تجارت اضطراب؛ پشت پرده بازار فيلترشکن‌ها


تجارت اضطراب؛ پشت پرده بازار فيلترشکن‌ها

گروه تحليل: در روز‌هاي گذشته، موج جديدي از نگراني و ناامني رواني، بدنه نحيف اقتصاد ديجيتال و کاربران فضاي مجازي در ايران را در بر گرفته است. شايعه‌اي با مطلع »قطع سراسري اينترنت پس از پايان مسابقات جام جهاني« به سرعت در شبکه‌هاي اجتماعي و کانال‌هاي خبري دست‌به‌دست شد؛ گزاره‌اي تکان‌دهنده که هرچند در نگاه اول يک خبر زودگذر به نظر مي‌رسيد، اما موجي از خودداري از سرمايه‌گذاري، نااميدي کارآفرينان تکنولوژي و آشفتگي ذهني جامعه را به همراه داشت.


ورود ديرهنگام، اما صريح مقامات وزارت ارتباطات به اين ماجرا و عمليات رواني خواندن آن، نشان داد که قصه فراتر از يک شايعه ساده تلگرامي است. اين جريان نگران‌کننده، دو زاويه پنهان و بسيار جدي دارد؛ اين موج مخرب يا بازتوليد يک تفکر سنتي براي زمينه‌سازي محدوديت‌هاي ساختاري جديد در بدنه تصميم‌گيري است، يا سناريويي دقيق و طراحي‌شده از سوي مافياي پرقدرت فيلترشکن‌فروشي است که براي تضمين درآمد‌هاي کهکشاني خود، به بنزين پاشيدن بر آتش اضطراب عمومي نياز مبرم دارد.
پيکان شايعه قطع اينترنت به قدري تيز و اثرگذار بود که معاون برنامه‌ريزي اقتصاد ديجيتال وزارت ارتباطات را ناگزير کرد تا در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، به صراحت وارد ميدان شده و اين خبر را تکذيب کند. او با شايعه خواندن مطلق قطع اينترنت پس از جام جهاني، تاکيد کرد که انتشار اين اخبار يک عمليات رواني آشکار عليه امنيت، آرامش و اقتصاد ديجيتال کشور است و تنها خروجي ملموس آن، سرازير شدن سود‌هاي کلان به جيب اقتصاد سياه و کاسبان فيلترشکن خواهد بود.
مسئله اين است که بازار ديجيتال ايران به دليل بستر‌هاي بي‌ثبات ارتباطي در سال‌هاي اخير، به شدت نسبت به سيگنال‌هاي منفي حساس شده است. از ديدگاه تحليلگران اقتصادي، تکذيب‌هاي رسمي اگرچه لازم و حياتي هستند، اما به تنهايي نمي‌توانند آبي بر آتش بي‌اعتمادي انباشته‌شده کاربران بريزند، چرا که در غياب يک تضمين ساختاري و قانوني براي ثبات پايدار شبکه، هر شايعه کوچکي مي‌تواند به عنوان يک واقعيت در شرف وقوع پذيرفته شود و تعادل بازار را به هم بزند.براي ريشه يابي اين بحران رواني و تحليل زاويه اول اين ماجرا، بايد به بررسي لايه‌هاي ساختاري پرداخت و اين پرسش را مطرح کرد که چرا افکار عمومي و فعالان اقتصادي به اين سادگي سناريوي قطع بزرگ را باور مي‌کنند. پاسخ اين معما را بايد در حافظه تاريخي جامعه و سيگنال‌هاي متناقضي جست‌و‌جو کرد که گاه و بيگاه از تريبون‌هاي سنتي يا برخي نهاد‌هاي تصميم‌ساز صادر مي‌شود، زيرا طي ساليان گذشته، بسياري از محدوديت‌هاي پايدار در فضاي مجازي ابتدا در قالب شايعات بي‌پايه يا طرح‌هاي آزمايشي کليد خورده و در نهايت به سياست‌هاي تثبيت‌شده و دائمي تبديل شده‌اند.
