سمانه قلي زاده
گروه اجتماعي: جهان معاصر ديرزماني است که در تلاطم ميان دو موج افراط و تفريط، هويت و کارکرد زن را دستخوش بحراني عميق و فرساينده کرده است.
به گزارش آرازآذربايجان، در يک سو، رويکرد مادي و نظام سرمايهداري غربي با شعارهاي فريبنده فمينيستي، زن را از کانون آرامشبخش و انسانساز خانواده جدا کرده و او را به ابزاري براي چرخدندههاي توليد انبوه و التذاذ مادي بدل ساخته است.
در سوي ديگر، تحجرهاي سنتي و تفريطهاي جاهلانه، با نگاهي فرودست و ابزاري، زن را در انزواي مطلق کارهاي خدماتي و فاقد ارتقاي فکري محصور کردهاند. در اين ميان، منظومه فکري معرفتي رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي، به عنوان راهبرد سوم افق جديدي را در برابر بشريت ميگشايد ديدگاهي جامع، پويا و متعالي که هويت زن را در دو ساحت متکامل ريحانه خانواده و کنشگر فعال جامعه بازتعريف و معنا ميکند.
بنياديترين لايه انديشه رهبر معظم انقلاب در ترسيم هويت زن، تکيه بر کلام نوراني اميرالمؤمنين علي (ع) در نهجالبلاغه است که ميفرمايند: المَرأَةُ رَيحانَةٌ وَ لَيسَت بِقَهرَمانَةٍ ايشان با تيزبيني خاص يک حکيم و فقيه نوانديش، به کالبدشکافي واژهشناختي قهرمان در ادبيات عرب پرداخته و مرز ميان لطافت ريحانهگون و سختي کارگزاري را روشن ميکنند. قهرمان در ادبيات عرب، نه به معناي پهلوان کارزار، بلکه به معناي پيشکار، کارگزار و مأمور اجرايي کارهاي سنگين و زمخت است.
رهبر معظم انقلاب با اين خوانش اصيل و دقيق تاريخي، زن را از نقش يک نيروي کار اجباري و خدماتي در خانه تطهير ميکنند. زن در خانه، نه يک خدمتگزار آبرومند، بلکه يک گل است موجودي لطيف که شادابي، بقا و عطرآگيني او نيازمند تکريم، مراقبت و رفتاري توأم با ظرافت و احترام است. تحميل کارهاي سنگين جسمي، روحي و اجرايي بر اين موجود لطيف، خروج از مرز عدالت و تکوين الهي است.
اين نگاه عميق، در تمثيل بيبديل معظّمله از زن به عنوان هواي تنفس خانواده به اوج خود ميرسد. ايشان در بياني صريح و سرشار از ذوق حکيمانه، زن را به اکسيژني تشبيه ميکنند که فضاي خانه را انباشته است فضا و فضيلتي که اگر لحظهاي از خانه دريغ شود، حيات عاطفي و تربيتي اعضاي خانواده دچار خفگي و نابودي خواهد شد. اين تشبيه، جايگاه زن را از يک عضو ساده يا مسئول امور اجرايي، به روح جاري در رگهاي کانون خانواده ارتقا ميدهد. مديريت عاطفي، قوام رواني فرزندان و آرامشبخشي به همسر، همگي محصول اين حضور ريحانهگون است. از اين منظر، خانهداري نه يک کار حاشيهاي، بيارزش يا تحقيرآميز، بلکه شغل شريف انسانسازي و مجاهدتي بيبديل براي تربيت والاترين محصول عالم خلقت يعني انسان صالح است. بر همين اساس است که هجمه همهجانبه غربيها به مفهوم خانهداري و تحقير آن، از سوي رهبري به عنوان يک توطئه ريشهدار و صهيونيستي تحليل ميشود که هدف آن متلاشي کردن سلول بنيادي جامعه، يعني خانواده است.
با اين حال، اين تمجيد بيپايان از نقش مادري و همسري، هرگز به معناي انزواي اجتماعي زن يا محروميت او از حقوق طبيعي و مشارکتهاي کلان نيست. رهبر معظم انقلاب با مرزبندي آشکار ميان نگاه اسلامي و خوانشهاي متحجرانه، صراحتاً اعلام ميدارند که از منظر اسلام، درهاي فعاليت علمي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي بهطور کامل بر روي زنان باز است. محروم کردن زن از کار علمي، رشد فکري و تلاشهاي سياسي و اجتماعي به اسم مذهب، خلاف صريح حکم الهي و بينش ناب اسلامي است. تفاوتهاي طبيعي و تکويني زن و مرد، هرگز به معناي تفاوت در ارزشهاي انساني و ظرفيتهاي معنوي نيست؛ چرا که در پيشگاه پروردگار، هر دو جنس امکان نيل به عاليترين مراتب عرفاني، فقهي و علمي را دارند. شاهد عيني اين مدعا، رشد شگرف و پيشرفت چشمگير زنان در دوران پس از انقلاب اسلامي است. امروز به برکت فضاي باز و حمايتهاي بيدريغ نظام اسلامي، هزاران دختر و زن جوان در ترازهاي بالاي علمي، فقهي، فلسفي و تخصصي کشور ميدرخشند و اين رويشها، افتخار و پشتوانه حقيقي نظام اسلامي هستند.
در تحليل نهايي، نظريه رهبر معظم انقلاب درباره زن، يک مانيفست نجاتبخش و تمدنساز براي دنياي سرگردان امروز است. اين دکترين، با مرزبندي دقيق ميان عدالت جنسيتي و برابري صوري و مکانيکي غرب، استثمار مدرن زنان در نظام سرمايهداري را افشا ميکندنظامي که به اسم آزادي و برابري، سختترين کارها را با کمترين حقوق بر دوش زنان ميگذارد و هويت آنان را به ابزاري براي لذتجويي تنزل ميدهد. در مقابل، مدل هدايتيافته انقلاب اسلامي، ريحانه بودن را با مجاهدت علمي و سياسي پيوند ميزند. اين الگوي سوم، اثبات ميکند که زن مسلمان ايراني ميتواند در عين حفظ سنگرخانواده و ايفاي نقش حياتي مادري و همسري، بر قلههاي علم، سياست و مديريت جامعه بايستد و راهبري فکري تمدن نوين اسلامي را به عهده بگيرد.