ARAZAZARBAIJAN

ايران هنوز جمعيت جوان بزرگي دارد اما ديگر جمعيت جوان‌شونده ندارد


ايران هنوز جمعيت جوان بزرگي دارد  اما ديگر جمعيت جوان‌شونده ندارد

محمد علي خالق نژاد

گروه جامعه: وقتي درباره جمعيت ايران صحبت مي‌کنيم، معمولاً دو تصوير متفاوت پيش روي ما قرار مي‌گيرد. يک تصوير مي‌گويد ايران هنوز کشوري با ميليون‌ها جوان است و تصوير ديگر از سالمندي و بحران جمعيتي آينده سخن مي‌گويد. هر دو تصوير بخشي از واقعيت را بيان مي‌کنند؛ امّا هيچ‌کدام به‌تنهايي کافي نيستند.


به گزارش آرازآذربايجان، واقعيت جمعيّتي ايران را بايد در فاصله ميان اين دو تصوير جست‌وجو کرد: “ايران هنوز جمعيت جوان بزرگي دارد، اما ديگر جمعيت جوان‌شونده ندارد.” اين شايد يکي از مهم‌ترين نکاتي باشد که از بررسي روندهاي جمعيتي سال‌هاي اخير مي‌توان دريافت.
* هنوز بخش بزرگي از جمعيت ايران جوان است
بر اساس برآوردهاي مرکز آمار ايران، در سال‌هاي اخير حدود نيمي از جمعيت کشور در سنين زير 30 سال قرار داشته‌اند. در يک گزارش رسمي در سال 1402 حدود 24 درصد جمعيت زير 15 سال و حدود 25 درصد در گروه سني 15 تا 29 سال اعلام شده بود . بنابراين نمي‌توان گفت ايران امروز کشوري فاقد جوان است. برعکس، جمعيت جوان ايران همچنان يکي از مهم‌ترين ظرفيت‌هاي انساني کشور محسوب مي‌شود.
اما در تحليل جمعيّتي، تنها تعداد جوانان امروز اهميّت ندارد. پرسش مهم‌تر اين است: نسل بعدي جوانان چه تعداد خواهد بود؟ و پاسخ به اين پرسش، تصوير متفاوتي ارائه مي‌کند.
*جوانان امروز، محصول نسل‌هاي پرجمعيت‌تر گذشته‌اند
بخش قابل‌توجهي از جوانان امروز، در سال‌هايي متولد شده‌اند که تعداد تولدها در ايران بسيار بيشتر از امروز بود. اما تعداد ولادت‌هاي ثبت‌شده در سال‌هاي اخير روند نزولي داشته است. بر اساس داده‌هاي سازمان ثبت احوال، تعداد ولادت‌هاي ثبت‌شده از 1،057،958 مورد در سال 1402 به حدود 980 هزار مورد در سال 1403 کاهش يافت . گزارش‌هاي منتشرشده درباره سال 1404 نيز تعداد ولادت‌ها را حدود 892 هزار مورد اعلام کرده‌اند .اين کاهش اهميّت زيادي دارد. هر کودک کمتر امروز، در حدود 15 تا 20 سال آينده، به معناي يک نوجوان يا جوان کمتر خواهد بود. به همين دليل، آثار کاهش باروري و کاهش ولادت‌ها معمولاً با فاصله زماني در ساختار سني جامعه ظاهر مي‌شود.
*جمعيّت جوان 15 تا 34 ساله در حال کاهش است
يکي از شاخص‌هاي مهم براي بررسي جواني جمعيّت، تعداد افراد 15 تا 34 ساله است. بر اساس داده‌هاي منتشرشده از مرکز آمار ايران، جمعيّت اين گروه سني در سال‌هاي اخير روند کاهشي داشته و از حدود 29 تا 30 ميليون نفر در سال‌هاي 1399 و 1400 به حدود 24 ميليون نفر در سال 1404 رسيده است . اين کاهش فقط يک تغيير آماري نيست. گروه 15 تا 34 ساله بخش مهمي از دانشجويان، تازه‌واردان بازار کار، نيروي انساني جوان و جمعيّت در سن ازدواج و تشکيل خانواده را دربرمي‌گيرد.
بنابراين کوچک‌شدن اين گروه مي‌تواند در سال‌هاي آينده بر بازار کار، آموزش عالي، ازدواج، تشکيل خانواده و ساختار اقتصادي کشور اثر بگذارد.
*ايران از جواني به سمت ميانسالي حرکت کرده است
اگر ساختار سني جمعيّت را در کنار هم قرار دهيم، تصوير روشن‌تر مي‌شود. در سال‌هاي اخير حدود يک‌چهارم جمعيّت ايران در گروه سني زير 15 سال و حدود يک‌چهارم در گروه 15 تا 29 سال قرار داشته‌اند . در مقابل، بخش بسيار بزرگي از جمعيّت در سنين 30 تا 64 سال قرار گرفته است.
