ARAZAZARBAIJAN

وقتي تورم و خرافات جيب عده‌اي را پر مي‌کند


وقتي تورم و خرافات جيب عده‌اي را پر مي‌کند

گروه فرهنگي: »خب حالا ضرر نمي‌کنيم که…« اين جمله، توجيه بسياري از کساني است که با تکيه بر يک خرافه مدرن، روز سيزدهم ماه صفر را بهترين زمان خريد طلا مي‌دانند.


بسياري روز سيزدهم ماه صفر را بهترين زمان خريد طلا مي‌دانند؛ با اين اميد که برايشان خوش‌شانسي بياورد.
هرچند اين تب نسبت به سال گذشته فروکش کرده، اما ادامه آن نشان مي‌دهد چنين باور‌هايي هنوز در تصميم‌هاي افراد نقش دارند و مي‌توانند بر بخشي از فرهنگ عمومي و عادت‌هاي خريد به نحوي اثر بگذارند که به نفع جيب گروهي خاص باشد.
سال گذشته بود که از مدتي قبل از فرا رسيدن سيزدهم ماه صفر، موجي از توصيه‌هاي غيررسمي در فضاي مجازي شکل گرفت مبني بر اينکه خريد طلا در اين روز باعث برکت و خوش‌يمني مي‌شود.
باوري که هيچ پشتوانه‌اي در منابع ديني و تاريخي نداشت، اما به سرعت به موضوعي جذاب براي توليد محتواي بلاگر‌هاي اينستاگرامي تبديل شد تا نرخ تعامل صفحه خود را افزايش دهند و همين امر سبب شد روز سيزدهم صفر جلوي در طلافروشي‌ها صف‌هاي طولاني شکل بگيرد تا هرکس به اندازه وسع خود حتي مقدار اندکي طلا بخرد.
هرچند امسال به اندازه سال گذشته خبري از تبليغات مجازي براي خريد طلا در روز 13 صفر نبود، اما نگاه به نرخ تصاعدي قيمت طلا از سال گذشته تا امسال، دليل خوبي است تا کساني که پارسال از صف خريداران طلا جاماندند، امسال حتي با سرمايه‌اي اندک تصميم به خريد طلا بگيرند با اين بهانه که حتي اگر اين کار خوش‌يمني نياورد، حداقل پس از مدتي سود اقتصادي برايشان به همراه دارد؛ بنابراين همچنان برخي از مردم بر اساس همان شايعات سال گذشته اقدام به خريد طلا مي‌کنند. رفتار‌هايي که نشان مي‌دهد خرافه‌گرايي، صرفاً به گذشته‌هاي دور محدود نيست.
بازاريابي با خرافات مدرن
خرافات مدرن، برخلاف خرافات ريشه‌دار و قديمي، اغلب عمر کوتاه‌تري دارند با اين تفاوت که سرعت انتشار بالاتري دارند.
در نمونه‌اي مانند خريد طلا در 13 صفر براي خوش‌يمني، شاهد خرافه‌اي هستيم که نه از سنت‌هاي عاميانه سرچشمه مي‌گيرند، نه در منابع مذهبي نشاني از آنها يافت مي‌شود.
اين خرافات از دل ويديو‌هايي با لحني مطمئن و الگوريتم‌هايي که محتواي جذاب و کوتاه را تقويت مي‌کنند، متولد مي‌شوند.
بخش مهمي از اين پديده‌ها، ماهيت تبليغاتي دارند؛ بسياري از توصيه‌ها درباره خريد طلا يا ديگر اجناس، توسط صفحه‌هايي مطرح مي‌شود که به فروش همان کالا‌ها مشغول‌اند.
خرافه در اينجا، نه صرفاً يک باور فردي بلکه ابزاري براي بازاريابي غيرمستقيم و خلق تقاضاي کاذب است.
از طرفي رواج اين باور‌ها بر روحيه افراد بي‌تأثير نيست. وقتي افراد احساس مي‌کنند بايد حتماً در يک روز خاص کاري مثل خريد طلا انجام دهند تا از »بديُمني« در زندگي پيشگيري کنند؛ بنابراين ممکن است دچار نوعي فشار رواني و استرس شوند.
کساني که توان مالي ندارند يا به هر دليل موفق به خريد طلا نمي‌شوند، گاهي دچار استرس‌هايي مي‌شوند که نکند نحسي آن روز دامن‌گيرشان شود؟ يا حتي ممکن است بعدا هر اتفاق ناگواري را به نخريدن طلا در آن روز خاص نسبت دهند و به اين ترتيب در بلندمدت احساسات بدي پيدا کنند.
رسانه رسمي چگونه مي‌تواند موثر باشد؟
در دوراني که شبکه‌هاي اجتماعي به يکي از اصلي‌ترين مسير‌هاي انتشار روايت‌ها تبديل شده‌اند، نقش رسانه‌هاي رسمي در پرداختن آرام و منطقي به چنين پديده‌هايي پررنگ‌تر از گذشته است.
اين رويکرد، نه با تمسخر باور‌هاي شخصي، بلکه با ايجاد زمينه براي بررسي نقادانه ادعاها، مي‌تواند مؤثر باشد.
خرافات تنها يک مسئله اعتقادي نيستند چراکه بر انتخاب‌هاي روزمره، آرامش رواني مردم و ... اثر مي‌گذارند. به همين دليل نقد آگاهانه آنها به معناي تقابل با دين نيست، بلکه اقدامي در جهت تقويت فرهنگ عمومي جامعه است.
سودي که خرافه را تقويت کرد
کساني که در سال گذشته توصيه به خريد طلا در روز سيزدهم صفر را جدي گرفتند، در ماه‌هاي بعد با افزايش قابل توجه قيمت طلا مواجه شدند و به سود مالي چشمگيري دست يافتند. همين امر هم سبب شد تا براي سال جاري نيز هم آن گروه و هم افراد بيشتر ديگري به خريد طلا فکر کنند، آنهم با اين استدلال که »حتي اگر خرافه هم باشد، ضرري ندارد؛ بالاخره سرمايه‌گذاري است.«
رويکردي که در ظاهر منطقي به نظر مي‌رسد، اما از چند جهت قابل تأمل است؛ نخست آنکه، گره زدن يک پديده اقتصادي مثل افزايش قيمت طلا به زمان خاصي از تقويم قمري، بدون پشتوانه ديني يا تحليلي، نوعي خطا است.
در شرايط اقتصادي ايران و جهان، طلا در اکثر ماه‌هاي سال افزايش قيمت داشته و رشد آن الزاماً به روز 13 صفر مرتبط نيست. اگر کسي 15 صفر هم طلا بخرد، سال بعد تقريبا همان اندازه سود کرده است.
دوم آنکه تقويت خرافه از مسير تجربه‌هاي موفقي مثل سودي که از خريد طلا حاصل شد، سبب گسترش آن در سطح جامعه مي‌شود؛ به‌ويژه وقتي اين تجربه‌ها در قالب روايت‌هاي اينستاگرامي و توييتري با فرمتي جذاب توليد مي‌شوند يا حتي خود افراد يک مقايسه کوچکي ميان قيمت طلا از سال گذشته تا امسال را انجام مي‌دهند.
سود فردي که هزينه جمعي به همراه دارد
حتي اگر خريد طلا سودآور باشد، ادامه اين نگرش مي‌تواند باعث شود بخشي از تصميم‌هاي اقتصادي بر پايه نشانه‌ها و روايت‌هاي بي‌اساس شکل بگيرد و منجر به تقويت رفتار‌هاي هيجاني و وابسته شدن تصميم‌هاي مالي به مناسبت‌هايي شود که پشتوانه علمي يا منطقي ندارند.
اين تجربه‌ها شايد در نگاه اول بي‌ضرر و حتي خوشايند باشند، اما در ابعاد گسترده‌تر، مي‌توانند زمينه عادي شدن خرافه را فراهم کنند؛ روندي که در بلندمدت ممکن است بيش از سود فردي، هزينه جمعي به همراه داشته باشد.
همان‌هايي که سال گذشته خريد طلا در يک روز خاص را نشانه‌اي براي خوش‌شانسي دانستند، ممکن است بعدا چنين برداشت‌هايي را به کالا‌هاي ديگري هم نسبت دهند؛ کالا‌هايي که خريدشان نه تنها سودي به همراه ندارد، بلکه مي‌تواند کمبود و التهاب در بازار ايجاد کند.
در شرايطي که سرعت انتشار محتوا از سرعت بررسي و تحليل آن پيشي گرفته، شکل‌گيري چنين باور‌هايي در شبکه‌هاي اجتماعي اتفاقي نادر نيست. کافي است ترکيبي از نگراني‌هاي اقتصادي، اضطراب جمعي و چند روايت شخصي در فضاي مجازي پررنگ شود تا ظرف چند روز، به يک خرافه تازه تبديل شود.
تجربه خريد طلا در سيزدهم صفر، چه براي کساني که سود کردند و چه براي کساني که تنها تماشاگر اين جريان بودند، يادآور اين واقعيت است که شايعات و باور‌هاي بي‌پشتوانه مي‌توانند مسير بازار و رفتار مردم را تغيير دهند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان،شايد اين تغييرات در ظاهر کوچک به نظر برسند، اما تکرارشان مي‌تواند بر عادت‌ها و انتخاب‌هاي افراد اثر بگذارد. در نهايت، آنچه اهميت دارد، جايگزين کردن تصميم‌هاي آگاهانه به جاي واکنش‌هاي هيجاني است؛ تصميم‌هايي که به روز خاصي وابسته نباشد.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


برچسب ها:

تاریخ: 1404/05/18 08:09 ق.ظ | دفعات بازدید: 1982 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور