دکتر رقيه پورغفار
گروه جامعه: هفته وحدت در ايران از يادگارهاي ارزشمند تاريخي امام خميني در ايران و جهان اسلام است. اين هفته از نگاه ملي در ايران فرصتي طلايي براي بازخواني معناي عميق »باهم بودن« در سرزميني است که تنوع قومي، زباني، مذهبي و فرهنگي؛ اساس هويت تاريخي و سرمايه انساني آن به شمار ميرود.
به گزارش آرازآذربايجان، استان آذربايجان غربي، بحق يکي از قطبهاي مرکزي همزيستي و برادري در ايران است. اين استان، خانه اقوام و فرهنگهاي گوناگون است؛ آذريها، کردها، آشوريان و ارمنيان و کليميان و ديگر هموطناني که از گذشته¬هاي دور و طي قرون متمادي در شهرها و روستاهاي آن به ويژه شهر تاريخي و فرهنگي اروميه، در کنار يکديگر زندگي، کار و آيندهاي مشترک را تجربه کرده¬اند و همواره تجربه مي¬کنند. زبانها و گويشهاي متنوع، پوششهاي محلي، موسيقي، آيينها، خوراکها و سنتهاي رنگارنگ، سيماي آذربايجان غربي را به باغي پرگل شبيه ساخته است؛ باغي که زيبايي آن در يکرنگي نيست، بلکه در هماهنگي رنگهاي متفاوت آن است. به نظر من که زاده و بزرگ شده و يک عمر و بيش از نيم قرن مقيم اين استان و شهر اروميه بوده¬ام، بزرگترين حماسه ملي خطه آذربايجان غربي، از قرنها پيش تاکنون وحدت ملي اقوام اين استان فارغ از رنگهاي سياسي و رويدادهاي ادواري و گرايشهاي حاکميتي بوده است.
بزرگترين دليل آن هم اين است که حملات عدواني دشمنان خارجي و تهاجمات تجزيه طلبانه عثماني و ديگر فتنه گران گروهي جدايي طلب، در اين خطه مرزي با مرزهاي طولاني و مجاور سه کشور، هرگز نتوانستند به اهداف شيطاني و تفرقه افکني خود دست بيابند، بلکه خود تمام اقوام و پيروان همه اديان و مذاهب در اين استان قبل از آنکه حکومتهاي ايران وارد عرصه شوند، به حالت خودجوش و با احساس برادري و مردمي، با محوريت ايران و انسجام ملي، در مقابل دشمنان بيشتر متحد شده اند و اين ديار مرزي را در ترکيب ايران حفظ کرده اند، تجربه تاريخي پانصد ساله اين واقعيت را نشان مي¬دهد و تاسف بار اينکه گاهي حاکميتهاي ايراني در اين پنج قرن، برخي مناطق را در اين بخش از سرزمين ايراني را به بيگانه بخشيده اند مثل داستان تلخ آرارات و حاتم بخشي رضاخان پهلوي که منطقه »قره سو« را به ترکيه و آتاترک بخشيد و دود آن هنوز هم بر چشم ملت ايران مي رود! و منطقه ايران وان و ... در ترکيه. در اين ديار، مسلمانان شيعه و اهل سنت و نيز پيروان اديان الهي، در فراز و فرودهاي زندگي، همسايگي و همدلي را معنا کردهاند. مردم اين استان در بسياري از روزهاي سخت و شيرين، در غم و شادي هم شريک بودهاند و اين تجربه ارزشمند نشان ميدهد که تفاوت در زبان، قوميت و مذهب، هرگز نبايد به فاصله ميان دلها تبديل شود. مثل دوران هشت ساله دفاع مقدس که ما در اين استان از همه اقوام و اديان رزمنده و جانباز و شهيد داشتيم و داريم. جالب اينکه از قرنهاي گذشته تا امروز گاه مسجد در کنار کليسا قرار دارد مثل کوچه معروف »مهدي القدم« در اروميه، که در ورودي دو طرف کوچه از خيابان سرداران و شهيد مدني، مسجد ابوطالب و مسجد مهدي القدم قرار گرفته و در وسط کوچه و همسايگي مسجد، کليسا و مرکز خليفه گري ارامنه و آشوريان واقع شده!
آنچه انسانها را به يکديگر نزديک ميکند، اخلاق، انصاف، کرامت انساني، مهرباني و دلبستگي به سرزمين مشترک است. وحدت، به معناي ناديده گرفتن تفاوتها نيست. وحدت واقعي آن است که هر قوم و هر پيرو مذهبي، در عين حفظ زبان، فرهنگ، آيين و هويت خويش، از احترام، امنيت و احساس تعلق برخوردار باشد. جامعهاي که در آن تفاوتها به رسميت شناخته شود و به جاي تحقير و سوءظن، زمينه شناخت و گفتوگو را فراهم آورد، جامعهاي آرامتر، توانمندتر و اميدوارتر خواهد بود. در اين ميان، وظيفه ادارات، نهادهاي فرهنگي و دستگاههاي اجرايي، تنها برگزاري مراسم نمادين در هفته وحدت نيست.
برگرديم به صدر سخن، که از وحدت مي گفتيم. براي پربارتر شدن هفته وحدت و تبديل پيام آن به اقدامي ماندگار، ميتوان پيشنهادهاي زير را مورد توجه قرار داد:
_ برگزاري جشنوارههاي فرهنگي مشترک با حضور هنرمندان، نويسندگان، گروههاي موسيقي محلي و فعالان فرهنگي همه اقوام و مذاهب استان؛ جشنوارههايي که فرهنگها را نه جدا از هم، بلکه در گفتوگو با يکديگر معرفي کنند.
_ نشستهاي گفتوگوي ميانفرهنگي و ميانمذهبي ميان جوانان، استادان دانشگاه، روحانيان، معلمان، بانوان و فعالان اجتماعي؛ زيرا گفتوگوي محترمانه، بهترين راه براي شناخت و رفع سوءتفاهمهاست. _ توليد برنامههاي رسانهاي و مستندهاي محلي درباره نمونههاي واقعي همزيستي مردم در شهرها و روستاهاي آذربايجان غربي؛ روايتهايي از همسايگي، همکاري، دوستي و ياريرساني مردم به يکديگر. _ توجه جدي آموزش و پرورش به آموزش مدارا و احترام به تفاوتها از راه برنامههاي مدرسهاي، مسابقات فرهنگي، قصهگويي، نمايش، کتابخواني و معرفي ميراث فرهنگي اقوام ساکن استان. _ برپايي نمايشگاههاي کتاب، صنايعدستي، غذاهاي محلي و عکسهاي تاريخي با محوريت فرهنگ مشترک و گوناگوني زيباي استان؛ تا نسل جديد با ريشههاي انساني و فرهنگي هماستانيهاي خود آشناتر شود. _ تجليل از چهرههاي مردمي و نيکوکار وحدتآفرين؛ کساني که فارغ از قوميت و مذهب، براي آموزش، درمان، کمک به نيازمندان، محيط زيست و حل مسائل اجتماعي تلاش کردهاند. _ راهاندازي پويشهاي مردمي با محوريت مهرباني و همسايگي؛ مانند کمکهاي مشترک به خانوادههاي نيازمند، پاکسازي محيط زيست، درختکاري، حمايت از کودکان و سالمندان و فعاليتهاي داوطلبانه. _ تقويت عدالت در برخورداري از امکانات فرهنگي و آموزشي در همه مناطق استان؛ زيرا وحدت زماني عميق و پايدار ميشود که مردم در عمل نيز احساس کنند سهمي برابر از فرصتها، احترام و خدمات عمومي دارند.
با اين وصف، امروز بيش از هر زمان ديگري، جامعه ما به زبان گفتوگو، مدارا و مهرباني نياز دارد. بايد به نسل جوان بياموزيم که تنوع، سرمايه است نه عامل نگراني؛ و آذري، کرد، آشوري، ارمني و همه ساکنان اين استان، شاخههاي يک درخت بزرگاند که ريشه در تاريخ، فرهنگ، ايمان و سرنوشت مشترک ايران دارد. هفته وحدت، بايد يادآور اين حقيقت باشد که برادري فقط يک شعار نيست؛ برادري در احترام به همسايه، در پرهيز از سخن نفرتآلود، در انصاف نسبت به ديگري، در دستگيري از نيازمند و در پاسداشت حرمت انسانها معنا پيدا ميکند. آذربايجان غربي با همه رنگهاي فرهنگي و اعتقادي خود، ميتواند همچنان نماد همدلي و زندگي مسالمتآميز باشد؛ سرزميني که در آن تفاوتها نه ديوار، بلکه پلي براي شناخت بهتر يکديگرند. به اميد روزي که وحدت، نه فقط در هفتهاي از سال، بلکه در همه روزهاي زندگي مردم ما جاري باشد.