ARAZAZARBAIJAN

حماسه دوم بهمن ماه نماد عزت و استقامت اروميه


حماسه دوم بهمن ماه نماد عزت و استقامت اروميه

گروه جامعه: رضا رحماني با اشاره به سالروز حماسه دوم بهمن 1357 اين روز را نمادي از عزت، شرافت و استقامت مردم اروميه دانست.


به گزارش آراز آذربايجان،اگر چه قيام خياباني مردم قم در 19 دي و مردم تبريز در 29 بهمن سال 56 پايه هاي سلطنت طاغوت در ايران را لرزاند اما قيام دوم بهمن سال 57 مردم اروميه تير خلاصي بر اين حکومت ستم شاهي بود.
واقعه مسجد اعظم اروميه در دوم بهمن سال 57 نه تنها يک درگيري خياباني چند ساعته که نقطه عطفي است در تاريخ ايران که اگر به دقت موشکافي و تحليل و بررسي شود معلوم مي شود که سهم به سزايي در بيداري و تسريع روند به سرانجام رسيدن انقلاب اسلامي داشته است.رشد اعتراضات مردمي به رژيم ستم شاهي در اقصي نقاط کشور در سال 57 در حاليکه از طريق تظاهرات مردمي در خيابانهاي شهرهاي مختلف در حال پيگيري بود، اروميه به عنوان شهر پيشگام در تاريخ انقلاب، اولين تجربه جنگ مسلحانه را در دوم بهمن ماه 57 پشت سر گذاشت.در روزهاي تداوم نهضت بزرگ انقلاب اسلامي، جرقه اولين مبارزه مسلحانه در اروميه کليد خورد که در شکل گيري و هدايت آن حجت الاسلام غلامرضا حسني امام جمعه اروميه بيشترين نقش را داشت.اروميه شهري بود که نخستين بار جرقه نهضت و قيام مسلحانه بر عليه رژيم پهلوي را به رهبري حجت الاسلام غلامرضا حسني امام جمعه اروميه زد ولي متاسفانه تاکنون در اين خصوص کم سخن به ميان رفته و يا بهتر بيان شود گرد غفلت و فراموشي اين حادثه مهم و تاثيرگذار انقلاب اسلامي مي رود که از خاطره ها بزدايد.
حماسه دوم بهمن سال 57 به عنوان نماد مبارزات مردم آذربايجان غربي
تاريخ کشور به خصوص انقلاب اسلامي گواه بسياري بر دليرمردي و ايستادگي و گذشت و پايداري ملت شهيد پرور آذربايجان غربي به خصوص اروميه را در دل دارد، نقشي که مردم اين ديار در روزهاي مبارزه عليه رژي ستم شاهي و به بار نشاندن درخت تنومند انقلاب اسلامي برعهده دارد شايد به کرات بيان نشده اما هيچ گاه از حافظه تاريخي کشور زوده نخواهد شد.حماسه دوم بهمن سال 57 به عنوان نماد مبارزات مردم آذربايجان غربي و اولين جنگ مسلحانه بر عليه رژيم پهلوي برگ زريني از تاريخ قطور انقلاب اسلامي است که بازخواني و زدودن زنگار فراموشي از آن مي تواند بارديگر گواهي برغيرت و آزادخواهي يه ملت باشد.حماسه باشکوه اين مردم در دوم بهمن 57 تقديم 12 هزار شهيد در هشت سال دفاع مقدس، حراست و صيانت از مرزهاي ايران اسلامي چه در سالهاي دور و چه در حال حاضر نشان مي دهد اين خطه دين خود را به خوبي به انقلاب، امام راحل، رهبر عظيم الشان و ايران اسلامي ادا کرده است و وقت آن است که زنگار غفلت از اين حماسه آفريني ها از چهره پرصلابت آن زوده شود.روايت يک واقعه تاريخي به دليل عدم وجود اسناد و مدارک آن گاهي شايد سخت به نظر آيد اما سرمدار و رهبر حرکت و نهضت تاريخي مردم اروميه در دوم بهمن سال 57 در حال حاضر در قيد حيات بوده و مي تواند تمام آن را جزبه جز بازخواني کند.
