ARAZAZARBAIJAN

مجمع ادواري مجلس گعده‌اي که درد مردم استان را درمان نکرد


مجمع ادواري مجلس   گعده‌اي که درد مردم استان را درمان نکرد

شاهرخ احمدزاده

گروه تحليل: اين تصوير، سند تلخي از شکاف عميق ميان حلقه بسته سياست‌ورزان قديمي و واقعيت‌هاي پررنج آذربايجان غربي است.


به گزارش آراز آذربايجان، جمعي از نمايندگان ادواري، با سنين بالا و چهره‌هاي خسته از سال‌ها حضور در قدرت، که بسياري‌شان سال‌هاست تهران را به عنوان اقامتگاه دائمي برگزيده‌اند و از مسائل روزمره حوزه‌هاي انتخابيه سابق خود فاصله گرفته‌اند، در اتاقي در پايتخت گرد هم آمده‌اند تا مجمع خود را با انتخاب رئيس احيا کنند.
چينش افراد در قاب عکس، بي‌پرده سخن مي‌گويد: غيبت کامل نسل جوان، متخصصان توسعه و نخبگان محلي، و حضوري که بيش از هر چيز به يک گعده دوستانه براي تجديد روابط و ابراز وجود سياسي مي‌ماند تا نهادي جدي براي مقابله با بحران‌هاي استان.
خوش بش چهره هاي قديمي سياست شکست خورده استان در حالي انجام شده است ، که بحران ادامه‌دار درياچه اروميه که کشاورزي و سلامت ميليون‌ها نفر را تهديد مي‌کند، بيکاري گسترده جوانان که نرخ آن بالاتر از ميانگين کشوري است، سرانه پايين آموزشي و بهداشتي، مدارس فرسوده و کانکسي، حاشيه‌نشيني فزاينده در شهرهايي مانند اروميه و خوي، کمبود شديد آب شرب در بسياري از روستاها، و بي‌عدالتي مزمن در توزيع منابع ملي، تنها بخشي از اين فهرست بلند دردهاي انباشته هستند. در چنين شرايطي، مجمع نمايندگان ادواري که برخي اعضاي آن چندين دوره در مجلس حضور داشته‌اند، چه سهمي در کاهش اين محروميت‌ها داشته و اکنون با اين احيا، چه وعده‌اي براي آينده مي‌دهد؟
واقعيت اين است که اين مجمع، با رياست جهانبخش محبي‌نيا، بيشتر به محفلي ويتريني و پوشالي تبديل شده که هدف اصلي‌اش حفظ ظاهر و تجديد پيوندهاي شخصي است. نشست‌هاي آن، که اغلب در مرکز امور نمايندگان مجلس در تهران برگزار مي‌شود، به بحث درباره موضوعاتي مانند احياي درياچه اروميه، سرمايه‌گذاري اقتصادي يا مسائل کشاورزي محدود مانده و خروجي‌اش معمولاً تهيه گزارش‌هايي براي ارسال به مقامات عالي است. اما اين گزارش‌ها چه سرنوشتي يافته‌اند؟ آيا پيگيري مداوم و علني آن‌ها به تخصيص بودجه بيشتر، اجراي طرح‌هاي زيربنايي يا کاهش بيکاري منجر شده است؟
تجربه سال‌هاي گذشته نشان مي‌دهد که تأثير اين اقدامات ناچيز است بسياري از اعضاي اين مجمع، پس از پايان دوران نمايندگي، زندگي خود را به تهران منتقل کرده‌اند و ارتباط مستمر و عميق با حوزه‌هاي انتخابيه را از دست داده‌اند. چگونه مي‌توان از افرادي که از مشکلات ميداني استان دور افتاده‌اند، انتظار مديريت مستشاري مؤثر يا مشاوره راهبردي داشت؟ ا
ين فاصله جغرافيايي، همراه با ذهنيت بسته، مجمع را به گعده‌اي خصوصي تبديل کرده که بدون شفافيت لازم عمل مي‌کند. اساسنامه عمومي، صورت‌جلسات در دسترس مردم، گزارش‌هاي سالانه عملکرد يا حتي يک نشست خبري منظم، هيچ‌کدام ديده نمي‌شود. ارتباط نهادينه با جامعه مدني، دانشگاه‌ها، رسانه‌هاي استاني يا نسل جوان سياست‌ورز نيز وجود ندارد.
در لحظات حساس سياسي مانند انتخابات مجلس يا شوراهاي شهر و روستا، اين مجمع هيچ نقش اجماع‌ساز يا راهبري ايفا نکرده است.
نه در حمايت از کانديداهاي توسعه‌محور، نه در جلوگيري از تفرقه آراء که اغلب به پراکندگي منابع و ضعف لابي‌گري ملي منجر شده، و نه در نقد صريح عملکرد نمايندگان فعلي.
در حالي که استان به وحدت رويه براي جذب سرمايه ملي، مديريت مرزها، توسعه حمل‌ونقل ريلي و حل بحران آب نياز مبرم دارد، اين جمع حتي يک بار به صورت جمعي و علني در برابر مردم ايستاده و توضيح نداده که چه پيشنهاد مشخصي براي رفع محروميت‌هاي آموزشي، بهداشتي يا اقتصادي ارائه کرده است.
مردم آذربايجان غربي حق دارند بپرسند: سهم اين چهره‌هاي ادواري در ادامه وضعيت موجود چيست؟ چرا در دوران نمايندگي، قوانين مؤثرتري براي توسعه منطقه‌اي پيش نبردند يا بودجه بيشتري جذب نکردند؟ و اکنون که بازنشسته قدرت هستند، چرا به جاي پاسخ‌گويي به کارنامه گذشته، به تشکيل محافل ويتريني بسنده مي‌کنند؟ نمايندگي مجلس، امتيازي مادام‌العمر براي عکس‌هاي گروهي و گعده‌هاي دوستانه نيست، بلکه تعهدي دائمي براي خدمت و پاسخ‌گويي است.
در استاني که جوانانش با نااميدي، مهاجرت و بي‌اعتمادي به ساختارها روبه‌رو هستند، چنين مجمعي با ساختار فرسوده و بسته، نه تنها کمکي به پيشرفت نمي‌کند، بلکه ناخواسته راه ورود نيروهاي تازه‌نفس و متخصص را مي‌بندد و اعتماد عمومي به نهادهاي سياسي را بيشتر تضعيف مي‌کند. مردم شايسته ساختارهايي هستند که صداي واقعي آن‌ها را بشنوند، نه گعده‌هايي که در پايتخت تشکيل مي‌شود و از دردهاي استان دور مانده است.
زمان مطالبه تغيير فرا رسيده است. اين مجمع بايد شفافيت کامل را بپذيرد، گزارش‌هاي عملکرد را عمومي کند، نسل جوان و نخبگان محلي را به تصميم‌گيري‌ها دعوت نمايد، و تمرکز خود را بر فشار واقعي بر دولت براي اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي بگذارد. اگر قادر به اين تحول نيست، بهتر است جاي خود را به نهادهاي فراگير، پاسخ‌گو و متصل به مردم بدهد. در غير اين صورت، اين مجمع تنها نمادي از فرصت‌سوزي خواهد ماند که مردم با ديدن تصاويرش مي‌پرسند: اين گردهمايي باشگاه پيرمردان در تهران، براي محروميت‌هاي ما چه کرد؟
آذربايجان غربي نيازمند اقدامات ملموس است، نه ويترين‌هاي پوشالي سياست بازان حريص قدرت خودنمايي که کاف آنها با نسل حاضر غير قابل انکار است ...لطفا به استراحت گاه خود برگرديد و مجمع را به نخبگان و جوانان بسپاريد .


برچسب ها:

تاریخ: 1404/10/06 10:26 ق.ظ | دفعات بازدید: 1826 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور