گروه خانواده و سلامت: در سالهاي اخير، موضوع تأثير طلاق والدين بر زندگي فرزندان به يکي از دغدغههاي مهم اجتماعي و رواني تبديل شده است. پژوهش تازهاي، با بررسي تجربه جواناني که طلاق والدين را پشت سر گذاشتهاند، ابعاد و عوامل مؤثر بر سازگاري آنان را روشن کرده است.
خانواده در فرهنگ ايراني جايگاه ويژهاي دارد و مهمترين بستر رشد، آموزش و انتقال ارزشها به نسل بعد به شمار ميرود. اما اين نهاد مهم نيز از تغييرات اجتماعي در امان نيست و يکي از بزرگترين تهديدها براي آن، طلاق است. طلاق نه تنها تعادل عاطفي و رواني والدين را بر هم ميزند، بلکه ميتواند پيامدهاي گستردهاي براي فرزندان داشته باشد؛ از افسردگي و کاهش تمرکز گرفته تا افت تحصيلي، مشکلات رفتاري و حتي گرايش به رفتارهاي پرخطر. پژوهشهاي بينالمللي و داخلي نشان ميدهند که پس از طلاق، رابطه والد و فرزند ممکن است دچار تنش شود و اين امر مشکلات عاطفي و اجتماعي را تشديد کند.
بر اساس مطالعات گذشته، طلاق والدين يکي از مهمترين منابع استرس در زندگي کودکان و نوجوانان است. اين اتفاق ميتواند باعث احساس شرم، سرزنش والدين، يا حتي از دست رفتن اعتماد به خانواده شود. همچنين پژوهشها نشان دادهاند که شرايط قبل و بعد از طلاق، از جمله تعارضات خانوادگي، در سلامت روان و حتي رفتارهاي پرخطر فرزندان نقش تعيينکننده دارند. به همين دليل، شناخت عواملي که ميتوانند به فرزندان کمک کنند تا با اين تغيير بزرگ کنار بيايند، از اهميت بالايي برخوردار است.
زهره صالحبيگي، کارشناسي ارشد مشاوره خانواده از دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبائي، به همراه دو پژوهشگر ديگر، تحقيقي را در همين زمينه انجام دادهاند. آنان با بررسي تجربه جوانان 20 تا 30 سالهاي که دستکم پنج سال از طلاق والدينشان گذشته بود، به دنبال شناسايي راهکارهاي عملي و عوامل مؤثر بر سازگاري موفق با اين شرايط بودند.در اين مطالعه، پژوهشگران با 12 نفر از فرزندان طلاق دختر ساکن تهران مصاحبه نيمهساختاريافته انجام دادند. اين مصاحبهها تا زماني ادامه يافت که دادههاي جديدي براي افزودن به يافتهها به دست نيامد. سپس تحليل دادهها با روش خاص علمي صورت گرفت تا عوامل کليدي سازگاري شناسايي شوند.
نتايج اين بررسي نشان دادند که سازگاري موفق با طلاق والدين تحت تأثير 11 عامل مهم قرار دارد. اين عوامل شامل »تابآوري«، »شبکههاي حمايتي«، »موقعيت اقتصادي مطلوب«، »کيفيت والدگري«، »پذيرش طلاق توسط والدين«، »دور شدن از شرايط تنشزا«، »عوامل محيطي«، »مقابله کارآمد«، »حفظ پويايي«، »چارچوببندي مجدد شناختي« و »رشد پس از ضربه« بودند.
عامل اصلي که از دل اين عوامل بيرون آمد، »مراقبت فعالانه از خود« نام گرفت. اين يعني فرد ياد ميگيرد بهطور آگاهانه براي بهبود وضعيت رواني و اجتماعي خود تلاش کند.
پژوهشگران ميگويند اين يافتهها ميتوانند پايهاي براي طراحي برنامههاي آموزشي و مشاورهاي باشند که به فرزندان طلاق کمک ميکند با شرايط جديد سازگار شوند. چنين برنامههايي ميتوانند پيامدهاي منفي طلاق را تا حد زيادي کاهش دهند و حتي به رشد فردي آنان کمک کنند.
به گفته شرکتکنندگان، گذر از تجربه طلاق والدين در بسياري از موارد باعث افزايش استقلال، بلوغ و توانايي مديريت زندگي شده است. اين يافتهها با نظريه »رشد پس از ضربه« همخواني دارد؛ مفهومي که ميگويد بحرانهاي بزرگ زندگي ميتوانند فرصتهايي براي ايجاد تغييرات مثبت باشند. در واقع، افرادي که با موفقيت از بحران طلاق عبور کردهاند، اغلب همدلي بيشتري با ديگران پيدا کرده، جرئت بيشتري در تصميمگيري دارند و توانستهاند هويت تازهاي براي خود بسازند.
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از ايسنا، اهميت اين پژوهش در آن است که نه تنها به عوامل منفي طلاق پرداخته، بلکه بر جنبههاي خاص و ظرفيتهاي رشد ناشي از آن نيز تمرکز کرده است. اين ديدگاه ميتواند نگاه جامعه را نسبت به فرزندان طلاق تغيير دهد و به جاي تمرکز صرف بر آسيبها، مسيرهايي براي توانمندسازي آنان فراهم کند.


دستمزد بالا ميرود، قدرت خريد نه؛ روايت تورم از جيب کارگران
آموزش رايگان در عمل وجود ندارد
قطعات يک و دو آزاد راه اروميه-تبريز زيربار ترافيک مي رود
اروميه در آستانه نوروز ساماندهي ميشود
تأکید بر شتاببخشی پروژههای ریلی آذربایجانغربی در نشست استاندار با مدیرعامل راهآهن
تقدير حقيقي؛ رفع مشکلات معيشتي مردم است
حتي پزشکيان هم قدرت حذف رديفهاي بودجه خوار را ندارد
ايجاد منطقه آزاد مشترک بينالمللي بين ايران و ترکيه شتاب ميگيرد
هشدار! شوک ارزي دارو خطرناک خواهد بود
بازار لباس به سمت مدلزدگي رفته، نه پوشش
