گروه فرهنگي:شجريان متولد اول مهر 1319 بود و در عمر 80 سالهاش، آثار ماندگاري در حوزه موسيقي به جا گذاشت. او علاوه بر مهارت فني آواز، توجه عميقي به شعر و ادب فارسي داشت و شعر کلاسيک را همواره در آثارش برجسته نگاه داشت.
شجريان در طول فعاليت حرفهايش، اشعار فارسي ماندگاري از شاعران بزرگ را خواند که در ميان آنها سعدي جايگاه ويژهاي دارد.
خسرو آواز ايران بارها در اشعارش به سعدي رجوع کرد و آنها را در آلبومها و کنسرتهايش به اجرا گذاشت.
شجريان تابه حال چندين بار در گفتوگو و صحبتهايش درباره سعدي و اهميت شعر او سخن گفته است.
او در همايش »سعدي در غزل« گفته است که با سعدي زندگي کرده است.
اين عبارت نشان دهنده تأثير عميق شعر سعدي بر زندگي فکري و هنري اوست.
براي شجريان، معناي شعر از ارکان اصلي انتخاب است. او اعتقاد دارد خواننده ابتدا بايد معناي شعر را خوب بشناسد تا بتواند آن را در اجرا منتقل کند.
شجريان شعر سعدي را »روانترين غزل« ميداند.
او ميگويد زبان سعدي به نثر نزديک است، فهم شعر آسانتر است و اين عامل باعث ميشود خواننده در انتقال پيامِ شعر دچار مشکل کمتري شود.
شجريان گفته است که شعر حافظ دشواريهاي خاصي دارد؛ مثلاً در انتخاب وزن، آرايش واژگان، تکنيک موسيقايي که لازم است تا عمق شعر بيان شود. در مقابل، سعدي از نظر زبان و ساختار شعر براي آواز راحتتر است.
اهميت شعر سعدي
او در اين باره جزئيات مهمي را ذکر ميکند که هنگام خواندن از اهميت زيادي برخوردار است: »به هر حال سعدي روانترين غزل را سروده و زبانش به رواني نثر است.
اينقدر اشعارش زيبا و خواندن آن راحت است که همه کس متوجه ميشوند.
خيلي خواننده مشکل ندارد که مثل شعر حافظ چه کند و موسيقي کلام را چگونه انتخاب کند تا بتواند عمق شعر را بيان کند.
سعدي شعرش ملموستر است و هر کسي با هر سوادي شعر سعدي را خيلي خوب ميفهمد و براي خواننده هم خيلي راحتتر است که آن را ارائه کند.
منتها چه شعر سعدي باشد، چه حافظ و چه عطار، خواننده در وهلهي اول بايد معنا را خوب متوجه شود و موسيقي بيان معنا را خوب بشناسد تا بتواند سيلابها و تأکيدهايي را که بر سيلابها ميگذارد، به گونهاي انتخاب کند که کلمات معنايشان را به بهترين شکل به شنونده منتقل کنند.
اگر جاي يک سيلاب را در بيان شعر عوض کند، کاملاً معنا و مفهوم شعر عوض ميشود. وقتي کسي شعر را بشناسد و بتواند موسيقي شعر را بيان کند تا مفاهيم معنوي شعر به شنونده منتقل شود، چه سعدي، چه حافظ، چه مولانا و … خواندنشان ساده است.
تجربهي من به اينگونه است که هر شاعري، موسيقي شعرش را خودش از اول روي شعرش گذاشته است و ما بايد آن را کشف کنيم.
وقتي کشف کرديم، خيلي خوب ميتوانيم آن را بيان کنيم. شعر سعدي براي آوازهخواني که توانايي خواندن داشته باشد، خيلي روان و بهترين نوع غزل است. اما مولانا و به ويژه حافظ را هر آوازهخواني نميتواند بخواند.«
شجريان در مواقعي شعر سعدي را براساس موقعيت اجرا انتخاب ميکرد.
او در اين باره ميگفت که اگر بخواهم کنسرتي برگزار کنم؛ چون در کنسرت، شنونده دارم و حال و هوايش براي من خيلي مهم است، زمان اجرا مهم است، از نظر مسائل اجتماعي چه شعري را انتخاب ميکنم که زبان حال مردم باشد. اگر شعر را بهجا و بهموقع انتخاب کنيم، ميتواند خيلي موفق باشد.
با توجه به آنچه گفتهاند و مستندي که در اجراها و آلبومها يافته شده، بيشتر انتخابهاي شجريان از سعدي شامل غزلهايي است که مضمونشان عشق، انسانيت، عاطفه، رنج و لذت انساني است. اين نوع مضمون معمولاً حس انتقالي بيشتري در آواز دارد.
سعدي نسبت به برخي شاعران کلاسيکِ ديگر، مثلاً حافظ، زباني دارد که براي مخاطب عموم خواناتر است. شجريان اين وجه را مهم ميداند، تا مخاطب بتواند شعر را بفهمد و ارتباط برقرار کند.
شعر سعدي در بسياري از ابيات و غزلها از وزن، قافيه و ساختار ادبياي برخوردار است که با موسيقي دستگاهي و آوازِ کلاسيک ايراني همخواني دارد. شجريان اين امتياز را در نظر ميگرفته است وقتي شعري را براي تصنيف يا آواز انتخاب ميکند.
مثلاً در کنسرت بزرگداشت سعدي، در مناسبتهاي ادبي يا فرهنگي، يا در پروژههايي که مضمونِ آنها مرتبط با زندگي و انديشه سعدي است، شجريان شعر سعدي را به صورت ويژه انتخاب ميکرد.
سبک اجراي شجريان بر شعرهاي سعدي
شيوه اجراي شجريان در خواندن شعر سعدي نيز داراي ويژگيهاي خاصي است که باعث شده اجراهايش ماندگار شوند.
شجريان بر موسيقي دستگاهي ايران و رديف آوازي آن تکيه دارد؛ او با دانش عميق موسيقايي، شعر را با دستگاهي انتخاب ميکند که تأثير احساسي آن را تقويت کند.
اين انتخاب دستگاه، تغيير مواضع آوازي، ملوديهاي درآمدي، اثرگذاري احساسات را بيشتر ميکند.
شجريان به وزن شعر و تنظيم موسيقيِ همراه توجه زيادي دارد تا صدايش با موسيقي همراه در هماهنگي باشد و تأکيدهاي طبيعي شعر محسوس باشند؛ تکرارِ مصراعها، فاصله بين حروف و واژگان و جاهايي براي مکث که شعر به آن نياز دارد.
يکي از خصوصيات شجريان قدرت بالا در رساندن احساسات است. او در لحظاتي که شعر مستلزم تأمل، درد، شوق، اندوه يا اميد است، از لحن، تَحرير، ارتعاش صدا، سرعت و کندي اجراي صوت بهره ميبرد تا بر احساس مخاطب تأثير بگذارد.
شجريان درباره فنون آواز هنگام خواندن اشعار چنين ميگفت: »وقتي ميخواهيم مفهوم يک غزل را به شنونده انتقال دهيم، بايد خيلي دقت کنيم که شعر فداي تکنيکهاي آوازي و چهچهه و مسائل موسيقايي نشود و هر دو با هم بال پرواز باشند؛ يعني موسيقي و شعر هر دو با هم، آدم را ببرد.
دستوراتي دارد که بايد رعايت کرد. تاکيدها بايد بهجا باشد، کششها حد و اندازه دارد. تحرير نبايد جايي باشد که فضاي شعر را تحت تاثير قرار دهد.
هميشه تحرير را ميگذاريم براي بعد از زماني که شعر تمام ميشود؛ چون ملوديهايي هست که با شعر جفت و جور نميشود و ما آن را با تحرير بيان ميکنيم.
شعر خودش ملودي دارد و ما را گرفتار ميکند؛ تکنيکهاي آوازي هم هست که اينها را در بيانِ کلام نميشود اجرا کرد؛ چون شعر فدا ميشود.«
اگرچه فني شجريان بسيار پيچيده و استادانه است، اما در اجراي شعر سعدي معمولاً از صرف ايراد فني بيش از حد خودداري ميکند تا زيان آن به فهم و ارتباط عاطفي نرسد.
او به گونهاي اجرا ميکند که شنونده عام هم بتواند شعر را دنبال کند و درک کند. اين ويژگي با آنکه بهظاهر ساده است، نياز به مهارت خيلي زياد دارد.
هماهنگي شعر و ملودي
ملودي و آهنگِ همراه شعرِ سعدي هميشه با حال و هواي شعر همخوان است. اگر شعر حس لطيف دارد، ملودي لطيفتر ميشود، اگر فضاي عرفاني يا تأمل دارد، سرعت اجرا کاهش، رنگ صوتي تغيير، فضا بازتر ميشود، معمولاً آواز بهصورت درآمدي يا متناسب با ميزان شعر انتخاب ميشود.
اجراهاي شجريان باعث آشنايي بيشتر مردم با اشعار سعدي شدهاند؛ بسياري مخاطبان ممکن است شعر سعدي را از طريق آواز و ضبطهاي او شناخته باشند. کمک به حفظ و گسترش فرهنگ شعر فارسي، آوردن شعر کلاسيک به عرصه اجرا و رسانه، باعث شده است که اين اشعار براي نسلهاي جديد هم زنده باقي بمانند.
بالانسِ بين هنر و فنيگري شجريان نشان داده است که ميشود شعر کلاسيک با وزن و زبان فارسي دشوار را طوري اجرا کرد که هم هنري و زيبا باشد و هم مخاطب عام آن را بفهمد و لذت ببرد.
هرچند اجراهاي شجريان مورد تحسيناند، چند نکته و چالش هم قابل ذکر است، برخي شعرهاي سعدي بهدليل ساختار زبانشان يا آرايههاي ادبي، براي اجرا در آواز دشواريهايي دارند، شجريان اشاره کرده که شعر حافظ در اين زمينه سختتر است.نياز به انتخاب دقيق دستگاه و ملودي مناسب براي حفظ معنا و تاثير آن، اگر تنظيم موسيقي ضعيف باشد، ممکن است لطمه به اتصال عاطفي شعر با شنونده بخورد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايبنا،مخاطب امروز ممکن است با زبان کلاسيک دشوارتر ارتباط برقرار کند، هرچند شجريان اغلب شعرهايي را انتخاب ميکند که زبان سادهتر و روانتر دارند.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com