزي ايران و ترکيه توسعه تجارت و گردشگري را تقويت ميکند
راه اندازي پايانه مرزي کوزه رش سلماس مطالبه جدي مردم است
پارادوکس مناطق آزاد؛ بهشت سرمايه يا جهنم معيشت
اشتغال دانشآموختگان در گرو تقویت پیوند دانشگاه و صنعت است
