گروه جامعه: از گراني تالار و جهيزيه تا پوشک و شيرخشک؛ هزينههاي زندگي، نسل جوان را پشت خط تشکيل خانواده نگه داشته است. براي جلوگيري از بروز اين رخداد پرمخاطره چه بايد کرد؟ چه عواملي ميتوانند شکل اين نمودار را مثبت کنند يا دستکم از سقوط به سياهچاله نجاتمان دهند؟
اين روزها، عنوان پرطمطراقي بين کارشناسان حوزه بهداشت و جمعيت، ردوبدل ميشود؛ »سياهچاله جمعيتي«.
مفهومي که اگر بخواهيم با زبان ساده آن را توضيح دهيم، به اين معني است که رشد جمعيت در کشور، شکل منفي به خود بگيرد؛ نموداري که اين روزها در وضعيت صفر است و بر اساس آنچه کارشناسان اين حوزه نسبت به آن هشدار ميدهند، اگر خيلي زود جلوي آن گرفته نشود، از سال 1420 به بعد، ايران و نسل تمدني آينده بايد وارد سياهچاله جمعيتي با شيب منفي شود.
رخدادي که سالمندي جمعيت کشور را در پي دارد و به دنبال آن، تبعات زيادي از جمله کاهش نيروي خلاق کار و فعاليت، افزايش جمعيت بيمار، رشد هزينههاي درمان و... از نخستين پيامدهايش خواهد بود.
اما براي جلوگيري از بروز اين رخداد پرمخاطره چه بايد کرد؟ چه عواملي ميتوانند شکل اين نمودار را مثبت کنند يا دستکم از سقوط به سياهچاله نجاتمان دهند؟ اين گزارش، به دو عامل برجسته در اين روند، يعني ازدواج و به دنبال آن فرزندآوري به عنوان اثرگذارترين عوامل ميپردازد و مسير صعبالعبور اين روزهاي اين تصميمات بزرگ و سرنوشتساز را به تصوير ميکشد.
مگر ميشود بدون گاز و يخچال زندگي کرد؟
يکي از اصليترين دلايل بيميلي جوانان براي تشکيل زندگي و رفتن زير بار تعهد ازدواج، مربوط به حوزه درآمد و اقتصادي است که به آنها احساس ثبات و پايداري نميدهد. حساب سرانگشتي درباره هزينه برگزاري يک مراسم ساده ازدواج نشان ميدهد اين تصميم در همان قدمهاي نخست تا چه اندازه هزينهبر است. اگرچه هزينههاي کلان جشن عروسي سبب شده است بسياري از زوجهاي جوان دور برگزاري جشن را يک خطر قرمز بکشند و فقط به خوردن يک شيريني بسنده کنند.
با وجود اين، هيچ زوجي نميتوانند بدون خريدن لوازم اوليه منزل، زندگيشان را آغاز کنند؛ البته اگر توان خريد/اجاره/رهن خانه را در اين بازار بيرحم مسکن داشته باشند. با نگاهي به سايتهاي خريد لوازم خانه و بررسي رقمهايي که البته در همه آنها قيده شده است که قيمتها ثابت نيست و گاهي حتي روزانه تغيير ميکند، ميتوان دريافت تأمين کالاهاي اساسي منزل هم اين روزها کار هر کسي نيست. هزينه خريد لوازم برقي ايراني و البته ضروري بزرگ شامل يخچال، اجاق گاز و ماشين لباسشويي، حدود 180 ميليون، لوازم خواب شامل يک تشک و فقط دو عدد بالش و يک پتو، 40 ميليون، لوازم آشپزخانه ضروري، چون قابلمه، بشقاب و ليوان، کتري و قوري و چند تکه لوازم پلاستيکي مثل آبکش حدود 25 ميليون است.
يک عدد فرش ارزانقيمت 40 ميليوني و يک تلويزيون چيني 30 ميليوني هم که به اين فهرست اضافه کنيد، فهرست خريد ما به 350 ميليون تومان ميرسد؛ فهرستي که در آن نه خبري از مبلمان است و نه حتي تختخواب و ميز ناهارخوري. حتي لوازمي، چون اتو و جاروبرقي هم در اين فهرست عنوان نشده و فقط کالاهاي فوقضروري مرور شدهاند.
وام ازدواج و صفهاي طولاني
افزايش قيمتها و دشوارترشدن هرچه بيشتر مسير ازدواج در حالي است که تسهيلات موجود پيشين، همچون وام ازدواج نيز وارد يک مسير صعبالعبور شده است.
