گروه فرهنگي:پيمان عباسي معتقد است نظارت تلويزيون بر پلتفرمها فقط يک شوخي است؛ نمايش خانگي در اختيار پول است و تلويزيون آرزو دارد که آن را در دست بگيرد اما تا زمانيکه پول هست چنين اتفاقي رخ نميدهد.
ژانر کمدي را امروز در بين آثار نمايشي اعم از فيلمهاي سينمايي، برنامههاي تلويزيوني، محتواهاي فضاي مجازي، سريالها و... ميتوان پرطرفدارترين ژانر نمايشي حال حاضر ايران دانست. فيلمهاي کمدي مدتهاست که در صدر فروش گيشه سينماها هستند و در اين بين به تازگي محتواهاي نمايشي فضاي مجازي توانستهاند به قدري پرمخاطب و تأثيرگذار باشند که بر توليدات رسمي نيز اثر گذاشتهاند.
حال مدتي است که تاکشوهاي تلويزيوني که در فضاي مجازي و پلتفرمها منتشر ميشوند نيز نظر مخاطبان بسياري را به خود جلب کرده و با وجود اينکه اين آثار در دنيا قدمتي چند ده ساله دارند در کشور ما به تازگي مورد توجه قرار گرفتهاند و حتي در بين عموم مردم بعضاً به برنامههايي بحثبرانگيز تبديل شدهاند و بخشهايي از آنها به فرهنگ عامه نيز رسوخ کردهاند.
در گفتوگو با پيمان عباسي فيلمنامهنويس، طنزنويس و طراح برخي از اولين برنامههاي طنز نمايش خانگي اين موضوع را مورد بررسي قرار داديم که در ادامه مشروح آن را از نظر ميگذرانيد:
به نظر شما چرا برنامههاي طنز و به خصوص تاکشوهاي نمايش خانگي و فضاي مجازي امروز مورد توجه مخاطبان قرار گرفتهاند و تعداد اين برنامهها هر روز رو به افزايش است؟
اگر بخواهم در يک کلمه دليل اين اتفاق را بيان کنم به نظر من «رهايي» اصليترين عامل رونق گرفتن اين آثار است. طنز گونهاي است که نيازمند رهايي و آزادي بيان است. اساساً پايه طنز در همه جاي دنيا بر محور شوخي با سه موضوع مسائل جنسي، سياست و مذهب است که هر سه موضوع در کشور ما با جزو خطوط قرمز به حساب ميآيند.
مدتي است که با ظهور و رونق نمايش خانگي فضاي تازهاي به وجود آمده که آنجا راحتتر ميتوان با برخي مسائل شوخي کرد و آدمها آنجا جسورتر هستند و در نتيجه مردم شوخيهايي را ميبينند که سابق بر اين نديدهاند. اما امروز در فضاي مجازي با موقعيت تازهتري روبرو هستيم. وقتي کامنتهاي مردم را در زير برخي پستهاي اينستاگرامي ميخوانيم متوجه ميشويم که به قدري قدرت طنز مردم افزايش پيدا کرده که ديگر نميتوان با شوخيهاي ساده مثلاً سياسي در لايههاي پنهان مردم را خنداند و اصلاً با اين فرمول ديگر امکان جلب رضايت وجود ندارد در حاليکه روزگاري همين فرمول عامل موفقيت فيلمهاي سينمايي بود.
آيا رهايي تنها عامل موفقيت محتواهاي کمدي فضاي مجازي است؟
منظور من از رهايي اين است که مردم آنچه را که در جامعه ميبينند و ميشنوند را با خلاقيتي هنري در آثار ببينند.
زمانيکه فيلم »توفيق اجباري« اکران شده بود و فروش خوبي داشت به شکلي اتفاقي آقاي بهمن مفيد را ديدم. ايشان به من گفت خيلي خوشحالي که »توفيق اجباري« فروش دارد؟ تصور ميکني سينما را کنفيکون کردي؟ زمانيکه ما کار ميکرديم مردم براي ديدن فيلمهايمان جلوي سينما صف ميبستند.
من از بهمن مفيد پرسيدم که دليل آن استقبال چه بود و او گفت دليل اين بود که مردم خودشان را در فيلمها ميديدند، مردم زندگي خود را در شوخيها مشاهده ميکردند. امروز هم عامل موفقيت آثار فضاي مجازي و پلتفرمها اين است که رهايي براي پرداختن به زندگي روزمره مردم آنجا نسبت به سينما و تلويزيون بيشتر است.
به بالا رفتن قدرت طنز مردم اشاره کرديد. چرا اين قدرت طنز امروز بالا رفته است؟
من اين اتفاق را زاييده خشم ميدانم. وقتي مکاتب ادبي را بررسي ميکنيد به اين نتيجه ميرسيد که تراژدي و طنز مکمل يکديگر هستند و همديگر را کامل ميکنند.
يک زماني ملکه انگليس ميخواست به ديدار پاپ برود. يک بحران جهاني پيرامون اين موضوع به وجود آمده بود که آيا ملکه بايد دست پاپ را ببوسد يا پاپ بايد اين کار را انجام دهد چون هر کدام که قرار بود دست ديگري را ببوسد يا براي سلطنت کشور انگلستان کسر شأن بود يا شأنيت مذهب زير سوال ميرفت و کاتوليکهاي تندرو چنين اتفاقي را نميپذيرفتند. پاپ آدم هوشمندي بود و با ديدن ملکه انگليس او را دخترم صدا زد و آغوشش را باز کرد و اين حرکت طنزي بود که تمام مسئله را حل کرد.
طنز واقعاً اين قدرت را دارد که بحرانها و مسائل را حل کند. مردم امروز سعي دارند دردهايشان را با بيتفاوتي و طنزهاي کنايهدار آرام کنند، بنابراين به اعتقاد من قدرت طنزي که امروز در مردم ميبينيم زاييده خشم است چون در هر شوخي يک زهرخندي وجود دارد.
اين مسئله را دليل فروش بالاي فيلمهاي کمدي نيز بيان ميکنند. اگر سينما نميتواند تصويرگر واقعيتهاي زندگي مردم باشد، چرا از فيلمهاي کمدي استقبال ميشود؟
چون گزينه ديگري ندارند. براي يک روز تعطيل اگر شما گزينهاي براي سرگرمي نداريد، ميتوانيد فيلم کمدي ببينيد چون تنها ابزار سرگرمکننده نمايشي که تا حدي به خواسته شما نزديک است همين فيلم کمدي است و بايد به همين بسنده کنيد و بضاعت سينماي کمدي ما هم همين است.
به نظر شما با توجه به وضعيت نمايش خانگي، فضاي مجازي، سينما و تلويزيون وضعيت ژانر کمدي در آينده چه خواهد بود؟
به نظر ميرسد که تلويزيون تا حدي متوجه اشتباهش شده و در رفتارش اين فهم تا حدي نمود دارد. وقتي از مهران مديري دعوت ميکنند که سريال بسازد مشخص است که صداوسيما کمي با اشتباهاتش مواجه شده و به آنها پي برده است. تلويزيون به سراغ شخصيتها و چهرههاي ديگري هم رفته و رفتن به سراغ آدمهايي که روزگاري عامل جذب مخاطب بودند نشان از اين دارد که تلويزيون به اشتباهاتش پي برده و درصدد جبران است و شايد تا حدودي در آينده بتواند موفق به جذب مخاطب شود. پلتفرمها هم تا زماني که پول دارند کار خودشان را ادامه ميدهند و هيچکس هم نميتواند جلوي آنها را بگيرد.
اگر يوتوب براي مخاطبان ايراني معضل ايجاد نميکرد و امکان درآمدزايي سابق وجود داشت با رونق گرفتن تاکشوها و برنامههاي مختلف به نظر من به شکل افسارگسيخته شاهد رواج توليدات نمايشي در يوتوب بوديم، برنامههايي که ديگر هر کس هر کاري که دلش ميخواست انجام ميداد و کسي جلودارشان نبود اما تصميم جديد اين پلتفرم همه چيز را تحتالشعاع قرار داد و فکر ميکنم توليدات نمايشي ما در اين پلتفرم کمتر خواهد شد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا،به طور کل من کورسوي روشني براي طنز و کمدي ميبينم و فکر ميکنم با رويکرد جديد تلويزيون و موقعيتهايي که در پلتفرمها و فضاي مجازي فراهم است، ميتوان تا حد بسيار اندکي به روزهاي بهتري براي کمدي اميدوار بود.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


رئیس سازمان سرمایه گذاری شهرداری ارومیه: انعقاد قراردادهای سرمایهگذاری به ۴۵ همت میرسد
ثبتنام تاکنون ۷۰۰۰ داوطلب انتخابات شوراهای روستایی آذربایجانغربی
ارتقاي جايگاه تالاب سولدوز نقده در دستور کار است
407 تن ميوه و خرما براي رمضان و شب عيد ذخيره سازي شد
کارگران گرفتار در دور باطل دستمزد و قيمتها
هرگونه برداشت غير مجاز مانع تحقق حقآبه درياچه اروميه است
هويت بومي و بافتهاي تاريخي موتور محرکه توسعه گردشگري شهري اروميه
چرا حس مردم از گرانيها بيشتر از آمارهاي دولتي است
دستمزد بالا ميرود، قدرت خريد نه؛ روايت تورم از جيب کارگران
آموزش رايگان در عمل وجود ندارد
