شاهين سپهراد
گروه جامعه: وسعت درياچه اروميه با افزايشي قابل توجه به حدود 2 هزار و 350 کيلومتر مربع رسيده است؛ رقمي که نسبت به مهرماه سال گذشته حدود پنج برابر رشد را نشان ميدهد؛ اين افزايش تراز چشم گير پس از آخرين تابستاني که درياپه اروميه در آستانه خشکي کامل قرار گرفته بود، خبري اميدبخش براي يکي از مهمترين زيستبومهاي آبي ايران به شمار ميرود.
در اين يادداشت سعي بر آن ميشود تا ضمن توضيحي از وضعيت حاکم بر درياچه اروميه، بر ضرورت توجه به مديريت افکار عمومي در اين حوزه نيز پرداخت شود، چرا که مسائل زيست محيطي به خصوص درياچه اروميه طي ساليان گذشته همواره يکي از مباحث داغي بوده که رسانههاي معاند بر روي آن مانورهاي مختلفي براي ايجاد نارضايتي داشتهاند.
نگارنده معتقد است که نسبت دادن کامل و تمام وضعيت خوب امروز درياچه به اقدامات اجرايي دولت يا ستاد احيا، ميتواند از منظر افکار عمومي پيامدهاي معکوسي به همراه داشته باشد؛ به عبارتي ديگر اگر بهبود کنوني صرفا به عملکرد ستاد احيا نسبت داده شود پس در صورت بازگشت شرايط نامطلوب نيز همان ستاد يا دولت به عنوان عامل اصلي بحران در افکار معرفي خواهد شد؛ اتفاقي که به طور بسيار ناشيانه در قالب رپرتاژهاي مختلف خبري در دورههاي گذشته اجرا شد و با وضعيت ناگواري که پس از آن به دليل کاهش بارندگيها در درياچه رخ داد، انگشتان اتهام را به سمت دولت هدايت کرد. اتفاقي که حتي دولت پس از خود را نيز درگير حاشيههايي کرد.عدم شفافيت يا ارائه روايتهاي يکسويه، منجر به شکلگيري سوگيري شناختي در افکار عمومي ميشود؛ در اين حالت طي دورههاي پر آب درياچه، انتظارات غير واقع بينانه شکل ميگيرد و در دورههاي افت تراز نيز، بي اعتمادي افزايش مييابد؛ بايد به اين مهم توجه کرد که اين چرخه، سرمايه اجتماعي را تضعيف کرده و همراهي مردم با سياستهاي حکمراني را کاهش ميدهد و زمينه را براي سو استفاده رسانههاي معاند نيز هموار تر ميکند.
شفافيت در اين بخش نه تنها يک اصل ارتباطي، بلکه بخشي از ابزار مديريت پايدار منابع آب و کاهش ريسکهاي اجتماعي در مواجهه با نوسانات طبيعي سيستمهاي آبي است؛ اطلاعرساني دقيق، شفاف و مبتني بر داده، حتي اگر شامل بيان محدوديتها نيز باشد، در بلندمدت به تقويت اعتماد و افزايش مشارکت اجتماعي منجر ميشود. اين موضوع در بخش کشاورزي اهميت دوچنداني دارد، چرا که تغيير الگوي مصرف آب بدون پذيرش و همکاري ذينفعان عملا امکانپذير نيست.ارائه تصويري واقع بينانه و مبتني بر دادههاي علمي از درياچه اروميه در رسانهها اهميت بالايي دارد؛ واقعيت آن است که بهبود نسبي وضعيت درياچه، حاصل هم زماني چند عامل از جمله بارشهاي مناسب، اجراي برخي اقدامات مديريتي نظير لايروبي مسيرهاي آبرسان، رهاسازي به موقع و هدفمند آب از سدها و تلاش براي اصلاح الگوي کشت در بخش کشاورزي بوده است؛ اما بايد توجه کرد که اين بهبود نسبي، بيش از آنکه نشانهاي از احياي پايدار باشد، تا حد زيادي تحت تاثير بارشهاي مناسب سال جاري بوده است؛ وقتي مردم بدانند که نوسانات تراز درياچه تابعي از مولفههاي مهمي همچون بارش و تبخير است، بهتر ميتوانند ماهيت اين افزايش يا کاهش ترازها را درک کنند.
درياچه اروميه يک حوضه آبريز بسته است، به عبارتي ديگر ورودي آب آن محدود به بارشها و روانآبهاي فصلي است و با پايان فصل بارندگي و آغاز فصل گرما، روند تبخير زياد شده و به طور طبيعي از حجم آب به طور قابل توجهي کاسته ميشود؛ اتفاقي که تقريبا در تمامي عمر چند هزار ساله اين درياچه تکرار شده است.
امروز هرچند وضعيت درياچه اروميه از يک دوره فوق بحراني به حالتي اميد بخش براي احيا تبديل شده است اما بايد توجه کرد که تراز فعلي درياچه همچنان حدود 4 متر با تراز اکولوژيک فاصله دارد؛ فاصلهاي که نشان ميدهد مسير احيا هنوز طولاني و نيازمند تداوم اقدامات اساسي است که در اين ميان نيز مديريت مصرف آب، به خصوص در حوزه کشاورزي که بزرگترين مصرف کننده آب در حوضه آبريز درياچه اروميه محسوب ميشود، نقشي کليدي ايفا ميکند.
نگارنده معقتد است که وضعيت کنوني درياچه اروميه را بايد فرصتي براي احيا دانست، نه پايان بحران! بهرهبرداري صحيح از اين فرصت، مستلزم تداوم سياستهاي مديريتي ستاد احيا، اصلاح ساختارهاي مصرف آب و همراهي افکار عمومي با رويکردهاي علمي و واقع بينانه است که در اين صورت ميتوان اميد داشت که اين پهنه آبي ارزشمند، از نوسانات مقطعي عبور کرده و به پايداري بلند مدت نزديک شود.