حذف عنوان »وام ازدواج« در بودجه امسال که زمستان پيش منتشر شده بود، اولين موج نگراني نسبت به اين موضوع را برجسته کرد. هرچند کمي بعد اعلام شد پرداخت وام ازدواج لغو نشده است، اما بررسي بانکها و گزارشهاي مردمي حقيقت ديگري را نشان ميدهد.
در پايان سال گذشته حدود 540 هزار نفر در صف وام ازدواج قرار داشتند که موفق به دريافت وام نشدند و به سال 1405 منتقل شدند. همچنين حدود 620 هزار نفر و تقريبا معادل تعداد افراد در صف وام ازدواج خود را گرفتند. پيگيري از بانکها نيز نشان ميدهد با وجود گذشت حدود دو ماه از آغاز سال جديد، بانکها ارائه وام ازدواج را آغاز نکردهاند. بر اساس گزارشهاي موجود، در صورتي که پرداخت وام ازدواج به همين روال پيش برود، نهتنها افراد در صف موفق به دريافت وام نميشوند، بلکه تعداد بيشتري به سال بعد منتقل خواهند شد.
شيرخشک و پوشکهاي چندميليوني
با اينهمه، اگر عبور از هفتخان ازدواج هم ممکن باشد، فرايند فرزندآوري خود داستان تازهاي است.
از مرحلهاي که کارهاي مربوط به پزشک زنان و آزمايشهاي مختلف و سونوگرافيها شروع ميشود تا لحظهاي که بايد دل به دريا زد و لوازم سيسموني را خريد، اما در ادامه، فقط تأمين پوشک و شيرخشک که جزء اقلام ضروري نوزاد محسوب ميشود، ميتواند دردسر بزرگي براي والدين جوان باشد. در شرايطي که خريد شيرخشک براي خانوادهها سهميهاي است و طبق کد ملي والدين، پدر و مادر امکان خريد ماهانه هشت تا 10 قوطي شيرخشک را دارند، مراجعه به داروخانهها هميشه با موفقيت به سرانجام نميرسد.
در حال حاضر چهار قوطي شيرخشک با بيمه و شش قوطي آزاد آن هم با کد ملي پدر و مادر در ماه به کودکان تعلق ميگيرد که از هر شيرخشک حدود 60-65هزار تومان را بيمه تقبل ميکند. قيمت اصلي اکثر شيرخشکها هم در محدوده 250 تا 350 هزار تومان است و اين قاعده براي تمام شيرخشکها صدق ميکند؛ از »آپتاميل« گرفته تا »ببلاک« و »نان«. به عبارتي، تنها هزينه شيرخشک يک نوزاد در ماه، سه ميليون تومان را رد ميکند.
مجموعه اين عوامل، مسير ازدواج و فرزندآوري را دشوار کرده است. صحبتهاي دبير ستاد ملي جمعيت، شاهدي بر اين موضوع است. او دو روز پيش اعلام کرد روند ازدواج و فرزندآوري کاهش پيدا کرده است: »بر اساس آمارها، 431 هزارو 415 مورد رخداد ازدواج در سال 1404 ثبت شده که نسبت به سال قبل 8.8 درصد و نسبت به سال 89، 50 درصد کاهش داشته است«.
مرضيه وحيد دستجردي درباره فرزندآوري هم اعلام کرد: »در سال 1404، 892 هزارو 278 مورد ولادت داشتيم که روند کاهشي داشته است. اميد است سايه جنگ برداشته شود«؛بنابراين عجيب هم نيست که رشد جمعيتي کشور با هزاران هشدار درباره سن سالمندي آينده روبهرو ميشود. بهتازگي مهرزاد ناصري، معاون فني معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکي تهران و کارشناس حوزه جمعيت، هشدار دارد اگر از »پنجره باز جمعيتي« پيشرو استفاده نشود، بحران قطعي است: »اينک در دوران پنجره باز جمعيتي قرار داريم و اگر از فرصت کنوني استفاده نکنيم، با بحران مواجه ميشويم.
منظور از پنجره باز جمعتي اين است که جمعيت افراد 15 تا 65ساله که نيروي مولد به حساب ميآيند، زياد است و اين افراد به تدريج در يک بازه زماني وارد دوره سالمندي ميشوند و اگر نتوانيم ميزان زادوولد کشور را افزايش دهيم، تعداد جمعيت مولد کمتر شده و در نتيجه پنجره جمعيتي به تدريج بسته ميشود و ميزان مرگومير در برخي استانها نسبت به تعداد مواليد بيشتر خواهد شد.
مثلا سال گذشته استان گيلان، در چنين شرايطي قرار گرفت. اگر از پنجره باز جمعيتي استفاده نکنيم، به طور قطع بهسختي ميتوانيم مشکلات مربوط به جمعيت را برطرف کنيم و با بحران سياهچاله جمعتي روبهرو ميشويم که برونرفت از آن بسيار سخت است«.
کاهش آمار ازدواج و مواليد
در چنين شرايطي، رئيس مرکز جواني جمعيت وزارت بهداشت، به آمار مواليد و مرگ و رشد جمعيت کشور ميپردازد و از جزئيات اين عدد ميگويد: »در مجموع و در بحث جمعيت، ما به طور ساليانه با کاهش هفت تا ?9 درصدي ولادتها روبهرو هستيم. آمار فوتيهاي ساليانه فعلا ثابت مانده، اما آمار ازدواج در سال، نمودار کاهشي داشته. البته آمار طلاق هم کم شده است.
با اين حال به طور کلي، منحني رشد جمعيت در حالت نزولي قرار دارد، هر چند هنوز رشد جمعيت به صفر نرسيده، اما مجموع اين آمار به ما نشان ميدهد جامعه ايراني به سمت سالمندي در حال حرکت است و جمعيت جوان ما در آينده با کاهش روبهرو خواهد شد که طبعا اتفاق خوشايندي محسوب نميشود«.
رضا سعيدي با اشاره به چهار عامل اصلي اثرگذار در جمعيت ميگويد: »مواليد، مرگ، مهاجرت و ترکيب جنسيتي، چهار عامل اصلي اثرگذار بر جمعيت کشور عنوان ميشوند. متأسفانه ما در اولين عامل اين روند، يعني در بخش موالدي شرايط خوبي نداريم و مسير نزولي است. وزارت بهداشت با توجه به وظيفه خود در اين حوزه، روي چند بخش مرتبط با مواليد تمرکز کرده است. از جمله مشکلات مربوط به ناباروري، سقط جنين و سزارينها و به طور کلي موضوعات پيرامون سلامت و بهداشت باروري «.
تجرد قطعي 800 هزار زن و 340 هزار مرد
رئيس مرکز جواني جمعيت وزارت بهداشت معتقد است تا زماني که مسئله ازدواج در کشور و موانع آن برطرف نشود، موضوع مواليد نيز برطرف نخواهد شد: »در سال 1404 و طبق آمار رسمي ثبت احوال کشور، هفت ونيم ميليون پسر بالاي 20 سال مجرد و همچنين، چهارونيم ميليون دختر بالاي 20 سال مجرد در کشور ثبت شدهاند. از سوي ديگر، کشور ما در حال حاضر 800 هزار زن بالاي 50 سال مجرد و 340 هزار مرد بالاي 50 سال مجرد دارد که مجموع آنها، تجرد قطعي کشور را نشان خواهد داد.
تجرد قطعي هم به افرادي اطلاق ميشود که احتمال ازدواج آنها ديگر به پايينترين حد ممکن خود رسيده است. همه اين توضيحات به اين خاطر است که تأکيد کنم تا زماني که موانع ازدواج در کشور برداشته نشود و جوانان تمايلشان براي تشکيل زندگي افزايش پيدا نکند، ما اولين ورودي نرخ جمعيت در کشور را بايد از دست داده فرض کنيم«.
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از اقتصاد24،او با اشاره به بحران ناباروري در کشور نيز اين معضل را يک مانع جدي ميداند: »بحران ناباروري در کشور هم مسئله جدي است که در حوزه کاري وزارتخانه ما به آن پرداخته ميشود. در حال حاضر، در کشور ما حدود 15 تا 20 درصد ازدواجهاي کشور با مشکل ناباروري مواجهاند که عدد قابل توجهي است. با احتساب 450 هزار ازدواج ساليانه که به طور ميانگين ثبت ميشود، يعني هر سال 100 هزار زوج با اين بحران روبهرو هستند و براي برطرفکردن آن دنبال راهکار ميروند.
ما در وزارت بهداشت به اين موضوع ورود کردهايم و با راهاندازي مراکز ناباروري سطح دو و سه در همه استانهاي کشور در تلاش هستيم به زوجين در اين زمينه کمک کنيم. اما همانطور که ميدانيد، ضريب موفقيت اين مراکز حدود 30 درصد است. هزينه اين اقدام نيز بسيار بالاست و طبعا همه زوجين از پس آن برنميآيند. روند درمان هم طولاني است و مجموع شرايط بهگونهاي است که شايد خيليها نخواهند آن را امتحان کنند«.