روي ديگر اين سکه که ابعاد هولناک‌تري از يک فساد سازمان‌يافته را فاش مي‌کند، نقش مستقيم اقتصاد سياه يا همان مافياي فيلترشکن‌فروشي در داغ نگه‌داشتن اين شايعات بي‌پاسخ است. گزارش‌هاي متعدد در رسانه‌هاي اقتصادي کشور نشان مي‌دهند که گردش مالي تجارت ابزار‌هاي دور زدن فيلترينگ در ايران به ارقام نجومي و چند ده هزار ميليارد توماني در سال رسيده است .
براي تداوم اين زنجيره سودآوري افسانه‌اي، ايجاد اضطراب دائمي در کاربر نقشي حياتي ايفا مي‌کند، چرا که مافياي فيلترشکن‌فروشي به خوبي مي‌داند که اگر جامعه احساس آرامش کند و شبکه به سمت پايداري پيش برود، بازار آنها به سرعت کساد خواهد شد. در نتيجه، تزريق شايعاتي مبني بر قطع قريب‌الوقوع اينترنت، بهترين استراتژي بازاريابي براي آنهاست تا ولع خريد اشتراک‌هاي طولاني‌مدت و گران‌قيمت فيلترشکن در ميان مردم فوران کند و جيب شهرونداني که براي کسب‌وکار خود چاره‌اي جز دسترسي به شبکه جهاني ندارند، خالي‌تر شود.
بررسي‌هاي آماري رسانه‌هاي اقتصادي نشان مي‌دهد که سهم اقتصاد ديجيتال از توليد ناخالص داخلي ايران در مقايسه با استاندارد‌هاي جهاني و حتي کشور‌هاي همسايه هنوز در سطح پاييني قرار دارد، اما همين سهم اندک نيز بار سنگيني از اشتغال‌زايي جوانان تحصيل‌کرده را به دوش مي‌کشد و شايعاتي از جنس قطع اينترنت، دقيقاً مانند شليک به مغز متفکر اين بخش عمل مي‌کند. يکي از اصلي‌ترين پيامد‌هاي اين وضعيت، انجماد سرمايه‌گذاري است، چرا که هيچ سرمايه‌گذار هوشمندي منابع مالي خود را وارد پروژه‌اي نمي‌کند که بستر ارتباطي آن با يک شايعه به خطر بيفتد. از سوي ديگر، صد‌ها هزار شغل خانگي و کوچک که در بستر‌هاي بين‌المللي فعال هستند، با ايجاد اين فضاي ناامني رواني دچار توقف در برنامه‌ريزي‌هاي فروش مي‌شوند و شرکت‌هاي بزرگ نيز ناچار خواهند بود بخش عمده‌اي از بودجه خود را صرف زيرساخت‌هاي موازي و ابزار‌هاي دسترسي کنند که اين امر در نهايت قيمت تمام‌شده خدمات ديجيتال را براي مصرف‌کننده افزايش داده و توان رقابتي اقتصاد ملي را به شدت سرکوب مي‌کند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل ازاقتصاد24،اگر دسترسي به اينترنت باکيفيت و پايدار به عنوان يک حق شهروندي و ضرورت اقتصادي به رسميت شناخته شود و سازوکار‌هاي قانوني جلوي قطع‌هاي سليقه‌اي را بگيرد، دکان کاسبان فيلترشکن خودبه‌خود تخته خواهد شد. جامعه کارشناسي و رسانه‌هاي توسعه‌گرا همواره تاکيد کرده‌اند که امنيت واقعي شبکه در گروي رضايت کاربران و رونق کسب‌وکارهاست و تا زماني که اين تغيير رويکرد بنيادين رخ ندهد، هر رويداد ملي يا بين‌المللي بهانه‌اي خواهد شد تا عده‌اي با روح و روان مردم بازي کنند و سود‌هاي بادآورده خود را به حساب‌هاي بانکي‌شان سرازير سازند


تاریخ: 1405/04/30 01:18 ب.ظ | دفعات بازدید: 1719