دکترين دفاع همه‌جانبه و الگوهاي نوظهور جنگ ترکيبي


دکترين دفاع همه‌جانبه و الگوهاي نوظهور جنگ ترکيبي

علي حاجيلو

گروه تحليل: تحولات امنيتي دهه‌هاي اخير نشان داده است که تهديد عليه کشورها ديگر صرفاً در قالب لشکرکشي، اشغال سرزمين يا نبرد کلاسيک تعريف نمي‌شود.


به گزارش آرازآذربايجان، فشار اقتصادي، تحريم، عمليات رواني، جنگ رسانه‌اي، حملات سايبري، شبکه‌سازي نيابتي و دستکاري ادراک عمومي، امروز اجزاي به‌هم‌پيوسته يک الگوي پيچيده از تقابل محسوب مي‌شوند که از آن با عنوان »جنگ ترکيبي« يا »جنگ هيبريدي« ياد مي‌شود.
تجربه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، نمونه‌اي مهم از مواجهه با چنين فشاري در مقياسي گسترده است. در اين الگو، قدرت ملي صرفاً از تجهيزات و توان رزمي حاصل نمي‌شود؛ بلکه انسجام اجتماعي، اعتماد عمومي، هويت ملي، باور ديني، توان مديريتي و ظرفيت روايت‌گري تاريخي نيز در تعيين نتيجه نقش دارند. اين يادداشت با تمرکز بر دکترين دفاع همه‌جانبه، نسبت آن با جنگ ترکيبي معاصر و ضرورت تقويت جهاد تبيين، به بررسي ريشه‌هاي خطاي محاسباتي دشمن در مواجهه با الگوي مقاومت ملت ايران مي‌پردازد.
انقلاب اسلامي و تغيير معادله
پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 در شرايطي رخ داد که ساختار سياست بين‌الملل همچنان زير سايه رقابت دو بلوک بزرگ شرق و غرب قرار داشت. بسياري از بازيگران سياسي و نظريه‌پردازان روابط بين‌الملل، امنيت و بقاي دولت‌ها را در چارچوب وابستگي به يکي از اين دو قطب تحليل مي‌کردند. در چنين فضايي، طرح استقلال سياسي و تأکيد بر شعار »نه شرقي، نه غربي« تنها يک موضع‌گيري شعاري نبود؛ بلکه بيانگر تلاش براي ارائه الگويي متفاوت از حکمراني، استقلال و مقاومت در برابر نظام سلطه بود.همين ويژگي، جمهوري اسلامي ايران را از همان آغاز با مجموعه‌اي از فشارها، بحران‌ها و تهديدهاي متنوع روبه‌رو کرد.
تحرکات تجزيه‌طلبانه و ناامني‌هاي داخلي در برخي مناطق، فشارهاي سياسي و رسانه‌اي، تلاش براي بي‌ثبات‌سازي نهادهاي نوپاي کشور و سپس تجاوز نظامي رژيم بعث عراق، حلقه‌هايي از زنجيره‌اي بودند که هدف آن تضعيف استقلال و انسجام ملي ايران بود.
دفاع مقدس را نمي‌توان صرفاً يک جنگ مرزي ميان دو کشور دانست. اين جنگ در عمل به صحنه‌اي براي آزمون اراده ملي، ظرفيت سازمان‌دهي مردمي، تاب‌آوري اقتصادي و قدرت بازدارندگي معنوي تبديل شد. پشتيباني گسترده بازيگران خارجي از عراق، اعم از کمک‌هاي مالي، تجهيزاتي، اطلاعاتي و سياسي، نشان داد که مسئله فراتر از يک منازعه دوجانبه است. با اين حال، نتيجه نهايي جنگ نشان داد که برآورد صرفاً مادي از قدرت يک ملت، هميشه نمي‌تواند واقعيت ميدان را توضيح دهد.
دفاع همه‌جانبه؛ فراتر از قدرت نظامي
دکترين دفاع همه‌جانبه بر اين اصل استوار است که تهديدهاي ملي چندبعدي‌اند و بنابراين پاسخ به آن‌ها نيز بايد در همه عرصه‌ها طراحي شود. در اين نگاه، امنيت تنها وظيفه نيروهاي مسلح نيست؛ خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، اقتصاد، دستگاه ديپلماسي، نهادهاي فرهنگي، بخش توليد و افکار عمومي نيز در ساخت و حفظ امنيت ملي نقش دارند.
در دوره دفاع مقدس، اين رويکرد به شکل ملموس ديده شد. نيروهاي مسلح در خط مقدم از تماميت ارضي کشور دفاع مي‌کردند، اما پشت جبهه نيز محل ظهور ظرفيت‌هاي مردمي بود: پشتيباني عمومي، حضور داوطلبانه، فعاليت‌هاي امدادي، توليدي و فرهنگي، و حفظ روحيه جامعه. اين پيوند ميان مردم و ساختار دفاعي، يکي از عوامل اصلي ناکامي محاسباتي دشمن به شمار مي‌آمد.
محاسبات اوليه دشمن عمدتاً بر مبناي شاخص‌هاي ظاهري شکل گرفته بود: تغييرات پس از انقلاب، خروج مستشاران خارجي، مسائل داخلي، شرايط اقتصادي و تصور کاهش آمادگي نظامي.
اما آنچه در اين برآوردها ناديده گرفته شد، قدرت بسيج اجتماعي، ظرفيت بازيابي سازماني، روحيه ايستادگي و نقش ايمان و هويت در تقويت اراده جمعي بود. به بيان ديگر، دشمن توان سخت را مشاهده مي‌کرد اما توان نرم و معنوي جامعه را به‌درستي محاسبه نمي‌کرد.
اين گسست محاسباتي هنوز هم در تحليل تهديدات عليه ايران اهميت دارد. هر سياستي که جامعه را صرفاً مجموعه‌اي از متغيرهاي اقتصادي يا نظامي ببيند و نقش هويت، انسجام، حافظه تاريخي و انگيزه‌هاي ارزشي را ناديده بگيرد، با نقص تحليلي روبه‌رو خواهد بود.
جنگ ترکيبي و ميدان‌هاي هشت‌گانه
جنگ ترکيبي را بايد شکل جديدي از به‌کارگيري هم‌زمان ابزارهاي فشار دانست؛ الگويي که در آن مرز ميان جنگ و صلح، نظامي و غيرنظامي، داخلي و خارجي، و واقعيت و روايت تا حدي مبهم مي‌شود. در چنين نبردي، دشمن تلاش مي‌کند بدون ورود مستقيم به جنگ گسترده، هزينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و رواني يک کشور را افزايش دهد و اراده آن را تضعيف کند.
مهم‌ترين عرصه‌هاي اين نوع جنگ عبارت‌اند از:
1-عرصه سياسي و ديپلماتيک، با هدف ايجاد اجماع‌سازي، انزوا يا کاهش فرصت‌هاي بين‌المللي کشور.
2-عرصه اقتصادي، از طريق تحريم، محدودسازي مبادلات، فشار بر توليد و اثرگذاري بر معيشت عمومي.
3-عرصه سايبري، با هدف اختلال در زيرساخت‌ها، خدمات عمومي، داده‌ها و سامانه‌هاي حياتي.
4-عرصه رسانه‌اي، با بهره‌گيري از تحريف، انتخاب گزينشي اطلاعات، شايعه‌سازي و برجسته‌سازي نقاط ضعف.
5-عرصه رواني، با هدف ايجاد ترس، يأس، بي‌اعتمادي و ترديد نسبت به آينده.
6-عرصه فرهنگي و هويتي، از طريق تضعيف پيوند نسل‌ها با تاريخ، دين، زبان، ارزش‌هاي ملي و الگوهاي ايثار.
7-عرصه نيابتي و امنيتي، با استفاده از گروه‌هاي مسلح، شبکه‌هاي خرابکار يا عوامل وابسته.
8-عرصه نظامي مستقيم، که معمولاً در شرايط ناکامي يا تکميل فشارهاي پيشين به‌کار گرفته مي‌شود.
ويژگي اصلي اين عرصه‌ها، هم‌افزايي آن‌هاست. تحريم اقتصادي تنها يک مسئله مالي نيست؛ ممکن است در کنار عمليات رسانه‌اي به نااميدي اجتماعي منجر شود. يک حمله سايبري تنها اختلال فني نيست؛ اگر با فضاسازي رسانه‌اي همراه شود، مي‌تواند احساس ناامني عمومي ايجاد کند. به همين دليل، مقابله با جنگ ترکيبي نيازمند فرماندهي هماهنگ، تصميم‌گيري سريع، ارتباط صادقانه با مردم و افزايش تاب‌آوري در همه لايه‌هاي جامعه است.
نبرد شناختي و مسئله روايت
يکي از مهم‌ترين جبهه‌هاي جنگ ترکيبي، نبرد شناختي است. در اين نوع نبرد، هدف اصلي تصرف سرزمين نيست، بلکه تأثيرگذاري بر ادراک، قضاوت، اميد، اعتماد و تصميم مردم است. عمليات شناختي مي‌کوشد ميان واقعيت و برداشت عمومي فاصله ايجاد کند؛ به‌گونه‌اي که جامعه توان خود را کمتر از واقع و قدرت دشمن را بيشتر از واقع تصور کند.
ابزار اين ميدان متنوع است: خبر جعلي، روايت ناقص، تصويرسازي اغراق‌آميز، برجسته‌سازي ناکامي‌ها، ناديده‌گرفتن موفقيت‌ها، شايعه، توليد محتواي احساسي و بهره‌گيري از شبکه‌هاي اجتماعي. هدف نهايي نيز مي‌تواند کاهش سرمايه اجتماعي، تضعيف اعتماد به نهادها، تعميق شکاف‌هاي اجتماعي و ايجاد احساس بن‌بست باشد.
پاسخ مؤثر به اين وضعيت، انکار مسئله يا محدود کردن گفت‌وگو نيست. پدافند شناختي زماني موفق است که بر آگاهي‌بخشي، روايت مستند، پاسخ‌گويي مسئولانه، ارتقاي سواد رسانه‌اي و گفت‌وگوي اقناعي استوار باشد. جامعه‌اي که بتواند منبع خبر را ارزيابي کند، ميان نقد و تخريب تفاوت بگذارد، روايت‌هاي يک‌سويه را تشخيص دهد و تاريخ خود را بشناسد، در برابر دستکاري ذهني مقاوم‌تر خواهد بود.
در اين ميان، بازخواني درست دفاع مقدس اهميت ويژه‌اي دارد. نه براي تبديل تاريخ به مجموعه‌اي از شعارهاي تکراري، بلکه براي فهم تجربه‌اي عيني از مقاومت، مديريت بحران، ايثار جمعي و غلبه بر برآوردهاي نادرست دشمن. تاريخ، اگر مستند، صادقانه و با زبان نسل امروز روايت شود، به يکي از منابع مهم اميد و خودباوري ملي تبديل خواهد شد.
پيام راهبردي آينده
دفاع همه‌جانبه در عصر جنگ ترکيبي، به معناي نظامي‌سازي همه عرصه‌هاي زندگي نيست؛ بلکه به معناي مسئوليت‌پذيري مشترک براي حفظ استقلال، انسجام و امنيت ملي است. نيروهاي مسلح، دستگاه ديپلماسي، اقتصاد ملي، رسانه‌هاي مسئول، نظام آموزشي، نخبگان علمي و آحاد مردم، هر يک بخشي از اين منظومه دفاعي‌اند.تجربه تاريخي نشان مي‌دهد که دشمن زماني دچار خطاي محاسباتي مي‌شود که اراده ملت، ظرفيت همبستگي اجتماعي و توان بازسازي آن را ناديده بگيرد. در مقابل، هر زمان جامعه با شناخت درست تهديد، اعتماد متقابل، اميد واقع‌بينانه و روايت دقيق از گذشته و آينده عمل کند، هزينه فشار خارجي افزايش مي‌يابد و امکان تحميل اراده دشمن کاهش پيدا مي‌کند.پيام محوري اين است: امنيت پايدار نه فقط با قدرت سخت، بلکه با هم‌افزايي قدرت نظامي، اقتصادي، فرهنگي، علمي، رسانه‌اي و معنوي ساخته مي‌شود. »جهاد تبيين« در اين چارچوب، وظيفه‌اي براي روشن‌کردن واقعيت، تقويت قدرت تحليل و جلوگيري از تحريف حافظه ملي است؛ وظيفه‌اي که مي‌تواند گسست محاسباتي دشمن را تداوم دهد و ظرفيت مقاومت ملي را در برابر تهديدات نوظهور تقويت کند.
*پيشکسوت ايثار و مقاومت و فرمانده سابق قرارگاه عملياتي شمالغرب ارتش جمهوري اسلالمي ايران


تاریخ: 1405/07/12 08:38 ق.ظ | دفعات بازدید: 1719