اين ترکيب نشان مي‌دهد که مرکز ثقل جمعيّت ايران به‌تدريج از کودکي و نوجواني به سمت ميانسالي حرکت کرده است. بنابراين توصيف دقيق‌تر وضعيّت ايران اين نيست که »ايران ديگر جوان نيست«، بلکه اين است: ايران هنوز جوانان زيادي دارد، اما ساختار جمعيّتي آن ديگر ساختار يک کشور جوانِ کلاسيک نيست.
کشوري که جمعيّت جوان‌شونده دارد، معمولاً از نسل‌هاي پي‌درپيِ کودکان و نوجوانان پرشمار برخوردار است. در ايران، کاهش تولدها باعث شده پايه هرم سني نسبت به گذشته باريک‌تر شود.
*سالمندي هنوز اکثريّت نيست؛ سرعت تغيير مهم است
گاهي درباره آينده جمعيّت ايران چنان صحبت مي‌شود که گويي کشور همين امروز با جامعه‌اي عمدتاً سالمند روبه‌رو است.
اين تصوير دقيق نيست. بر اساس داده‌هاي منتشرشده، سهم جمعيت 65 ساله و بيشتر در سال‌هاي اخير هنوز در محدوده‌اي قرار داشته که سالمندان اکثريت جامعه را تشکيل نمي‌دهند . اما مسئله مهم‌تر جهت و سرعت تغيير ساختار سني است.
در کنار کاهش تولدها، تعداد افراد سالمند نيز در حال افزايش است. بنابراين حتي اگر ايران امروز جامعه‌اي سالمند به معناي دقيق جمعيت‌شناختي نباشد، روند تغيير ساختار سني به سمت سالمندي قابل توجّه است. پس مسئله ايران امروز لزوماً »سالمندي شديد« نيست؛ بلکه حرکت تدريجي ساختار جمعيّت به سمت سالمندي است.
*پنجره جمعيّتي هنوز کاملاً بسته نشده است
با وجود تمام اين نگراني‌ها، نبايد از يک واقعيت مهم غافل شد. ايران هنوز جمعيّت بزرگي در سن کار و فعاليّت اقتصادي دارد.
اين وضعيت همان چيزي است که در جمعيّت‌شناسي با مفهوم پنجره جمعيّتي شناخته مي‌شود. هنگامي که سهم جمعيّت در سنين فعاليّت اقتصادي بالا باشد، کشور مي‌تواند از اين ظرفيّت براي توسعه اقتصادي، افزايش بهره‌وري، گسترش دانش و مهارت و ايجاد سرمايه انساني استفاده کند . اما پنجره جمعيّتي هميشگي نيست.
اگر جمعيّت جوان نتواند وارد بازار کار شود، مهارت کسب کند، زندگي مستقل تشکيل دهد و در اقتصاد و جامعه مشارکت کند، صرفاً زياد بودن تعداد جوانان به‌تنهايي مزيت ايجاد نمي‌کند. در واقع، جمعيّت جوان زماني به فرصت تبديل مي‌شود که آموزش، اشتغال، اقتصاد و سياست اجتماعي بتوانند آن را به سرمايه انساني تبديل کنند.
*مسئله فقط تعداد جوانان نيست؛ کيفيت استفاده از جوانان است
يکي از شاخص‌هاي مهم در اين زمينه، وضعيّت جواناني است که نه مشغول تحصيل‌اند، نه در حال مهارت‌آموزي و نه در بازار کار حضور دارند.
بر اساس داده‌هاي منتشرشده از مرکز آمار ايران، در سال 1402 حدود 2.8 ميليون نفر از جمعيت 15 تا 24 ساله در گروه موسوم به NEET قرار داشته‌اند؛ يعني نه در حال تحصيل يا مهارت‌آموزي بوده‌اند و نه در بازار کار حضور داشته‌اند . اين عدد يک پرسش اساسي پيش روي سياست‌گذاران و جامعه قرار مي‌دهد: آيا فقط تعداد جوانان مهم است، يا کيفيّت مشارکت آنان در زندگي اقتصادي و اجتماعي نيز اهميّت دارد؟
اگر کشوري ميليون‌ها جوان داشته باشد اما نتواند براي آنها آموزش باکيفيّت، مهارت، شغل، امکان زندگي مستقل و چشم‌انداز قابل‌اعتماد فراهم کند، جمعيّت جوان الزاماً به توسعه تبديل نمي‌شود.
*چرا کاهش تولد اهميّت بيشتري از کاهش جمعيّت کل دارد؟
ممکن است کسي به عدد جمعيّت کل کشور نگاه کند و بگويد: »جمعيّت ايران هنوز در حال افزايش است؛ پس مشکل جمعيّتي جدي وجود ندارد.« اما اين استدلال از يک نکته مهم غافل مي‌شود. جمعيّت کل، حاصل انباشته‌شدن جمعيّت دهه‌هاي گذشته است. در مقابل، تعداد تولدهاي امروز اندازه نسل‌هاي آينده را تعيين مي‌کند. به همين دليل ممکن است جمعيت کل يک کشور هنوز افزايش يابد، اما هم‌زمان پايه هرم سني آن باريک‌تر شود.
ايران در حال تجربه چنين تغييري است. جمعيّت کل کشور همچنان در محدوده بيش از 86 ميليون نفر قرار دارد، اما تعداد تولدهاي سالانه به زير 900 هزار نفر رسيده است . بنابراين کاهش سرعت رشد جمعيّت، پيش از آنکه الزاماً در عدد جمعيّت کل ديده شود، خود را در ساختار سني جامعه نشان مي‌دهد.
جواني جمعيّت؛ فرصتي که تاريخ انقضا دارد
اگر بخواهيم وضعيّت ايران را در يک جمله خلاصه کنيم، شايد اين جمله دقيق‌تر باشد: ايران هنوز جوانان زيادي دارد، اما زمان استفاده از مزيت جواني جمعيّت رو به کاهش است. هنوز ميليون‌ها جوان ايراني در کشور زندگي مي‌کنند. هنوز بخش بزرگي از جمعيّت در سن کار و فعاليت اقتصادي قرار دارد. هنوز مي‌توان از ظرفيت علمي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي اين نسل استفاده کرد. اما اندازه نسل‌هاي بعدي در حال کوچک‌شدن است. به همين دليل، نبايد با اين تصور که »ايران هنوز جوان است، پس زمان زيادي داريم« فرصت موجود را از دست داد. اتفاقاً چون ايران هنوز جمعيّت جوان قابل‌توجهي دارد، اکنون زمان استفاده از اين فرصت است.
*آينده جمعيّت فقط با افزايش تولد ساخته نمي‌شود
کاهش باروري و کاهش تولدها پديده‌اي پيچيده است و نمي‌توان آن را فقط به يک عامل نسبت داد. اقتصاد، مسکن، اشتغال، امنيّت شغلي، سن ازدواج، تحصيلات، تغيير سبک زندگي، نگرش‌هاي فرهنگي، مهاجرت و چشم‌انداز افراد نسبت به آينده، همگي مي‌توانند در تصميم‌هاي مربوط به ازدواج و فرزندآوري نقش داشته باشند. بنابراين اگر قرار است درباره آينده جمعيّت ايران جدّي صحبت کنيم، موضوع فقط افزايش تعداد تولدها نيست.
بايد درباره کيفيّت زندگي خانواده‌ها و آينده جوانان نيز صحبت کنيم. جواني که شغل پايدار ندارد، تهيه مسکن برايش دشوار است و آينده اقتصادي خود را نامطمئن مي‌بيند، صرفاً با توصيه يا تبليغ، الزاماً تصميم جمعيّتي خود را تغيير نمي‌دهد. سياست جمعيّتي پايدار نيازمند مجموعه‌اي از شرايط اقتصادي و اجتماعي است که تشکيل خانواده و فرزندآوري را براي بخش بيشتري از جامعه به انتخابي امکان‌پذير تبديل کند.
*پيام روشن آمار جمعيّت و جواني
آمارهاي سال‌هاي اخير يک پيام روشن دارند: ايران هنوز کشوري با جمعيّت جوان قابل‌توجه است، اما ديگر کشوري جوان‌شونده نيست. تعداد جوانان هنوز زياد است، اما نسل‌هاي جديدتر کوچک‌تر شده‌اند.
تولدها کاهش يافته، سهم کودکان کاهش يافته و تعداد جوانان 15 تا 34 ساله نيز در مسير نزولي قرار گرفته است. هم‌زمان، سهم جمعيّت ميانسال و سالمند در حال افزايش است . اين وضعيّت نه دليلي براي ترس و نه مجوزي براي بي‌تفاوتي است. بلکه يک پيام روشن براي امروز دارد: نسل جوان موجود، يکي از مهم‌ترين فرصت‌هاي جمعيّتي ايران براي تبديل »جمعيّت« به »سرمايه انساني« است.
اگر آموزش، اشتغال، مهارت، سلامت، مسکن، ازدواج، مشارکت اجتماعي و اميد به آينده در کنار هم تقويت شوند، جمعيت جوان مي‌تواند موتور توسعه باشد. اما اگر اين فرصت از دست برود، جامعه در سال‌هاي آينده براي تأمين نيروي کار، حمايت از سالمندان و حفظ پويايي اقتصادي با چالش‌هاي بيشتري روبه‌رو خواهد شد. پس پرسش اصلي امروز شايد فقط اين نباشد که: »چگونه جمعيّت ايران را بيشتر کنيم؟«
بلکه بايد همزمان پرسيد: »چگونه از نسلي که اکنون در اختيار داريم، بهتر، انساني‌تر و عاقلانه‌تر مراقبت کنيم و ظرفيت‌هايش را شکوفا سازيم؟« زيرا آينده جمعيّت ايران، فقط در تعداد کودکاني که امروز متولد مي‌شوند نوشته نمي‌شود؛ در کيفيّت زندگي جواناني که امروز در اين سرزمين زندگي مي‌کنند نيز نوشته مي‌شود.


برچسب ها:

تاریخ: 1405/07/18 08:58 ق.ظ | دفعات بازدید: 1707 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور