گروه فرهنگي:گفتمان موسيقيِ کاربردي در ايران بهطور رسمي به رسميت شناخته نشده است؛ در اين کتاب از منظر تاريخي به مجموعهاي از فعاليتها اشاره شده که از اواسط دهه 1330 به بعد در موسيقي ايران شکل گرفتهاند.
اتنوموزيکولوژي کاربردي، يکي از گرايشهاي نوين در رشته موسيقيشناسي است که به بررسي و استفاده عملي از موسيقي در مسائل اجتماعي، فرهنگي و انساني ميپردازد. اين شاخه از اتنوموزيکولوژي نه تنها بر پژوهشهاي موسيقايي متمرکز است، بلکه به دنبال آن، موسيقي را به عنوان يک ابزار مؤثر براي حل مسائل اجتماعي و فرهنگي در جوامع مختلف به کار ميگيرد. در گذشته موسيقي تنها بهعنوان يک پديده هنري يا تفنني در نظر گرفته ميشد، اما با ظهور اتنوموزيکولوژي کاربردي، موسيقي بهعنوان يک ابزار اجتماعي و فرهنگي در خدمت جامعه قرار گرفته است.
کتاب »موسيقي شناسي انسانگرا؛ نگاهي به اتنوموزيکولوژي کاربردي در ايران« که به نوعي اولين تلاش جامع براي معرفي اتنوموزيکولوژي کاربردي در ايران به شمار ميآيد، بر تأثيرات اجتماعي و فرهنگي موسيقي در جوامع مختلف تمرکز دارد و نشان ميدهد که چگونه موسيقي ميتواند ابزاري مؤثر براي حل مشکلات اجتماعي و فرهنگي، از جمله بحرانهاي جنگ، سلامت، مهاجرت و حقوق اقليتها باشد. نويسنده اين کتاب کيوان آقامحسني، نويسنده و مدرس دانشگاه است و انتشار اين کتاب فرصتي شد تا با او به گفتوگو بپردازيم.
در ابتدا کمي درباره کتاب »موسيقي شناسي انسانگرا« و ضرورت انتشار آن برايمان بگوييد؟
اين کتاب در واقع نگاهي به اتنوموزيکولوژي کاربردي در ايران دارد. عنوان آن ماهيتي علمي دارد، اما از آنجا که اين واژه ممکن است براي مخاطبان غيرتخصصي مبهم باشد، با توجه به محتواي مربوط به موسيقيِ کاربردي، به عنوان »موسيقيشناسي انسانگرا« رسيدم؛ عنواني که بتواند براي مخاطباني که به اين حوزه وارد نيستند، قابل درکتر باشد و ارتباط روشنتري با محتواي کتاب برقرار کند.
اين رويکرد از دلِ رشته موزيکولوژي برآمده و به حوزه موسيقيِ کاربردي راه يافته است
چند سال از مطرح شدن اتنوموزيکولوژيِ کاربردي در ايران ميگذرد؟
در کتاب، تأسيس رشته دانشگاهي اتنوموزيکولوژي يعني حدود 15 سال پيش را بهعنوان نقطه عطف در نظر گرفتهام و سپس به مقايسه وضعيت قبل و بعد از اين تأسيس پرداختهام. بررسي نشان داد که تغيير قابل توجهي رخ نداده است؛ زيرا اين رويکرد جزو گرايشهاي مورد توجه جريان اصلي اتنوموزيکولوژي در ايران نبوده و نگاه غالب بيشتر تاريخي و گذشتهگرا بوده است. به همين دليل، اتنوموزيکولوژي ايران توجه چنداني به موسيقيِ کاربردي نکرده است. تا پيش از اين، تنها يک ترجمه و يک مقاله تأليفي در اين زمينه وجود داشت که آن مقاله نيز کار خودم بود و در اين کتاب آن را گسترش دادهام. در واقع، اين کتاب اولين اثري است که رويکرد موسيقيِ کاربردي را بهطور جامع معرفي ميکند و نمونههايي از کاربردهاي آن را با فضاي ايران تطبيق ميدهد.
در سطح جهاني، آغاز اتنوموزيکولوژيِ کاربردي به نيمه دوم قرن بيستم برميگردد؛ هرچند در آمريکا و اروپا شکلهاي متفاوتي داشته است. در اروپا اين گرايش بيشتر به موسيقي در حوزه عمومي توجه دارد؛ مانند فعاليتهاي موزهها، برگزاري جشنوارهها و کنسرتهايي با جنبههاي عمومي و حمايت از ژانرهاي خاص موسيقي، بهويژه موسيقي فولکلور. اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيستويکم، در دو تا سه دهه اخير، اين گرايش تثبيت شد و به سمتي رفت که پژوهشگران موسيقي تحقيقات خود را بهگونهاي طراحي کنند که پژوهشهايشان براي جامعهاي که در آن تحقيق ميکنند، منفعت اجتماعي داشته باشد.
اهميت جامعهشناسانه اين کتاب در شرايط کنوني چيست؟
اتنوموزيکولوژيِ کاربردي بر اين باور استوار است که موسيقي را نبايد صرفاً بهعنوان صدا يا پديدهاي صوتي ديد، بلکه بايد آن را بهعنوان يک عمل اجتماعي در نظر گرفت؛ عملي که در بستر جامعه معنا و اثر واقعي خود را پيدا ميکند. وقتي موسيقي بهعنوان کنش اجتماعي فهميده شود، تمامي رخدادها و تحولات اجتماعي پيرامون آن نيز معنا مييابند؛ از جمله بحرانهاي حوزه سلامت، جنگ و درگيريهاي اجتماعي، و وضعيت گروههاي فرهنگي و اقليتهاي محروم مانند مهاجران. اگر موسيقي تنها بهعنوان صوت ديده شود، نگاه کاربردي به آن فاقد معنا خواهد بود. ارزش و اهميت اين رويکرد زماني آشکار ميشود که موسيقي بهعنوان عمل اجتماعي شناخته شود و صداهاي توليدشده در متن جامعه معنا و تأثير خود را نشان دهند.
به نظر شما آينده اتنوموزيکولوژي در ايران چگونه است؟
در بخش پاياني کتاب، به اين موضوع پرداختهام که تحقق اين رويکرد مستلزم وقوع دو تحول اساسي است. نخست آنکه لازم است از نگاه صرفاً گذشتهگرا فاصله بگيريم و توجه بيشتري به شرايط و مسائل معاصر داشته باشيم. اين موضوع از اهميت بالايي برخوردار است و در واقع مستلزم شکلگيري نوعي تغيير گفتماني در اين حوزه است. دومين نکته آن است که بسياري از اين پروژهها فراتر از توان و ظرفيت يک نهاد صرفاً آکادميک يا يک دانشگاه هستند. از اينرو، ضروري است کارگزاران فرهنگي نيز وارد ميدان شوند و از ظرفيتهاي اين رشته براي کمک به حل مسائل اجتماعي بهره بگيرند. در صورتي که اين دو تحول بهتدريج محقق شود، ميتوان اميدوار بود که اين دانش در ايران نيز به سمت بومي شدن حرکت کند و در آينده شاهد تجربههاي عملي و کاربردي بيشتري در اين زمينه باشيم.
آيا در حوزه آموزش موسيقي کودکان هم ميتواند کاربرد داشته باشد؟
بله! به اين معنا که با توجه به اينکه ايران کشوري با تنوع فرهنگي گسترده است، لازم است از همان ابتدا برنامهريزي آموزشي بهگونهاي انجام شود که اين تنوع فرهنگي در محتواي آموزشي به طور جدي منعکس شود؛ مشابه تجربهاي که پس از شکلگيري موج مهاجرت در سال 2015 در آلمان اجرا شد. از اين طريق، کودکان از سنين پايين در معرض اين تنوع فرهنگي قرار ميگيرند و ميآموزند که تکثر و گوناگوني فرهنگي را به رسميت بشناسند؛ امري که در سنين بزرگسالي نيز ميتواند به شکلگيري نگرشهاي پذيرندهتر و آگاهانهتر نسبت به تفاوتهاي فرهنگي منجر شود.
اگر چند سال ديگر بخواهيد فصلهاي اين کتاب را بهروز کنيد، کدام قسمتها را تغيير ميدهيد؟
تلاش ميکنم در بخش مربوط به ايران، خودم تجربههاي عملي بيشتري در اين حوزه انجام دهم و نتايج اين تجربهها را در فصل ايران منعکس کنم. هدف آن است که اين فصل با تکيه بر اين تجربههاي ميداني، بسط و گسترش بيشتري پيدا کند و تصوير جامعتر و عميقتري از وضعيت ايران ارائه دهد.
چون اين موضوع تازه و نوظهور است، در واقع مشخص نيست که کدام نهاد ممکن است از اين کتاب استفاده کند. نحوه تبديل مباحث تئوريک آن به عملي چگونه است؟
نهادهايي که در حوزه موسيقي فعاليت ميکنند، بخشي از آنها زيرمجموعه وزارت ارشاد هستند. در اين کتاب، در بخش مربوط به ايران، پيشنهاد تأسيس آرشيوهاي منطقهاي در سراسر کشور مطرح شده است. در شهرهاي مختلف ايران انجمنهاي موسيقي وجود دارند که تحت نظارت وزارت ارشاد فعاليت ميکنند و در عين حال، طي 10 تا 15 سال گذشته، فارغالتحصيلان رشته موزيکولوژي نيز از تنوع جغرافيايي قابل توجهي برخوردار بودهاند. اين افراد ميتوانند به عنوان بدنه کارشناسي اين جريان عمل کنند و امکان تأسيس آرشيوهاي منطقهاي فراهم شود تا ضبطهاي مختلفي که طي چندين دهه از مناطق مختلف ايران انجام شده، جمعآوري و ساماندهي شود و در نتيجه تأثيري پايدار بر زندگي فرهنگي آن مناطق گذاشته شود.
هدف اين نيست که به شکل محدود و مقطعي، مثلاً سالي يک بار جشنوارهاي در يک نقطه برگزار شود و افراد با شرايط سخت و سنين بالا از مناطق دور مانند کردستان به کرمان منتقل شوند، چيزي که خود من شاهد آن بودهام. بلکه اين کتاب ميتواند راهگشاي حرکت به سمت تأثيرگذاري و تغيير پايدار در زيست فرهنگي مناطق مختلف ايران باشد. به عبارت ديگر، اين اقدام ميتواند به تمرکززدايي از فعاليتهاي فرهنگي کمک کند و امکان بهرهمندي مناطق گوناگون از استانداردهاي فرهنگي مناسب و زيرساختي فراهم شود.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايبنا، با اين حال، اين امر تنها با تلاش يک پژوهشگر محقق نميشود و نيازمند همفکري، حمايت و همراهي سياستگذاران فرهنگي است.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


رئیس سازمان سرمایه گذاری شهرداری ارومیه: انعقاد قراردادهای سرمایهگذاری به ۴۵ همت میرسد
ثبتنام تاکنون ۷۰۰۰ داوطلب انتخابات شوراهای روستایی آذربایجانغربی
ارتقاي جايگاه تالاب سولدوز نقده در دستور کار است
407 تن ميوه و خرما براي رمضان و شب عيد ذخيره سازي شد
کارگران گرفتار در دور باطل دستمزد و قيمتها
هرگونه برداشت غير مجاز مانع تحقق حقآبه درياچه اروميه است
هويت بومي و بافتهاي تاريخي موتور محرکه توسعه گردشگري شهري اروميه
چرا حس مردم از گرانيها بيشتر از آمارهاي دولتي است
دستمزد بالا ميرود، قدرت خريد نه؛ روايت تورم از جيب کارگران
آموزش رايگان در عمل وجود ندارد