دوم بهمن 1357 يک روز تاريخي براي مردم اروميه و همه ايران بود
دوم بهمن 1357 يک روز تاريخي براي مردم اروميه و همه ايران بود روزي که خالق اصلي حماسه اش سالها پيش در کتاب خاطراتي که از او تاليف کرده از زبانش بيان کرده است.حماسه دوم بهمن اروميه را از زبان مرحوم حجت الاسلام غلامرضا حسني و از کتاب خاطراتش که گردآوري شده است بازخواني کنيم، وي در گوشه هايي از خاطرات اش مي گويد: بعد از ظهر همان روز به شهر اروميه بازگشتيم و برخي دوستان گفتند شما بايد در جايي مخفي بشويد، گفتم نخير، ديگر وقت اين حرف و حديث ها گذشته است، عقب نشيني و فرار ديشب کافي مي باشد، ما بايد از امروز جنگ مسلحانه را آغاز کرده و از نيروهاي خود دعوت به عمل آوريم در مسجد اعظم اجتماع کنند و هرکس از مردم که اسلحه دارد به اينجا بياوريد و به ما ملحق شود،ما بايد مسجد و اطراف آن را سنگربندي نماييم و به اين ترتيب در برابر کماندوهاي تا بن دندان مسلح شاه مقاومت نشان بدهيم.
در عرض چند ساعت تمام پيشنهادهاي من تحقق يافت. اقشار مختلف مردم بسيج شدند، با وانت بار و خودروهاي شخصي، شن و ماسه و گوني و آجر آوردند، پشت بام و اطراف مسجد را با گوني هاي پر از شن سنگربندي کرديم. در خيابانهاي اطراف که منتهي به مسجد مي شدند درختان و چوبهاي بزرگ و سنگيني ريختيم تا به خيال خودمان مانع از حرکت و پيشروي تانکها به سوي مسجد شويم و راهها را به روي نيروهاي مسلح شاه ببنديم.وي ادامه مي دهد: روبه روي مسجد هتل چهار- پنج طبقه اي قرار داشت. صاحب آن مردي ثروتمند از اهالي تبريز بود که آدم بدي نبود، نمازخوان،ظاهرالصلاح و مقلد آيت الله شريعتمداري هم بود.از او خواستم پشت بام هتل را در اختيار ما قرار دهد تا ما آنجا را هم سنگربندي کنيم، چون موقعيت بسيار مناسبي داشت. او ترسيد و اجازه نداد.
البته آن وقت جاي ترس هم بود،نبايد وي را ملامت نمود. حتي پيغام و پيشنهاد پول دادم باز هم نپذيرفت. در سمت ديگر مسجد اعظم بانکي قرار داشت،بچه ها بعد از غروب از پشت بام بالا رفتند و در بالاي بام بانک هم يک سنگر با يک تيرانداز مستقر کردند. با اينکه از يک سمت بانک به دو طرف خيابان پهلوي(امام فعلي) و از طرف ديگر آن به خيابان عسگرآبادي،کاملا تسلط داشتيم، ولي موقعيت هتل بهتر از بانک بود، ولي چه مي توانستيم بکنيم؟در بخش ديگري از خاطرات امام جمعه اروميه آمده است: هرچه امکانات و تجهيزات بود در جهت استحکام پايگاه نظامي مسجد اعظم به کار گرفتيم به تعداد 40-50 نفر افراد مسلح و با حضور انبوه مردم آماده ي نبرد شديم. ناگهان صداي غرش تانکها از دور به گوش رسيد، به دستور من افراد مسلح در پشت سنگرهاي خود قرار گرفتند. تانکها درختان و ساير موانع را شکستند و نزديک محوطه شدند. شش تانک بود با تعداد زيادي نيروهاي پياده نظام ارتش که آنها را اسکورت مي کردند.
اصابت گلوله به گنبد مسجد اعظم اروميه
من در پشت بام کنار گنبد قرار گرفته بودم در حاليکه يک کلاشينکف در دستم بود مي خواستم ببينم عکس العمل تانکها چه خواهد شد. در همين فکر بودم که ناگهان تانک اولي که در جلو حرکت مي کرد، يک توپ به سمت گنبد شليک کرد،نمي دانم هدف اصلي همان گنبد بود يا مي خواست مرا بزند که بدانجا خورد؟ گلوله توپ درست از يک متري بالاي سرم عبور کرد و به گنبد اصابت نمود بعد از آنطرف گنبد خارج شد.در اين ميان عده اي با لباس شخصي به عنوان »شاه دوست« در ميان آنها ظاهر شدند و شعار »زنده باد شاه و .... « سر دادند. دوستانم از شدت خشم بدنشان مي لرزيد، اول خيال کردم از ترس اينطور شده اند اما خطاب به من گفتند: حاج آقا چرا دستور تيراندازي نمي دهيد. گفتم نيازي به دستور نيست بزنيد. سربازها که حرف مرا شنيدند فوري روي تانک و اطراف آنرا خالي کردند. ما تانک را به رگبار بستيم. از پايين چند نفر از دوستان بر روي تانک اولي کوکتل مولوتوف انداختند و تانک بلافاصله آتش گرفت.
لوله تانک که قبلا به طرف ما و مسجد بود بي اختيار چرخيد و به سمت هتل قرار گرفت. تانک دومي از پشت رسيد و ما را به رگبار مسلسل بست. من زمينگير شدم. طرف راست من پسرم رشيد بود و در ميان ما فقط او يک تفنگ ژ-3 داشت، بقيه دوستان کلاش داشتند. طرف چپم نيز مرحوم حاج موسي بود. به اين ها گفتم هردو به طور همزمان به روي تانک ها آتش بريزند و تيراندازي کنند.در چند لحظه، اينها انصافا غوغا کردند، طوفان به پا نمودند. خدا رحمت کند حاج موسي آقازاده انسان بسيار شجاع، شريف و در عين حال فرد مطيعي بود،او شيفته و شيداي امام خميني بود، و چون مرا سرباز امام خميني مي پنداشت،از اين جهت به من نيز علاقه مند شده بود و واقعا خودش را فدا مي کرد. او گاهي مسئول تدارکات مردان مسلح مي شد. وقتي غذا را مي آورد تا سهم آخرين نفر از دوستان را نمي داد،هرگز دست به غذا نمي زد. در امثال اين موارد نيز هميشه دوستان را بر خود مقدم مي داشت و اين خصوصيت برايم بسيار جالب بود.
مردم با تيراندازي و محاصره 6 تانک رژيم شاه را زمينگير کردند
تانک سومي،چهارمي،پنجمي و ششمي آمدند و بين تقاطع خيابان پهلوي و عسگرآبادي(خيابان امام و بعثت امروزي) قرار گرفتند. ما پنج نفر در بام بوديم. من،رشيد،حاج موسي،حاج محمد و يک نفر ديگر که اسمش را فراموش کرده ام. چند نفر ديگر هم در بام بانک بودند. بقيه مسلحين به همراه مردم از زمين و اطراف تانک ها را محاصره کردند و مرتب به طرفشان تيراندازي نمودند، بطوريکه زمينگير شدند و مجبور به عقب نشيني گرديدند. البته اگر مي خواستند بمانند و با ما بجنگند مي توانستند چون آن ها امکانات و نيروي زيادي داشتند، ولي در اثر مقاومت شجاعانه ما و مردم، خداوند متعال رعب و وحشتي به دلشان انداخت و آن ها پا به فرار گذاشتند و به لشگر و پادگان اروميه بازگشتند.در اين حماسه تاريخي دو نفر از مردم شهيد و چندين نفر زخمي شدند. تعداد زيادي هم از سربازان و درجه داران رژيم کشته و زخمي گرديدند و يک تفنگ ژ-3 هم به غنيمت ما درآمد. با اين تفنگ ما داراي دو اسلحه ژ-3 شديم.مردم براي اولين بار با چشم خود شکست و فرار تانک ها را ديدند، شور و غوغاي عجيبي در شهر پيچيد و واقعا مردم باورشان شد که مي توانند با امکانات کم در برابر يک رژيم جهنمي و تا دندان مسلح بايستند. هرلحظه بر حضور و ازدحام حماسي مردم بيشتر مي شد.بعداز ظهر همان روز مراسم تشييع دو شهيد عزيز برگزار مي شد. قبلا به افراد مسلح گفتم در مراسم تشييع، به صورت نامرئي حاضر شوند و گوش به فرمان باشند تا اگر نيازي شد، اسلحه ها را بيرون بياورند. پيکر شهداي انقلاب اروميه را به سمت قبرستان باغ رضوان و در آنجا دفن کرديم. فرد ديگري هم از برادران مسيحي ما در همان ايام به درجه رفيع شهادت رسيده بود. به طور دقيق يادم نيست که همان روز يا چند روز بعد از اين واقعه بود.
بالاخره اين شهيد را هم چون مي گفتند تازه مسلمان شده بود،آورديم و در کنار اين دو شهيد دفن نموديم. در واقع اين سه شهيد بزرگ،جزو اولين شهداي انقلاب اسلامي اروميه به شمار مي آيند. اعلي الله مقامهم الشريف.هنگام دفن شهدا براي حاضران صحبت کردم. ضمن بيان ارزش و اهميت مقام شهيد و شهادت،به ادامه ي راه شهدا که همان ادامه ي انقلاب و ايثار و فداکاري بود،تاکيد ورزيدم. در اين هنگام مسلحين حاضر در مراسم، سلاح هاي خود را از زير لباس هايشان بيرون آوردند و با يک حرکت هماهنگ و حماسي از اظهارات من حمايت نمودند. پس از ختم مراسم دفن،مردم که سراپا شور و احساسات شده بودند در جهت ادامه ي نهضت با شهدا ميثاق بستند و با دادن شعارهاي انقلابي به سمت خانه هاي خود بازگشتند.
حماسه دوم بهمن ماه نماد عزت و استقامت اروميه
استاندار آذربايجان‌غربي در گفتگو با رسانه ها با اشاره به فرارسيدن سالروز حماسه دوم بهمن 1357 اين روز را نمادي از عزت، شرافت و استقامت مردم اروميه دانست.رضا رحماني با اشاره به فرارسيدن سالروز حماسه دوم بهمن 1357 اين روز را نمادي از عزت، شرافت و استقامت مردم اروميه دانست و اظهار کرد: ماه بهمن براي همه عزت‌طلبان و مجاهدان راه حق، فرصتي براي ارج نهادن به ارزش‌هاي ملي و تجسم اتحاد نسل‌هاي مختلف مردم در مسير تحقق اهداف بزرگ اسلامي و معرفي حقيقت اسلام به جهانيان است.استاندار آذربايجان‌غربي با اشاره به جايگاه تاريخي شهر اروميه به عنوان شهر حماسه و ايثار، اين روز را جلوه‌اي ماندگار از خلق حماسه‌اي توصيف کرد که باعث خودباوري و مقاومت مردم شده است.
حماسه دوم بهمن نماد غيرت و شجاعت مردم آذربايجان‌غربي معرفي مي‌شود
رحماني گفت: حماسه دوم بهمن اروميه به رهبري مرحوم حاج شيخ غلامرضا حسني يادآور فداکاري‌هاي مردمي است و با جانفشاني مجاهد نستوه ورق تاريخ را به سوي پذيرش مظلوميت گذشته و عظمت امروز تغيير دادند.
استاندار آذربايجان غربي با گراميداشت ياد و خاطره اين فرمانده نستوه و شهداي انقلاب اسلامي، از همه مردم خواست که در پاسداري از آرمان‌هاي انقلاب، همگام و هوشيار باشند و با حضور پرشور در اين مناسبت‌ها، احترام به فداکاري پيشينيان را به منصه ظهور برسانند.وي به سابقه پرفراز و نشيب مبارزات ملت ايران در مسير سقوط رژيم ستمشاهي اشاره کرد و گفت: حماسه دوم بهمن 1357 اروميه با رهبري حجت‌ الاسلام غلامرضا حسني که با همبستگي مردم شکل گرفت، به عنوان نماد غيرت و شجاعت مردم آذربايجان‌غربي معرفي مي‌شود.رحماني يادآور شد: همچنين روز دوم بهمن به مناسبت اين رويداد تاريخي، به عنوان روز فرهنگ اروميه نامگذاري شده است.حماسه دوم بهمن 1357 در اروميه يکي از روزهاي ماندگار و پرافتخار تاريخ مبارزات مردم آذربايجان‌غربي عليه رژيم سلطنتي پهلوي به شمار مي‌رود. اين رويداد تاريخي نمادي از اتحاد، ايثار و مقاومت ملت ايران در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي است که تأثير عميقي بر روند سقوط رژيم پهلوي داشت.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/11/04 03:00 ب.ظ | دفعات بازدید: 1710 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور