نسرين هزاره مقدم
گروه تحليل: يک استادکار ساختماني که به خاطر تراکنش مالي بالا از محل دستمزد کارگران زيردستش (که ماهانه اجباراً به حسابش ميآيد) يارانه نقدياش قطع شده، در مورد اين وعدهها و ادعاها ميگويد: يارانه نقديمان را قطع کردند؛ با کالابرگي که ميدهند يک کيسه گوني برنج نميشود خريد! ما يک بيمه ساده نداريم و با حقوق روزمزدي زندگي ميکنيم، حالا هم ميخواهند بنزين را گران کنند. ما که خودروي شخصي نداريم اما بار گراني بنزين را لابد بايد بر دوش بکشيم!
زندگي به شدت گران شده است؛ منظور از »زندگي« صرف پول براي خريد و تفريح و مسافرت نيست؛ سادهترين کالاهاي خوراکي که در دهههاي پيش از اين هيچ زمان براي شهروندان ايران و به طور مشخص شاغلان متعلق به طبقات متوسط و فرودست درآمدي دور از دسترس نبوده، حالا در نقطهاي قرار گرفتهاند که دست مزدبگيران حتي لايههاي متوسط مزد و حقوق بگير به آنها نميرسد.
سرانه مصرفِ پروتئين، گوشت، لبنيات و ميوه و خشکبار، به کمترين ميزان در دهههاي اخير رسيده است و دستکاريهاي تورمي مرکز آمار هم نتوانسته »حقيقت« را لاپوشاني کند؛ تورم نقطه به نقطه آبان به طور متوسط در کشور 49.4 درصد اعلام شده است و اين در حاليست که نرخ اين شاخص در بسياري از استانها از جمله تهران، فارس، يزد و سيستان و بلوچستان بيش از 50 درصد بوده است؛ اما اين تورم کليست. بر اساس اعلام مرکز آمار ايران، ضريب اهميت کالاهاي خوراکي و آشاميدني براي سه دهک نخست درآمدي بيش از 40 درصد است و تورم نقطه به نقطه اين حوزه در تمام استانها بالاي 60 درصد است. در دادههاي رسمي مرکز آمار، تورم نقطهاي خوراکيها و آشاميدنيها و دخانيات براي نقاط شهري 66.5 و براي نقاط روستايي 64.1 درصد ثبت شده است.
در نتيجه تورم واقعي زندگي دهکهاي فرودست که زندگيشان به همان خريد اقلام خوراکي با سختي بسيار محدود شده، بيش از 60 يا 70 درصد و در صورتي که قيمتهاي واقعي اقلام در نظر گرفته شود، بيش از 100 درصد است. در اين شرايط سياستهاي حمايتي دولت مثل يارانه و کالابرگ، نتوانسته در حل بحران معيشت و پر کردن شکاف مزد و هزينهها در حوزه خوراکيها موفق عمل کند؛ در بهترين حالت، با کالابرگ نفري 500 هزار توماني، حتي يکدهم هزينههاي خوراکي يک خانواده 3 يا 4 نفره تامين نميشود.اما در روزهاي اخير، نگراني بابت گران شدن بنزين با ورود نرخ سوم بالا گرفته است؛ ترديدي نيست که گراني اين کالاي استراتژيک، تسلسلوار به زنجيره تامين کالاها و خدمات منتقل ميشود و البته اثر رواني بسيار روي بازار مبتلا به تورم ايران دارد. در آستانهي اين شوک جديد، مجموعه حاکميت با هدف اقناع عمومي يا شايد کاستن از بار رواني ماجرا، در تلاش است، تصميم گراني بنزين با ورود نرخ سوم را به نوعي به کالابرگ و حمايتهاي کالايي مربوط کند؛ وعده دادهاند پول حاصل از گراني بنزين صرف کالابرگ ميشود.
دهم آذر، »احمد ميدري«وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي، در اين رابطه گفت:»در ارتباط توزيع کالابرگ و تامين مالي آن بر اساس اعتقاد و دغدغهاي که آقاي رئيسجمهور براي معيشت گروههاي کمدرآمد دارند، اعلام کردند که هر ميزان که نرخ سوخت در کارتهاي اضطراري جايگاهها بيشتر شد، درآمد حاصل آن را در تامين مالي کالابرگ بياوريم. اين دستور اين هفته ابلاغ شده و بايد محاسباتش اعلام شود که چه مقدار است«.
وزير کار هيچ طرح و برنامهاي اعلام نکرده؛ قرار است يک شوک قيمتي جديد به بازار کالاها و خدمات وارد شود که دود آن بيش از همه به چشم فرودستان ميرود؛ آنوقت وعده ميدهد که سود حاصل از اين محل صرف کالابرگ ميشود؛ کدام کالابرگ؟ آيا دولت کسري بودجه تامين اعتبار کالابرگ را قرار است بازهم از جيب مردم پُر کند؟
اول کالاها را گران ميکنند بعد ميگويند با کالابرگ اين گرانيها جبران ميشود (که البته نميشود) بعد براي پرداخت همين کالابرگ ناچيز، پول و بودجه کم ميآورند؛ با اعمال يک سياست جديد، دوباره کالاها را گران ميکنند و وعده ميدهند اين پول را صرف کالابرگ ميکنيم؛ چرخهي بيپاياني که نتيجه آن تورم بيشتر در اقتصاد و فقر افزونتر طبقهي کارگر است. »مرتضي افقه« استاد اقتصاد دانشگاه شهيد چمران ، در اين رابطه با انتقاد از بهکارگيري کليدواژه کالابرگ يا يارانه در هر موج جديد گراني، ميگويد: اين تجربهي شکست خورده از دوره احمدي نژاد آغاز شد که سعي کردند اثر رواني منفي افزايش قيمتها را کاهش دهند و اعلام کردند اعتبار ناشي از مابه التفاوت قيمتها را به مردم يارانه مي دهيم؛ الان هم با همان ترفند وارد ماجرا شدهاند؛ منتها با توجه به دو تجربه منفي قبلي در مورد گراني بنزين، در اين حوزه با احتياط وارد شدهاند؛ بنزين را سه نرخي کردهاند اما ترفند تکراري است: به مرم ميگويند نگران نباشيد مابهالتفاوت را کالابرگ ميدهيم!
اين کارشناس اقتصادي اضافه کرد: اين تجربه در دوره احمدينژاد شکست خورد؛ اثر يارانه بعد از دو سه سال از بين رفت چون سرعت تورم بيش از يارانه بود. در دولت سيزدهم هم همين اتفاق افتاد؛ گفتند ارز 4200 را حذف ميکنيم و مبلغ ريالي يارانه را ده برابر هم کردند اما باز بعد يک سال اثر يارانه نسبت به تورم محو شد؛ چون سرعت تورمِ ناشي از افزايش قيمتها خيلي بالاست. يارانه ثابت ميماند و تورم هفته به هفته افزايش مييابد؛ در نهايت مزدبگيران و فقرا با شيب تند سقوط ميکنند.
چرا دولت دور تسلسل گراني- يارانه- گراني را در اين اوضاع وخيم اقتصادي که مزد و حقوق براي نصف ماه هم کفايت نميکند، متوقف نميسازد؟ استاد اقتصاد دانشگاه شهيد چمران در پاسخ ميگويد: دولت پولي ندارد که براي معيشت مردم حتي براي افزايش حقوق سال بعد هزينه کند؛ بودجهخوارهاي اضافي را هم نميخواهند يا نميتوانند حذف کنند؛ لاجرم فشار بر جيب مردم بيچاره ميآورند تا از اين طريق مشکلات را لاپوشاني کنند و امروز را به فردا بکشانند....
12 آذر،»قاليباف«رئيس مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه رئيسجمهور دستور دادهاند تأمين اعتبار از محل درآمدهاي ديگري مانند خودرو يا بنزين نيز با اولويت اجراي کالابرگ انجام شود، گفت: »سخنگوي دولت هم اعلام کرده که حتماً اين کار انجام خواهد شد. اما مردم منتظرند و انتظار دارند وعدهها عملي شود«.
مردم دقيقاً منتظر چه اتفاقي هستند؟ اينکه با يک شوک جديد، سبد هزينههاي زندگي خانواده گرانتر شود و بعد کل خانواده يک يا دو ميليون تومان کالابرگ بگيرند؟ مگر قرار است افزايشي در نرخ کالابرگ اعمال شود؟ کسري بودجه دولت براي پرداخت کالابرگ به »مردم« چه ارتباطي دارد و چرا مردم بايد منتظر باشند؟!
يادمان نرفته وقتي قرار شد يارانه 18 ميليون نفر تا پايان سال قطع شود، قول دادند که به جاي آن حمايت از دهکهاي فرودست را بيشتر ميکنيم و به آنها کالابرگِ بيشتر ميدهيم، يک قول پا درهوا که هرگز محقق نشد؛ يادمان نرفته اول سال وقتي يک درصد به ماليات بر ارزش افزوده افزودند که همگان را شامل ميشد، قول دادند با پول آن وضعيت بازنشستگان بهبود مييابد و همسان سازي را گسترش ميدهيم، يک وعده بيسرانجام که آنهم هيچ زمان به جايي نرسيد؛ حالا باز از »مردم« مايه ميگذارند که منتظرند بنزين گران شود و پول آن صرف کالابرگ شود!
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از ايلنا، يک استادکار ساختماني که به خاطر تراکنش مالي بالا از محل دستمزد کارگران زيردستش (که ماهانه اجباراً به حسابش ميآيد) يارانه نقدياش قطع شده، در مورد اين وعدهها و ادعاها ميگويد: يارانه نقديمان را قطع کردند؛ با کالابرگي که ميدهند يک کيسه گوني برنج نميشود خريد! ما يک بيمه ساده نداريم و با حقوق روزمزدي زندگي ميکنيم، حالا هم ميخواهند بنزين را گران کنند. ما که خودروي شخصي نداريم اما بار گراني بنزين را لابد بايد بر دوش بکشيم!
اين کارگر خطاب به دولت و تصميمگيران ميگويد: »کالابرگ« پيشکش، لطفاً هر روز و هر هفته مايحتاج زندگي را گران نکنيد....!


رئیس سازمان سرمایه گذاری شهرداری ارومیه: انعقاد قراردادهای سرمایهگذاری به ۴۵ همت میرسد
ثبتنام تاکنون ۷۰۰۰ داوطلب انتخابات شوراهای روستایی آذربایجانغربی
ارتقاي جايگاه تالاب سولدوز نقده در دستور کار است
407 تن ميوه و خرما براي رمضان و شب عيد ذخيره سازي شد
کارگران گرفتار در دور باطل دستمزد و قيمتها
هرگونه برداشت غير مجاز مانع تحقق حقآبه درياچه اروميه است
هويت بومي و بافتهاي تاريخي موتور محرکه توسعه گردشگري شهري اروميه
چرا حس مردم از گرانيها بيشتر از آمارهاي دولتي است
دستمزد بالا ميرود، قدرت خريد نه؛ روايت تورم از جيب کارگران
آموزش رايگان در عمل وجود ندارد
