مهرداد خدير
گروه تحليل: گفتها بيشتر همان گفتههاي قبلي بود. اما نگفتها مهم بود. اين که نگفت تنگه هرمز را ميبنديم.
نگفت از انپيتي خارج ميشويم. نگفت اسنپبک مهم نيست. نگفت نميدانستم در برجام مکانيسم ماشه هم تعبيه شده. نگفت از بيانيه جبهه اصلاحات اعلام برائت ميکنم. نگفت از قول رفع فيلترينگ منصرف شده. اين بار در مقابل رييس جمهور پزشکيان نه مجريان صدا و سيما که سه چهره سياسي - رسانهاي با سه گرايش اصلاحطلب، اعتدالگرا و اصولگرا نشسته بودند. چنان که قبلتر نوشتم جاي گرايش ديگر و سردبير رسانهاي با تم غير سياسي خالي بود حالا چه اقتصادي و چه اجتماعي يا فرهنگي. اما در مجموع بهتر از مجرياني بودند که اگر بخواهند خودشان باشند سروکارشان با جريان حاکم بر اين سازمان است که عادل فردوسيپور و رضا رشيدپور و علي ضيا و احسان عليخاني و سروش صحت را هم برنتافتند چه رسد به مجرييي که با رييس جمهور دل بدهد و قلوه بگيرد و اگر گوش به گوشي نقش مستقلي ايفا نميکنند.
از طرف ديگر اگر قرار با چالش با رييس جمهوري بود از يک سو رهبري بر حمايت از او تأکيد ورزيده و از جانب ديگر وضعيت کشور خاص و قدري ملتهب است و چنين امکاني فراهم نيست. از اين رو قطعا اگر جنگ 12 روزه درنگرفته بود زوج جبلي - جليلي به قول بچههاي امروزي عمراً زير بار مصاحبه با اين سه ميرفتند!
مسعود پزشکيان مقابل سه چهره نشسته بود که دو نفر با دو رسانه شناخته ميشوند و يکي اگرچه رسانه عمومي ندارد ولي با رسانههاي اصلاحطلب رفاقتي نزديک دارد و خود نيز سالهاست مثل يک شهروند - رسانه مطلب مينويسد و عکس منتشر ميکند اگرچه به قول يک عکاس خوش ذوق در عکاسي پيشرفت محسوسي نداشته است!
خود رييس جمهور را ميتوان در اين مصاحبه به روزنامه اطلاعات تشبيه کرد که نه به خاطر آنچه مينويسد که به خاطر آن که مثل کيهان به عالم و آدم انگ نميزند شناخته شده و سنت مرحوم دعايي را دو سرپرست بعدي هم ادامه دادند. بر اين اساس است که اين نوشته مدعي است مهمتر از»گفت«هاي پزشکيان »نگفت«هاي او بود ( و نه ناگفتههاي او).
گفتها بيشتر همان گفتههاي قبلي بود. اما نگفتها مهم بود. اين که نگفت تنگه هرمز را ميبنديم. نگفت از انپيتي خارج ميشويم. نگفت اسنپبک مهم نيست. نگفت نميدانستم در برجام مکانيسم ماشه هم تعبيه شده. نگفت از بيانيه جبهه اصلاحات اعلام برائت ميکنم. نگفت از قول رفع فيلترينگ منصرف شده. تمام تأکيد او اين بود کاري را که از عهده او برآيد انجام ميدهد مثل قانون حجاب و عفاف که گفت بلد نيستم اجرا کنم تا نگويند تمرد کرده ولي زير بار نرفت و وقتي به عنوان دستاورد دولت طرح شد نماينده اصول گرايي راديکال سکوت کرد. اين همان قانوني است که هر هفته در هر نمازجمعه به آن پرداخته شد و پزشکيان رسما آن را کنار گذاشت. کاري را که از اختيار او خارج باشد نيز با تعامل پيگيري ميکند نه با دعوا چون اختلافات داخلي را از جنگ خطرناکتر ميداند.
در توصيف روزنامه اطلاعات ميگويند ميتوانست مثل همتاي قديمي خود شود اما نشده. در توصيف پزشکيان هم مي توان گفت نه به مرحوم رييسي شباهت دارد که تا پرسيدند با رييس جمهوري آمريکا ديدار ميکنيد محکم گفت: نخير و نه مانند او وعده ساخت يک ميليون مسکن در سال را ميدهد بلکه ميپرسد آيا فکر نکردند براي اين همه بارگذاري اطراف تهران به آب نياز است؟! مثل احمدينژاد هم شعار نداد و البته از تجربه حسن روحاني بهره برده و به دنبال سايش با ديگر نهادها نيست. البته روحاني هم به شدتي نبود که تبليغ ميکردند و حرص شان از جاي ديگر است.
اگر رييس جمهور باب ميل اصولگريان بر سر کار آمده بود و قرار بود به جز تکرار هزار باره جملاتي با دو کلمه فرصت و ظرفيت حرف ديگر هم بر زبان آورد چه بسا ميگفت يا انتظار داشتند بگويد از انپيتي خارج مي شويم. از 60 درصد هم بيشتر غني سازي ميکنيم. اسنپ بک اثري ندارد. سفيران اروپا را اخراج ميکنيم. به زودي روسيه بر اوکراين پيروز مي شود و هندسه جهان را تغيير مي دهيم. پزشکيان اما هيچ يک از اينها را نگفت هر چند بناي تقابل هم ندارد و نظر خود را منتقل مي کند.
توجيه او درباره »تسويف« هم اين بود که امروز و فردا نمي کند بلکه نميخواهد با چالش و تنش حل کند و به دنبال اجماعسازي است. تسويف از سوف ميآيد و محمد علي ابطحي به عمد اصطلاح مذهبي را برگرفته از دعاي ابوحمزه به کار برد تا ادبيات مشترک ايجاد کند غافل از اين که پزشکيان فراتر از نهج البلاغه نرفته و دکتر سروش نيست که هم داروساز است هم فيلسوف. هم اديب و مولانا شناس و هم قرآن پژوه و از هر فني هنري به غايت دارد.
به جز ابطحي که برخي مطالبات اصلاح طلبانه يا واقعيتهاي اجتماعي را به صراحت مطرح کرد عليرضا معزي هم پرسش مناسبي پرسيد که آيا بر آن است که تصميم سخت بگيرد يا نه. اين احتمال وجود دارد که موافقت با کانديداتوري پزشکيان و چينش صحنه براي همين بوده که تصميم سخت بگيرد منتها نه در سياست که درباره آب و برق و بنزين و گاز که فحش خور آن ملس است. همان مواردي که گفت در لبه سقوط قرار داريم.
منتها تصميم سختي که مراد معزي بود احتمالا درباره مناقشه هسته اي است و تمام درد اصول گريان اين است که مي خواستند باري بر دوش پزشکيان بگذارند نه آن که درباره سياست و هسته اي تصميم بگيرد تا جايي که کسي نگران مصوبه مجلس براي خروج از ان پي تي يا راه ندادن بازرسان آژانس نيست و همه مي دانند در شوراي عالي امنيت ملي تصميم گيري مي شود که رييس مجلس در آن يک رأي دارد و عناصر راديکال مجلس در آن نيستند.
پزشکيان واقعا متفاوت است. نه مثل ابراهيم رييسي عين ادبيات رسمي را بي هيچ افزونه اي تکرار مي کرد. نه مثل روحاني بيان فاخر دارد که ابايي هم از طعنه نداشت. نه مثل احمدي نژاد ياوه سرايي مي کند چون پول نفتي هم در کار نيست تا با اتکا به آن شعار دهد. نه مثل خاتمي از گذشته چپ فاصله گرفته و ليبرال شده و نه مثل هاشمي رفسنجاني توسعه را بر امور ديگر ارجح بداند.
جان کلام پزشکيان اين است گرفتاريم، گيريم! وقتي به او گفتند مردم جنگ نمي خواهند شعارهاي مرسوم قبل از جنگ 12 روزه و برنامههاي ملال آور صدا وسيما با چهار تا کارشناس تکراري مانند فؤاد ايزدي و خوش چشم و جواد لاريجاني را تکرار نکرد. در اين مصاحبه گفت هاي پزشکيان مهم نبود نگفت هاي او مهم بود. چون 30 روز مهلت داريم و از لابه لاي حرف هاي پزشکيان مي شد فهميد نظر خود را منتقل خواهد کرد.
البته نه اين که هيچ "گفت" ي نداشت کما اين که گفت: اگر موشک داشته باشيم و مردم را نه قدرتي نداريم. يا: کساني که مخالف برجام بودند حالا نگران اسنپ بک شده اند. اين يکي مثل شوت سرکش کريم باقري يا مهدويکيا يا روزبه چشمي بود که حسين شريعتمداري را بر تور دروازه کيهان دوخت. روزنامهاي که به زمين و زمان بد مي گويد و همه را متهم مي کند ولي هنوز درباره رييس و رفيق سابق خودشان که زير عَلَم رضا پهلوي رفته يک کلمه ننوشته است!
آري! آنچه پزشکيان نگفت و همين که ادبيات کيهان و صدا وسيماي جبلي و جليلي و خطبههاي علم الهداي مشهد و چند تا امام جمعه ديگر را تکرار نکرد مهمتر است از آنچه گفت حتي جايي که گفت: پول در اين مملکت گم ميشود يا کي گفته هر که حجاب ندارد عفاف ندارد يا دوست ندارد کسي زنداني سياسي باشد يا چند نفر در شوراي عالي فضاي مجازي مانع رفع فيلترينگ هستند و به جاي نگاه قشري از عدالت و انصاف و راستي گفت.
با اين همه معيار مردم براي قضاوت درباره عملکرد دولت بر اساس معيشت است و او بهتر ميداند هر قدر هم در هستهاي حق با ما باشد اگر کار با اسنپبک گره بخورد بر اقتصاد هم اثر ميگذارد.
آنچه بيش از همه او را رنجانده اما رد صلاحيتهاست. کما اين که بارها خود را مثال زد و اين که براي حل مشکلات نميتواند از مديراني استفاده کند که در اين وضعيت نقش داشتهاند و با اين حال مسير را مهمتر از آدمها دانست. عجبا که نماينده اصولگرايان راديکال نه از بستن تنگه هرمز گفت و نه از خروج از انپيتي و ميدان بيشتر در دست ابطحي و معزي بود و حتي ميتوان گفت عبدالله گنجي حرفي براي گفتن نداشت و به خاطر همين از او انتقاد کنند.
اصول گرايي راديکال حرفي براي گفتن ندارد جز اين که اسنپبک را گردن ظريف و روحاني بيندازد و بگويد اگر رييسي بود آب و برق قطع نميشد!
برنامه پزشکيان روشن است. به جاي سر و کله زدن با تندروهاي مجلس اختيار را به شوراي عالي امنيت ملي منتقل کرده و بر آن است براي مهار تندروها از رهبري کمک بگيرد و آنها را سرجاي خود بنشاند.
با اين حال نبايد از ياد برد که هر چند وزيراني مانند ارتباطات و بهداشت و فرهنگ با او همراهترند آقاي عراقچي همچنان واهمه دارد که مورد هجوم تندروها قرار بگيرد و به جاي راه حل ديپلماتيک از ادبيات نامتناسب با اقتضائات روز استفاده مي کند.
نمره قابل قبول را بايد به ابطحي داد که صريح و روشن گفت: مردم جنگ نميخواهند. رفع فيلترينگ را به فردا و پس فردا نينداز و جوانان امروز فراتر از فيلم و کتاب مجوزدار شما را دنبال ميکنند و ميخوانند. به گزارش آراز آذربايجان به نقل از عصرايران،پرسشي که مطرح نشد اما اين بود: حق باماست و اروپايي ها بدعهد و آمريکاييها پدرسوخته. همه درست. در اين وانفسا مي خواهيد چه کنيد فراتر از بيانيههاي شداد و غلاظ وزارت خارجه و تهديدات چند امام جمعه که اخبار صدا و سيما هم ديگر آنها را قابل نقل نميداند بس که شعاري و تکراري و دور از خواست مردماند.
*راستي دوستي نازنين و همراه ديرين به خاطر يادداشت پيشين از اين نويسنده پرسيده اگر شما يکي از آن سه يا نفر چهارم آن نشست بودي چه مي پرسيدي؟
پاسخ دادم: پرسشي با مقدمهاي تمثيلي طرح ميکردم از اين قرار:
آقاي رييس جمهور! تصور کنيد براي مجلس هم صلاحيت شما را دوباره تأييد نميکردند و رييس جمهور هم نميشديد و با فراغ بال ظهر يک روز تعطيل به اتفاق دخترتان -که از جان دوستتر ميداريدش- و خانواده او و پسرتان در لب رودي استراحت ميکنيد. ناگهان اما کيفتان يا کيف دخترتان حاوي محتويات ارزشمند درون رود مواج ميافتد. بيمحابا به آب ميزنيد تا آب کيف را نبرد اما درمييابيد آب سهمگين است و نه تنها کيف که چه بسا خودتان را در طلب آن ببرد. منصرف ميشويد يا جان خودتان و دختر و نوه را براي به دست آوردن کيف به خطر مياندازيد؟ اين اورانيوم غني شده را اصلا بگير گنج ناب و دُر يتيم. اين گنج يا همان کيف به رود مواج تخاصم جهاني افتاده. ميارزد که اقتصاد و سياست و ديانت و معيشت و آبروي سرپرست خانوار و هويتمان را به خاطر خطير آن به خطر اندازيم؟ اگر آري بر پايه کدام آموزه ديني و سنت ملي و اگر نه چرا دستدست ميکنيد؟


کشف ۲۲ هزار دلار ارز قاچاق در مرز تمرچین
صدور ۱۴۱ پروانه بهرهبرداری صنعتی در آذربایجان غربی
رؤياي خانهدارشدن دورتر شد
توسعه مناطق آزاد و ويژه اقتصادي موجب ايجاد شغل پايدار ميشود
پرواز آنکارا اروميه برقرار شود
وتوي ملي زيادهخواهي در راهپيمايي 22 بهمن
دو ژنوتیپ امیدبخش در مرکز تحقیقات آذربایجانغربی معرفی شد
افتتاح پروژههای مخابراتی شهرستان مهاباد با سرمایهگذاری ۲۷۰ میلیارد ریالی
صادرات ۴.۴ میلیارد دلاری از گمرکات آذربایجانغربی
تسهيلات خريد نهادههاي دامي در آذربايجانغربي فراهم شد
