ARAZAZARBAIJAN

مکانيزم ماشه در آستانه فعال‌سازي و تأکيد تهران بر غني‌سازي دو مسير متضاد در يک بحران


مکانيزم ماشه در آستانه فعال‌سازي و تأکيد تهران  بر غني‌سازي دو مسير متضاد در يک بحران

گروه تحليل: يک کارشناس سياست خارجه مي‌گويد: برگشت مکانيسم ماشه يعني همه تحريم‌هاي سازمان ملل عليه ايران امضا شود، يعني آن 6 قطعنامه‌اي که اثرشان خنثي شده بود دوباره فعال مي‌شوند و به موجب آن ما ذيل فصل هفتم تحريم سازمان ملل قرار مي‌گيريم که ديگر هيچ کشوري نه تنها جرأت همکاري با ايران را ندارد بلکه موظف است در تحريم‌ها شرکت کند.


تنش‌هاي مربوط به برنامه هسته‌اي ايران بار ديگر به صدر اخبار بين‌المللي بازگشته و اتحاديه اروپا به‌صورت رسمي ضرب‌الاجلي براي احياي توافق هسته‌اي تعيين کرده (تا پايان ماه آگوست 2025 است.
اين کشور‌ها هشدار داده‌اند که در غير اينصورت روند فعال‌سازي مکانيسم ماشه را آغاز خواهند کرد؛ روندي که مي‌تواند در نهايت به بازگشت تحريم‌هاي سازمان ملل متحد عليه ايران منجر شود.
البته وزارت خارجه فرانسه روز جمعه خبر داده که ديپلمات‌هاي ارشد اروپايي (شامل وزراي خارجه فرانسه، آلمان، انگستان و نيز مسئول سيات خارجي اتحاديه اروپا) روز پنجشنبه به عباس عراقچي گفته‌اند که در صورت عدم پيشرفت در زمينه توافق هسته‌اي ايران تا پايان تابستان، براي بازگرداندن تحريم‌هاي سازمان ملل عليه تهران، مصمم هستند. در مقابل، وزير امور خارجه کشورمان نيز در اين کنفرانس ويدئويي، خطاب به اروپايي‌ها تصريح کرد که »اگر اتحاديه اروپا و سه کشور اروپايي مي‌خواهند نقشي ايفا کنند، بايد مسئولانه رفتار کنند و از سياست فرسوده تهديد و فشار، از جمله تهديد به اجراي سازوکار »اسنپ‌بک« که فاقد هرگونه مبناي اخلاقي و حقوقي براي آن هستند، دست بردارند«.
با اين مقدمه، با سيد جلال ساداتيان، سفير اسبق ايران در انگلستان به گفت‌و‌گو نشسته ايم که مشروح آن را در ادامه مي‌خوانيد.
* در شرايطي که اتحاديه اروپا براي دستيابي به توافق هسته‌اي به ايران ضرب‌الاجل داده و از سوي ديگر تهران هم با وجود تجربه جنگ 12 روزه همچنان بر حق غني‌سازي تاکيد مي‌کند، چرا ايران هيچ در مواضعش هيچ تغييري اعمال نکرده است؟
- اينکه چرا مواضع ايران تغيير نکرده است را خود وزارت خارجه و شخص آقاي عراقچي بايد پاسخگو باشد. من به عنوان تحليلگر مواردي را تحليل مي‌کنم که ممکن است در واقعيت تحليل‌هاي داخلي و آنچه در ذهن آنهاست، تطابق داشته يا نداشته باشد. وقتي پيش شرط‌هايي را تعيين مي‌کنند بر اساس تجارب و اتفاقاتي است که پيش آمده است. تجاربشان مي‌گويد که آقاي ترامپ گفته است بيايد مذاکره کنيم، پنج دور هم مذاکره کرده‌ايم و در آستانه دور ششم اسرائيل به ما حمله کرده است.
اين حمله با هماهنگي آمريکا بوده يا خير؟ اگر با هماهنگي آمريکا بوده يعني فريب، دروغ و نيرنگي که آنها به کار بردند، اما اگر با هماهنگي آنها نبوده است، چطور آمريکا انقدر آلت دست اسرائيل است که خود را در معرض اين قضايا قرار مي‌دهد و نه تنها هيچ محکوميتي هم متوجه اين حمله نمي‌کند بلکه در ادامه کار او را هم مورد حمايت قرار مي‌دهد و خودش هم حمله مي‌کند؟
به باور من موضعي که وزير خارجه ايران مي‌گيرد براي روشن کردن هرچه بيشتر موضع مدبرانه يا منفعلانه آمريکاست تا اين امر را بتواند در مقابل ديد جهانيان قرار دهد. همچنين از جهت کار خود هم بتواند اين ضمانت را بگيرد که ايران مجدد مورد حمله واقع نمي‌‍شود.
البته ضمانت آنها قابل اتکا نيست ولي به عنوان شخصي که دارد مذاکره مي‌کند، بر اين امر تاکيد مي‌کند تا دوباره از يک سوراخ گزيده نشود.
اما درمورد تاکيد جمهوري اسلامي بر غني‌سازي بايد بگويم که اين بحث فراز و نشيب‌هاي فراواني را به خود گرفته است. اول اينکه جمهوري اسلامي پيش از مذاکرات دنبال اين بود که حق هسته‌اي، برد موشکي و مسائل منطقه‌اي مورد بحث قرار گيرد. اما در دور دوم مذاکرات در رم، آقاي ويتکاف با ايران توافق کرد که فقط روي موضوع هسته‌اي تمرکز کنند.
در بحث هسته‌اي هم تا دور چهارم درباره اينکه ايران غني‌سازي خود را در چارچوب برجام داشته باشد، هيچ مشکلي نبود. اما در دور چهارم طرف مقابل روي غني‌سازي صفر تاکيد کرد و اين نشان داد که ناشي از فشار‌هاي لابي اسرائيل بر آمريکاست.
الان هم به نظر مي‌آيد به نوعي توافق رسيده‌اند که غني‌سازي 3 و 67 درصدي که در داخل ايران و با نظارت‌هاي بين‌المللي انجام مي‌شد، موقتا تعليق شود. اين البته پيشنهاد طرف مقابل بوده که اگر هم چيزي مورد نياز باشد از سمت روسيه تامين شود و ميزان 409 يا 420 کيليويي که ما غني‌سازي 60 درصدي داريم به روسيه انتقال پيدا کند. البته تاکيد مي‌کنم که اينها پيشنهادي است که آمريکايي‌ها در گفت‌و‌گو‌هاي پشت پرده مطرح کرده‌اند. اما تاکيد موکد ايران بر اين است که غني‌سازي بايد زير نظر خودمان باشد و شما مي‌توانيد به ايران بياييد و نظارت داشته باشيد.
اين دور از مذاکرات که قرار است از سر گرفته شود، حول دو محور اصلي خواهد بود؛ به اين معنا که ايران، در واکنش به عدم پايبندي طرف مقابل به تعهداتش، به‌تدريج سطح غني‌سازي 20 و 60 درصدي را افزايش داده، از سانتريفيوژهاي پيشرفته استفاده کرده و در نهايت نيز اجازه بازرسي‌ها را نداد. در همان چهار دور اول مذاکرات با »ويتکاف« توافق شده بود که اين اقدامات در قالب يک سازوکار تدريجي و در ازاي رفع تحريم‌ها متوقف شود.
اکنون که مذاکرات جديد در آستانه آغاز شدن است، بايد ديد ايران در ازاي چه امتياز يا تعهد مشخصي، حاضر به عقب‌نشيني از اين اقدامات خواهد شد و طرف مقابل چه تعهداتي را اجرا خواهد کرد. اين‌ها از جمله موضوعات مبهمي است که بايد ديد در اين دور از مذاکرات – که دو طرف براي آن اعلام آمادگي کرده‌اند و قرار است در چين برگزار شود – چگونه مورد توافق قرار خواهد گرفت.
* در شرايطي که زمان از دست رفته و امکان ندارد ايران تا پايان مدت دو ماهه ضرب‌الاجل به توافق بر سر برنامه هسته‌اي برسد، تهران چه کاري مي‌تواند انجام دهد؟
- اروپا يک ضرب‌الاجلي به ايران داده و الان هم ظاهرا توافق کرده‌اند که در چين اين گفت‌و‌گو‌ها ادامه پيدا کند. خبري هم منتشر شده مبني براينکه ترامپ به اروپا دستور داده که روند مکانيسم ماشه را متوقف کنند تا نتيجه مذاکرات ما مشخص شود.
البته من نمي‌دانم چه قدر اين خبر صحت دارد ولي من هم فکر مي‌کنم اروپايي‌ها اين ضرب‌الاجل را مطرح کردند تا سهم و جايگاه خود در اين مذاکرات را مشخص کنند.
به نظر نمي‌آيد آنها تابع صرف آمريکا باشند چراکه به اندازه کافي دلخوري‌هايي از آمريکا درمورد اوکراين و نحوه حمايت‌هايي که از اروپايي‌ها دريغ شده، دارند. از اين رو اروپايي‌ها گروکشي کردند تا بتوانند جايگاه و پايگاه خودشان در قبال مسئله ايران و اوکراين با آمريکا تاخت بزنند. حال اينکه ترامپ گفته ما به اروپا دستور داديم که روند مکانيسم ماشه را فعلا متوقف کند، جاي تامل دارد.
يک مقدار ابهاماتي در اين مسئله وجود دارد ولي بي ترديد اروپايي‌ها هم به دنبال اين هستند که نقش خود را در بازي اوکراين و ايران ايفا کند.
* براي ايران چه قدر حياتي است که از فرصت باقي مانده استفاده کند و به ميز مذاکره بازگردد؟
- ايران اعلام کرده که آماده مذاکره است. آقاي پزشکيان هم در مصاحبه با کارلسون به آمريکا پيام مستقيم داد که ما آماده مذاکره‌ايم.
منتهي در اين شرايط هم گفت‌و‌گو‌هاي پشت پرده‌اي دارد رخ مي‌دهد و غير از اعراب منطقه يعني عمان و قطر که پيشتر هم تلاش‌هايي کرده و الان هم در تکاپو هستند، چيني‌ها هم وارد اين مرحله شده‌اند. بايد ببينم همين روز‌ها و همين ساعت‌ها نتايج رايزني آنها به چه نتيجه‌اي ختم خواهد شد. طبيعي است هر طرفي حداکثر منافع خودش را مي‌خواهد.
آنچه آمريکايي‌ها مي‌خواهند اين است که غني‌سازي ايران صفر شود، هيچ امتياز رفع تحريمي ندهند و ايران صم بکم آنچه آنها دستور مي‌دهند را اجرا کند. از اين طرف هم ايران دارد مقاومت مي‌کند و به يک حداقل‌هايي که پيشتر عنوان کردم، دارد بسنده مي‌کند. همه اينها را در مذاکرات قبلي هم پذيرفته بود، اما باتوجه به جنگي که رخ داد بايد ببينيم موضع ايران در اين مرحله از مذاکرات چگونه خواهد بود؛ آيا بر همان مواضع قبلي خود مي‌ايستد يا امتياز‌هاي بالاتري را تقاضا مي‌کند. اينها هنوز مبهم است و کسي نمي‌داند چه توافقاتي پشت پرده رخ داده که براساس آن مي‌خواهند مذاکرات را انجام دهند.
* فارغ از تندرو‌هاي داخلي که مکانيسم ماشه را کاغذ پاره مي‌خوانند، برخي تحليل‌ها هم مبني بر اين است که همين الان هم ايران تحت فشار شديدترين تحريم‌ها از سوي آمريکا قرار دارد؛ بنابراين فعال شدن مکانيسم ماشه چندان اثر ملموسي بر اقتصاد کشور و معيشت مردم نخواهد گذاشت. چه قدر اين تحليل درست است؟
- حرف غلطي است چراکه آنچه تاکنون تحت عنوان تحريم آمريکا يا اروپا بوده را برخي کشور‌ها از جمله چين و روسيه، خود را مجبور به اطاعت از آن نمي‌کردند. مثلا نفت ايران را مي‌خريدند و معاملاتشان با ايران برقرار بود. همچنين با همسايگانمان از جمله امارات و ترکيه هم ارتباط داشتيم.
اما برگشت مکانيسم ماشه يعني همه تحريم‌هاي سازمان ملل عليه ايران امضا شود، يعني آن 6 قطعنامه‌اي که اثرشان خنثي شده بود دوباره فعال مي‌شوند و به موجب آن ما ذيل فصل هفتم تحريم سازمان ملل قرار مي‌گيريم که ديگر هيچ کشوري نه تنها جرأت همکاري با ايران را ندارد بلکه موظف است در تحريم‌ها شرکت کند.
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از اقتصاد24 ،آنهايي که چنين حرف‌هاي مهملي را مطرح مي‌کنند، هيچ علمي ندارند. منتهي اين را هم بايد خاطرنشان کرد که در حال حاضر عده‌اي از نظر حقوقي استدلال مي‌کنند که، چون اروپايي‌ها هم عملا تعهدات برجامي‌شان را انجام ندادند، آنها هم حق اين را ندارند که مطابق برجام اسنپ بک را فعال کنند.
البته در رفتار‌هاي قلدرمآبانه آنها ديگر جاي اين مباحث وجود ندارد و آنها احتياج به راي شوراي امنيت ندارند که بگوييم چين و روسيه وتو مي‌کنند بلکه با مکانيسم قلدري، تصميم خود را به شورا مي‌برند. حال اينکه از نظر حقوقي آيا اين استدلال ايران شنيده و توجه مي‌شود و در چارچوب شوراي امنيت اين حرف مي‌تواند جلوگيرنده از بازگشت اسنپ بک شود يا خير را بايد کارشناسان حقوق بين‌الملل پاسخ دهند.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/04/31 07:37 ق.ظ | دفعات بازدید: 1974 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور