شاهرخ احمدزاده
گروه جامعه: در روزهاي پاياني دي ماه سال 1357 وقتي محمدرضا پهلوي، آخرين شاه ايران، با يک هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد پرواز کرد، نه تنها يک رژيم سقوط کرد، بلکه يک نماد از وابستگي، خودخواهي و خيانت به ملت ايران به پايان رسيد.
به گزارش آراز آذربايجان، گزارش مجله فارين پاليسي با تيتر خداحافظ شاهِ آمريکايي، نه تنها يک خبر سياسي بود، بلکه يک اعلاميه تاريخي: از اين پس، هيچ رژيمي در ايران قابل تصور نخواهد بود که دستنشانده آمريکا باشد.
امروز، چهل و پنج سال پس از آن، وقتي شعارهايي با پرچم پهلوي در خيابانهاي ايران طنين انداز ميشود و جريانات نفوذي در تنشهاي اجتماعي حضور پيدا ميکنند، لازم است به سير تکوين تاريخي خيانت پهلوي با نگاهي عميق و تحليلي بازگرديم نه براي انتقام، بلکه براي درک و جلوگيري از پيشامدهاي هيجان انگيز در تجمعات اعتراضي و اقدامات خرابکارانه بيهوده براي يک آرمان منسوخ باشد .
سرآغاز خيانت: وابستگي به قدرت خارجيخيانت پهلوي، از همان روزهاي اول حکومتش آغاز شد. پس از کودتاي 28 مرداد 1332 که با حمايت آمريکا و بريتانيا بر سر قدرت نشست، محمدرضا پهلوي به جاي يک پادشاه ملي، به يک مدير اجرايي براي منافع غرب تبديل شد. او نه تنها در سياست خارجي، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و حتي آموزش، به دستورات کاخ سفيد عمل ميکرد.
سازمانهايي مانند ساواک، نه براي امنيت ملي، بلکه براي سرکوب مخالفان و حفظ رژيم وابسته به آمريکا تأسيس شدند.در دهههاي 1340 و 1350 با گسترش نفوذ آمريکا در ايران، شاه به يک نگهبان از منافع غرب تبديل شد. او از يک مليگرا به يک ابزار سياسي تبديل شده بود. اين وابستگي، نه تنها در سياست، بلکه در فرهنگ و زندگي روزمره مردم نيز حس ميشد: فيلمهاي آمريکايي، موسيقي غربي، لباسهاي غربي، و حتي تغييرات در سيستم آموزشي همه به دستورات کاخ سفيد و با حمايت مالي و سياسي آمريکا انجام ميشدند.
خيانت در اوج: فرار از ملت و تسليم به قدرت خارجي روز 27 دي 1357 نه يک فرار سياسي بود، بلکه يک تسليم نهايي به قدرت خارجي بود شاه، که در سالهاي گذشته با تمام قدرت و ساواک، مردم را سرکوب کرده بود، در روزي که ملت ايران با وحدت و ايمان به سرنوشت خود، به خيابانها آمد، بدون هيچ مقاومتي فرار کرد. اين فرار، نه تنها پايان يک رژيم بود، بلکه پايان يک نماد وابستگي، خودخواهي و خيانت بود.
فارين پاليسي در آن گزارش، با دقت تاريخي، نوشت: از اين پس، هيچ رژيمي در ايران قابل تصور نخواهد بود که دستنشانده آمريکا باشد. اين جمله، نه يک پيشبيني، بلکه يک اعلاميه تاريخي بود. ايران، پس از انقلاب، به دنبال استقلال، عزت و ايمان به خودش بودنه به قدرتهاي خارجي.
بازگشت نماد خيانت: جريانات نفوذي در 1404امروز، چهل و پنج سال پس از آن، وقتي شعارهايي با پرچم پهلوي در خيابانها طنين انداز ميشود و جريانات نفوذي در تنشهاي اجتماعي حضور پيدا ميکنند، بايد به اين سوال پاسخ دهيم: چرا اين نماد خيانت دوباره به ميدان بازگشته است؟پاسخ ساده است: چون قدرتهاي خارجي، به ويژه آمريکا، هرگز از ايران دست نکشيدهاند. آنها، با استفاده از ابزارهاي نرم و سخت از رسانهها تا شبکههاي اجتماعي، از فرهنگ تا اقتصاد همواره به دنبال بازگرداندن نماد وابستگي بودهاند. پرچم پهلوي، ديگر يک نماد سياسي نيست، بلکه يک ابزار نفوذ است.
اين پرچم، نمادي از خيانت به ملت، وابستگي به خارج و سرکوب آزادي است.جريانات نفوذي، با استفاده از نارضايتيهاي اجتماعي و اقتصادي، به دنبال ايجاد تنش و اغتشاش هستند آنها نميخواهند ايران را بهتر کنند، بلکه ميخواهند ايران را به يک رژيم وابسته تبديل کنند رژيمي که دستنشانده آمريکا باشد.خداحافظ شاهِ آمريکايي، تنها يک تيتر نبود يک پيام تاريخي بود. پيامي که گفت: ايران، از اين پس، به خودش و ايمانش به سرنوشت خود اعتماد ميکند. امروز، با بازگشت نماد خيانت، بايد به اين پيام بازگرديم. ايران، نه تنها در 1357 بلکه در 1404 نيز، به دنبال استقلال، عزت و ايمان به خودش است، بازگشت نماد پهلوي، نه يک حرکت ملي، بلکه يک حمله فرهنگي و سياسي است؛ حملهاي که با هدف ايجاد شکاف در هويت ملي، تضعيف اعتماد به نظام و بازگرداندن ايران به دوران وابستگي طراحي شده است. اما تاريخ نشان داده است که اين نماد، هر بار که سعي کرده بازگردد، با مقاومت مردم و هوشياري جامعه مواجه شده است.
مردم ايران، پس از انقلاب، نه تنها يک رژيم را سرنگون کردند، بلکه يک سبک زندگي وابسته را رد کردند. آنها نشان دادند که ميتوانند بدون وابستگي به خارج، با ايمان به خود و با اتکا به ارزشهاي ملي و ديني، زندگي کنند.
اين ايمان، امروز نيز زنده است در خيابانها، در مدارس، در خانهها و در قلب جواناني که با وجود تمام فشارها، به هويت خود واقف هستند.جريانات نفوذي، با استفاده از ابزارهاي مدرن از شبکههاي اجتماعي تا رسانههاي خارجي سعي ميکنند اين هويت را تضعيف کنند. اما آنها فراموش کردهاند که ايران، کشوري است که با ايمان و اراده مردمش، از سقوط رژيم وابسته به ساختن يک نظام مستقل گام برداشته است. اين ايمان، امروز نيز زنده است و هر بار که نماد خيانت سعي کند بازگردد، با مقاومت بيشتري روبهرو خواهد شد.خداحافظ شاهِ آمريکايي، نه يک جمله تاريخي است، بلکه يک پيام ابدي: ايران، به خودش اعتماد دارد. اين پيام، در 1357 شروع شد و در 1404 ادامه دارد. امروز، با تمام چالشها و تنشها، مردم ايران بار ديگر ثابت ميکنند که نه تنها به خودشان، بلکه به آيندهاي مستقل و ايمانمند اعتماد دارند. نماد خيانت، هرگز نميتواند بازگردد چون ايران، از آن روز فرار شاه، به يک ملت آزاد تبديل شده است. و اين آزادي، هرگز به فروش نميرود.


رئیس سازمان سرمایه گذاری شهرداری ارومیه: انعقاد قراردادهای سرمایهگذاری به ۴۵ همت میرسد
ثبتنام تاکنون ۷۰۰۰ داوطلب انتخابات شوراهای روستایی آذربایجانغربی
ارتقاي جايگاه تالاب سولدوز نقده در دستور کار است
407 تن ميوه و خرما براي رمضان و شب عيد ذخيره سازي شد
کارگران گرفتار در دور باطل دستمزد و قيمتها
هرگونه برداشت غير مجاز مانع تحقق حقآبه درياچه اروميه است
هويت بومي و بافتهاي تاريخي موتور محرکه توسعه گردشگري شهري اروميه
چرا حس مردم از گرانيها بيشتر از آمارهاي دولتي است
دستمزد بالا ميرود، قدرت خريد نه؛ روايت تورم از جيب کارگران
آموزش رايگان در عمل وجود ندارد
