ARAZAZARBAIJAN

همبستگي مردم را مصادره نکنيد


 همبستگي مردم را مصادره نکنيد

مظاهر گودرزي

گروه اجتماعي: بعد از برقراري صلح در جنگ دوازده روزه، صحبت‌هاي زيادي درباره همبستگي، وحدت، و نزديک شدن حاکميت به مردم گفته و شنيده مي‌شود، با اين وجود گروهي هستند که همچنان با سخنان تند مانع شکل گرفتن اين وحدت و همدلي مي‌شوند، يک جامعه‌شناس در واکنش به اين گروه‌ها مي‌گويد: »برخي دارند از اين وحدت براي خودشان خرج مي‌کنند، اين گروه بدانند که وجدان‌هاي بيدار و نسل‌هاي آينده آن‌ها را نخواهند بخشيد، بدانند که دچار نفرين نسل‌ها خواهند شد، متاسفانه اين تفکر يک زمين سوخته براي کشور باقي مي‌گذارد، کجاي اين همبستگي مردم مي‌خواهد رفتارهاي راديکال را توجيه کند؟ در نتيجه دارند همبستگي را مصادره به مطلوب مي‌کنند، اين رفتار نتايج بدي خواهد داشت.«


يک روز صبح وقتي مردم از خواب بيدار شدند جنگ شروع شده بود، يک صبح ديگر وقتي همين مردم مجدد از خواب بيدار شدند صلح شده بود؛ دوازده روز ميان جنگ و صلح فاصله افتاد، خيلي‌ها شهيد شدند و خسارت زيادي هم به برخي تاسيسات کشور تحميل شد، در اين مدت خيلي از نهادها غيرقابل پيش‌بيني عمل کردند، براي مثال احتمالاً در روزهاي آينده بايد شاهد گزارش‌هاي ملي درباره وضعيت پناهگاه‌ها باشيم، اين‌که چرا وجود ندارند و آيا قرار نيست وجود داشته باشند؟ اما چيزي‌که بعد از پايان جنگ خيلي مورد توجه قرار گرفته رفتار مردم بود، شايد برخي گمان مي‌کردند به‌خاطر حوادث تلخ سال 1401 و حتي قبل از آن در موقعيتي مانند چيزي‌که در جنگ دوازده روزه رخ داد مردم دست به اعتراض بزنند، اما اين‌طور نشد، برعکس گزاره‌هاي جالبي از همراهي مردم و همدلي‌شان بود که مورد توجه قرار گرفت، طوري‌که حالا برخي واژه‌ها پرکاربرد شده‌اند، ماننده وحدت، همبستگي، وطن، اما در اين ميان برخي کارشناس‌ها هستند که معتقدند حالا نوبت حاکميت است که نشانه‌هاي مثبت به سمت مردم ارسال کند.مقصود فراستخواه جامعه‌شناس، درباره ويژگي نشانه‌هايي که از طرف حاکميت بايد به سمت مردم فرستاده شود صحبت مي‌کند، او با نگراني از مصادره شدن وحدتِ مبتني بر کثرت هم بيم دارد و هم از سمت‌وسوي اميد صحبت مي‌کند؛ اين جامعه‌شناس معتقد است جامعه ايراني حالا نياز به يک واکنش سريع عقلايي از طرف حاکميت دارد، واکنشي که مي‌تواند توسط برخي جريان‌هاي تندرو محدود شود و آينده‌اي غيرقابل پيش‌بيني رقم بزند.
شما مي‌توانيد متن کامل گفت‌وگو با مقصود فراستخواه را در ادامه بخوانيد.
*آقاي دکتر، در گفت‌وگوي قبلي ما با شما به يک ويژگي جامعه ايراني اشاره کرديد، اين‌که جامعه ما ويژگي ژانوسي دارد، به عبارتي جامعه ايران يک جامعه گمراه کننده و غلط انداز است، به تعبير خودتان همزمان که به دنبال ارزش‌هاي بقا است اما به آينده هم اميد دارد. حالا به امروز برگرديم، شايد به‌دليل مشکلاتي که در حوادث سال‌ 1401و حتي در مواردي قبل از آن پيش آمد برخي گمان مي‌کردند در بزنگاه‌هاي تاريخي مانند همين جنگ دوازده روزه اين جامعه شايد دست به اعتراض بزند، اما اين‌طور نشد، اين به همان ويژگي ژانوسي جامعه برمي‌گردد و آيا شما انتظار چنين رويکردي از مردم داشتيد؟
به‌نظرم رفتار جامعه ايراني در جنگ دوازده روزه غيرمنتظره نبود، جامعه ايراني مي‌خواهد زندگي کند بنابراين وقتي با يک تجاوز نظامي از طرف نيروي خارجي مواجه شد سيستم ايمني خودش را فعال کرد، جامعه سعي کرد با همبستگي، مشارکت، يکدلي از خودش دفاع کند، گزينه ديگري وجود نداشت.
يکي از تعريف‌هاي توسعه از منظر محققين اين است که درجه آزادي انتخاب جامعه بالا باشد يعني جامعه گزينه‌هاي زيادي براي انتخاب داشته باشد، جامعه ما جزو آن‌هايي هست که گزينه‌هاي زيادي براي انتخاب ندارد، بنابراين بايد از خودش، از سرزمينش، از فرهنگ و تاريخش، از موجوديت خودش براي آينده فرزندان اين سرزمين دفاع کند، اما نبايد اين وضعيت را مبالغه و غلو کنيم، در اصطلاح نبايد از آن سمت بوم بيفتيم، همچنان جامعه در سياست‌ها اختلاف نظر دارد اما مردم به نوعي در کثرت وحدت کردند.
با توجه به همان ويژگي ژانوسي نبايد از آن سويه‌ي ديگر جامعه غافل شد، به هر حال من نمي‌توانم به عنوان يک محقق خروج مردم از شهر را ناديده بگيرم، بالاخره نمي‌توان خريدهاي گسترده مردم در فروشگاه‌ها را ناديده گرفت. با اين وجود همچنان به ارزش‌هاي همبستگي دلگرم هستم و اين مردم را ستايش مي‌کنم که تمام کدورت‌ها را کنار گذاشتند و سعي کردند در برابر دشمن خارجي از موجوديت خودشان دفاع کنند.
*شما معتقديد اين واکنش مردم قابل پيش‌بيني بود و البته نبايد در آن مبالغه کرد، برخي از محققين توسعه معتقدند حوادث تاريخي محتمل‌الطرفين هستند، يعني پس هر حادثه تاريخي مي‌تواند نتايج متفاوتي وجود داشته باشد که گاهي هم کاملاً متضاد يکديگر هستند، به‌هرصورت تصور عمومي اين است که جنگ دوازده روزه به دلايل زيادي نوعي از همبستگي ايجاد کرد، اگر اين را واکنش مردم بدانيم الان چه انتظاري از رفتار حاکميت با مردم مي‌توانيم داشته باشيم؟
من هميشه گفته‌ام هر ساختاري يکسري محدوديت‌ها با خودش دارد اما دقيقا در همان لحظه امکان‌هايي هم دارد، مردم مي‌دانند در ساختار امکان‌هايي وجود دارد و نمي‌خواهند آن را بهم بريزند که زير پاي‌شان خالي شود، ضمن اين‌که مي‌دانند محدوديت زياد است، در برآيند اين وضعيت مردم در اين‌جا همبستگي کردند، يعني نارضايتي‌هاي خودشان را که طي سال‌هاي گذشته ايجاد شده بود را کنار گذاشتند، حالا نوبت حکوکت است. الان عقلاي حکومت بايد منافع خودشان را کنار بگذارند و در رده‌هاي مختلف باهم صحبت کنند، از کارشناسان گرفته تا تصميم‌گيران اصلي بايد با تکيه بر گزارش‌هاي دقيق حق مردم را ادا کنند، حکومت بايد سيگنال‌هاي صادقانه و سريع نشان دهد و اين وحدت را با پذيرش کثرت معنا بدهد.
*اگر بخواهيد مصداقي درباره ادا شدن اين حق صحبت کنيد، از چه چيزهايي نام مي‌بريد؟
در درجه اول فعال کردن ديپلماسي عقلاني است، اين‌که گفته شود ما مذاکره نمي‌کنيم جنبه احساسي ماجرا است، ملت‌هايي که توسعه دارند اول با عقلانيت به صلح رسيدند، بنابراين براي فعال کردن ديپلماسي عقلايي متخصصين را دور هم جمع کنند، در ديپلماسي دوست و دشمن براساس عملکردها تغيير مي‌کند و مسئولان بايد با جلب نظر متخصصان راه‌هاي فعال کردن ديپلماسي را جست‌وجو کنند.دولت بايد شرايطي ايجاد کند که عقلاي جامعه به سيستم‌هاي تصميم‌ساز وارد شوند تا منجر به واکنش سريع شود، الان جامعه ايران به واکنش عقلاني سريع نياز دارد.
پرونده کساني‌که حقوق‌شان سلب شده و به‌صورت غلطي زنداني شده‌اند مجدد فعال شود و قوه قضائيه با استقلال قضايي به اين پرونده‌ها رسيدگي کند. اگرچه صداهاي تندرو وجود دارد اما در مقابل اين‌ها نياز به نخبگان خردگرا است.
حاکميت ديد که در همبستگي اجتماعي ايجاد شده انواع سبک زندگي وجود دارد، دختراني که لباس مورد نظر بخش تندروي حکومت را نمي‌پوشند هم در اين همبستگي شريک بودند؛ در اين همبستگي تنوع قومي، مذهبي، زباني و سبک زندگي ديده شد، ديدگاه‌هاي سياسي مخالف هم سهم داشتند، بنابراين يکي از سيگنال‌هاي مهمي که حاکميت بايد به مردم بدهد به رسميت شناختن چيزي است که در خيابان‌هاي ما جريان دارد، با همان تنوع زيبايي که دارد، طوري‌که جامعه احساس کند ديگر حکومت با لباس و سبک زندگي‌اش برخورد نمي‌کند.از ايرانيان خارج از وطن بايد بهره ببريم، ايراني‌هاي باسواد و با سرمايه‌اي در خارج از کشور داريم که به ايران دلبسته هستند و اتفاقا اين افراد در مجامع بين‌المللي نفوذ دارند، اين گروه را بايد جلب کرد و از قابليت آن‌ها استفاده کرد.نياز بعدي حل بلاتکليفي‌هاي بعد از جنگ است، مثلاً به دليل توقف پروازهاي هوايي گرفتاري‌هاي زيادي ايجاد شده است، بسياري سفر ضروري درماني داشتند، برخي پروژه‌هاي اقتصادي روي زمين مانده، دانشگاه‌ها تا حدودي بلاتکليف هستند، اين‌ها هرچه سريع‌تر بايد رفع شود تا آرامش به جامعه برگردد.
*با توجه به تجربه مقصود فراستخواه از چابکي نظام سياسي و اداري کشور، به‌نظرتان مجموعه حاکميت از عهده انجام اين مواردي که مطرح کرديد برمي‌آيد؟
من خيلي نگران هستم، الان نمي‌توانم خلاف نجواي آهسته‌ي عقلم با شما صحبت کنم، من دلهره دارم و شواهد نگران کننده‌ي کمي نمي‌بينم که بي‌عقلي‌ها بماند، اخلافات حل نشود و دست و پاي کساني‌که مي‌توانند براي کشور کاري کنند بسته شود.ما در وضعيتي هستيم که سيستم به نوآوري و خلاقيت دروني و بيروني نياز دارد، نياز به شجاعت دارد، در اين شرايط به افراد فداکاري نياز است که پاي منافع کشور بايستند همان‌طورکه مردم و سربازهايي که پاي پدافند جان‌شان را از دست دادند اين‌ها هم بايد شجاعت کنند. متاسفانه ساختارهاي ما طوري هست که راديکال‌ها مي‌توانند نفوذ کنند و ساختار نمي‌تواند تندروي را پس بزند. همين الان از تلويزيون صداهايي شنيده مي‌شود که به کشور لطمه مي‌زند.
الان همان دوگانه‌اي که شما ابتداي گفت‌وگو مطرح کرديم را در خودم مي‌بينم، از يک سو نگران هستم و از سوي ديگر اميد دارم، در وضعيت بيم و اميد به سر مي‌برم، هم سيگنال‌هاي مثبت ديدم هم نگران کننده. اميدوارم با کمترين هزينه بتوانيم به جريان زندگي برگرديم.
*شما از بيم و اميد صحبت کرديد، از گزاره‌هاي تريبوني که اين روزها به‌گوش مي‌رسد اين نگراني احساس مي‌شود که اين وحدت يا همبستگي ايجاد شده به طريقي مصادره به مطلوب شود، انگار که بخواهد وحدت در تکثر را مجدد رد کند، اين‌طور نيست؟
برخي دارند از اين وحدت براي خودشان خرج مي‌کنند، اين گروه بدانند که وجدان‌هاي بيدار و نسل‌هاي آينده آن‌ها را نخواهند بخشيد، بدانند که دچار نفرين نسل‌ها خواهند شد، متاسفانه اين تفکر يک زمين سوخته براي کشور باقي مي‌گذارد، کجاي اين همبستگي مردم مي‌خواهد رفتارهاي راديکال را توجيه کند؟ در نتيجه دارند مصادره به مطلوب مي‌کنند، اين رفتار نتايج بدي خواهد داشت.همه ما بايد بدانيم که در چنين وضعيتي هر تغييري در ساخت سياسي کشور ايران را به خطر مي‌اندازد و ايران را بيش از اين عقب نگه خواهد داشت، لذا بايد قبل از واقعه علاج کرد تا چنين چيزي رخ ندهد.
*شما در کلام‌تان گفتيد که در وضعيت موجود جامعه نياز به واکنش سريع و عقلاني دارد و افرادي بايد باشند که با شجاعت اين تصميمات را بگيرند، به‌نظرتان گرفتن چنين تصميماتي از عهده آقاي پزشکيان برمي‌آيد؟
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از خبرآنلاين،خيلي دوست دارم صريح چيزي بگويم، اما برخي ملاحظات اخلاقي، فکري و معرفتي همه چيز را پيچيده کرده است. در مجموع ويژگي‌هايي در ايشان هست که مي‌تواند چنين نقشي را بازي کند، ايشان را مي‌شناسم، کسي نيست که دنبال رانت و منافع باشد، هميشه با مردم بوده، اما موقعيت پيچيده است، انگار در ساختار اداري و تصميم‌سازي ما يک نوع ترديد وجود دارد که نمي‌تواند از رئيس‌جمهور پشتيباني کامل کند تا او در اين موقعيت يک اقدام تاريخي ماندگار انجام بدهد.ايران در وضعيتي هست که جريان عادي امور با اين همه راديکاليزم کشور را نجات نمي‌دهد، اما اگر اقدامات سريع، جدي، تاريخي، عقلاني فداکارانه در ايران صورت بگيرد ممکن است که ما بتوانيم از اين گردنه تاريخي عبور کنيم، با اين وجود ما همچنان با اميد زندگي مي‌کنيم.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/04/25 03:02 ب.ظ | دفعات بازدید: 2126 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور