ذکريا خيري
گروه جامعه: اين روزها ترجيعبند سخنان مسئولان و تريبونهاي رسمي کشور يک واژه بيشتر نيست: »تاب آوري«. از صحن علني مجلس تا سخنرانيهاي صداوسيما، همگي با ادبياتي مشابه از جامعه ميخواهند که »طاقت بياورد«، »تحمل کند« و »تاب آوري خود را بالا ببرد«.
به گزارش آرازآذربايجان، کليدواژه»تابآوري« در دهه اخير به ويژه پس از دو جنگ تحميلي يک سال گذشته، به کرّات در فضاي سياسي و اجتماعي کشور شنيده ميشود؛ موضوعي که آن را از زبان عاليترين مسئولان اجرايي کشور و در نشست هاي اجتماعي و فرهنگي ميشنويم.
خوشبختانه، تابآوري مردم ما در برابر مشکلات بالاست و تحولات اخير و حضور گسترده و انبوه آنها در صحنه دفاع از کشور، اين موضوع را به جهانيان نشان داده است. ايرانيها وطنپرست هستند و براي دفاع از کشور خود، نهتنها در برابر مشکلات تسليم نميشوند بلکه هستيشان را نيز نثار ميکنند، اما اين امر نبايد بهانهاي براي توجيه برخي کاستيها و کمکاريهاي مسئولان شود.
حکمراني موفق، حکمرانياي نيست که مردم را براي تحمل بحرانهاي بيشتر آماده کند؛ موفقيت زماني معنا دارد که از تعداد بحرانهايي که مردم ناچار به تحمل آن هستند کاسته شود. مفهوم »تاب آوري« در الگوهاي توسعه و مديريت بحران، وضعيتي کاملاً موقت، ارادي و متکي بر يک افق گشايش ملموس است؛ نه يک استراتژي دائمي براي بقا يا پوششي براي سرپوش نهادن بر ناکارآمديهاي ساختاري.
صحبت کردن از تابآوري تا اندازهاي در حوزه مديريت بحران، طبيعي است ولي هرگز قرار نبوده به نسخه دمدستي و فرار رو به جلوي مسئولان در مواجهه مردم با انبوهي از مسائل بدل شود. يک مفهوم روانشناسي هرگز نميتواند ابزاري براي ناديدهگرفتن ريشههاي اصلي مشکلات کشور و مسأله پاسخگويي مسئولان باشد. اما تابآوري در ادبيات مسئولان، کمکم از يک مفهوم مديريتي به توصيهاي براي مردم تبديل شده است؛ انگار قرار است جامعه هزينه تورم، بحران معيشت و خطاهاي سياستگذاري را با »تحمل بيشتر« جبران کند.
اساساً چگونه ميتوان از مردم انتظار داشت در شرايطي که فقط در يک سال گذشته، دو جنگ تحميلي را پشت سر گذاشتهاند و علاوه بر مسائل کلاني مانند مشکلات معيشتي در يک دهه اخير، با تروماهاي ناشي از جنگ زندگي مي کنند، صرفا باتکيه بر تواناييهاي فردي و موضوع تابآوري دوام بياورند؟
پاسخ تصميمگيران به تورم افسارگسيخته، ناترازيهاي عميق اقتصادي و بحرانهاي معيشتي، به سادهترين شکل ممکن تقليل يافته است: منتقل کردن بار مسئوليت به دوش جامعه. بهجاي آنکه تمام توان اجرايي کشور معطوف به کنترل افزايش قيمتهاي لجامگسيخته، حل مشکل بيکاري و رفع کسريهاي مزمن شود، از مردم خواسته ميشود سقف تحمل خود را بالا ببرند.
مسئولان تصور ميکنند روان جامعه را ميتوان با ابزارهاي تبليغاتي و مصاحبههاي رسانهاي کنترل کرد. اما واقعيتهاي اقتصادي، تابع فرمايشات و خطبهخواني نيستند. سفره خالي و قدرت خريد ازدسترفته با گزارشهاي سفارشي تلويزيون پر نميشود. هرچه فاصله ميان آنچه مردم در بازار لمس ميکنند با آنچه از تريبونها ميشنوند بيشتر شود، سرمايه اجتماعي با سرعت بيشتري فرو ميريزد.
نگاهي به روند سياستگذاريهاي اخير نشان ميدهد که بخش مهمي از فشار موجود، محصول تصميمهاي شتابزده و بدون آيندهپژوهي است. مسئولان بهجاي کاهش مداخله در زيست روزمره مردم و بهرهگيري از نظرات کارشناسان مستقل، مداوماً مصوباتي خارج از ظرفيت تحمل جامعه توليد ميکنند.
تاب آوري، سوخت بيانتها نيست که بتوان در محاسبات حکمراني روي آن حسابي نامحدود باز کرد. وقتي خطمشيها افق روشني براي فردا ترسيم نکنند، دعوت به صبر معناي خود را از دست ميدهد و جاي خود را به خشم خفته و فرسايش رواني ميدهد. اميد اجتماعي زماني شکل ميگيرد که مردم ببينند تصميمگيران حداقل پيامدهاي رواني و اجتماعي تصميمات خود را پيش از اجرا ميسنجند.
اين در حالي است که ظرفيت تحمل خانوارها نامحدود نيست. خانوادهاي که بخش بزرگي از درآمدش صرف مسکن، خوراک و درمان ميشود، نميتواند صرفاً با توصيههاي اخلاقي، کاهش مداوم قدرت خريد خود را جبران کند. کارگري که دستمزدش از سرعت افزايش هزينههاي زندگي عقب مانده، با شنيدن توصيه به »تاب آوري« درآمد بيشتري پيدا نميکند. مستأجري که هر سال با افزايش اجارهبها مواجه است، با وعده صبر صاحبخانه را از مطالبه اجاره بيشتر منصرف نميکند. بيمار نيز با دعوت به تحمل، هزينه دارو و درمان خود را تأمين نميکند.حکمراني موفق آن نيست که جامعه را براي تحمل بحرانهاي بيشتر آماده کند؛ موفقيت زماني معنا پيدا ميکند که تعداد و شدت بحرانهايي که مردم ناچار به تحمل آن هستند، کاهش يابد. اگر قرار باشد هر بار پس از يک تصميم اقتصادي، يک شوک ارزي، يک بحران انرژي يا يک فشار معيشتي، نسخه جديدي براي »صبر و تاب آوري«مردم پيچيده شود، در واقع مسئله حل نشده و فقط مسئوليت آن به پايينترين سطح جامعه منتقل شده است.
اگر قرار است از »تاب آوري« سخن گفته شود، نخست بايد از تاب آوري ساختار حکمراني گفت؛ از توانايي پيشبيني بحران، کاهش آسيبپذيري، حمايت از اقشار ضعيف و پذيرفتن مسئوليت تصميمهايي که مستقيماً بر زندگي مردم اثر ميگذارند. جامعه نبايد به سپري براي جبران خطاهاي سياستگذاري تبديل شود.
حکمراني موفق، حکمرانياي نيست که مردم را براي تحمل بحرانهاي بيشتر آماده کند؛ موفقيت زماني معنا دارد که از تعداد بحرانهايي که مردم ناچار به تحمل آن هستند کاسته شود. وقت آن رسيده است که به جاي مطالبه تاب آوري بيشتر از جامعه، مسئوليتپذيري، پاسخگويي و اصلاح سياستهاي ناکارآمد از سوي تصميمگيران مطالبه شود. مردم بيش از آنکه به توصيه براي»تحمل کردن« نياز داشته باشند، به اين اطمينان نياز دارند که قرار نيست هر خطاي مديريتي، بار تازهاي بر دوش زندگي آنها بگذارد.


۸۰ میلیارد تومان برای روکش آسفالت جاده میاندوآب - سرچم اختصاص یافت
پهنه درياچه اروميه بيش از چهار برابر شده است
بازرگان نقشي کليدي در تجارت ايران و ترکيه دارد
نسخه مجلس براي حمايت از معيشت مردم از افزايش کالابرگ تا مهار تورم
روستابازار؛ حلقهي گمشده در زنجيرهي اقتصاد شهرستان تکاب
تاب آوري؛ انتقال بار مسئوليت به دوش جامعه
جشنوارهاي مثل انگور؛ براي درياچه اروميه
پرت ۲.۷درصدی گاز در آذربایجان غربی؛۲۲ هزار کیلومتر لولهگذاری انجام شد
حجم آب دریاچه ارومیه به ۲ میلیارد و ۶۷۰ میلیون مترمکعب رسید
سبد مدرسه زير سايه گراني والدين در دوراهي کيفيت و قيمت نوشتافزار
